منبع زندگینامه
با سلام و درود بر منجی عالم بشریت مهدی موعود – عجلاللهتعالی فرجه- و درود بر نایب خاص حضرت مهدی – عجلاللهتعالی فرجه- خورشید جماران کبیر و سلام بر تمامی خانواده شهدا، که عزیزان خود را فدای اسلام کردند و زینب گونه صبر کردند.
در مسلخ عشق، جز نکو را نکشند <br />روبه صفتان زشتخو را نکشند<br /> گر عاشق صادقی زمردن مهراس <br />مردار بود هرآنکه او را نکشند<br />
قرآن میفرماید: «ولا تقولوا لمن یقتل فی سبیلالله امواتٌ بل احیاءٌ ولکن لا تشعرون» (بقره-۱۵۴) نگویید آن کسانی که در راه خدا کشته شدند، مردهاند بلکه آنها زندهاند؛ ولی شما درک نمیکنید.
مادر! خداحافظ؛ میدانم داغ جوان خیلی سخت است؛ ولی شما صبر کنید که خداوند میفرماید:«انالله معالصابرین» به درستی که خداوند با صبرکنندگان است. از پدر و مادر میخواهم که از برادرانم برای جبهه رفتن جلوگیری نکنند و برادران گرامیام نگذارید اسلحة من بر زمین بیافتد و از خانوادة گرامیام میخواهم که هیچ ناراحت نباشید؛ چون که من از علی اکبر امام حسین – علیهالسلام- آن تازه داماد، بالاتر نیستم و از امت حزب الله میخواهم که از جوانهایشان برای رفتن به جبهه جلوگیری نکنند. اگر شماها میخواهید فردا{درمقابل}امام حسین-(علیهالسلام)و پیامبر و حضرت زهرا- سلامالله علیها- روسفید شوید، باید این جوانهای خود را به جبهههای حق علیه باطل بفرستید.
*این قسمت مخصوص قوم و خویشان
خدمت پدر و مادرم سلام عرض می کنم و از شما میخواهم که به این چند وصیت من جامه عمل بپوشانید و همچنین برادرانم و خواهرانم و همة قوم و خویشان؛
در مرحلة اول نماز و خدا را به هیچ وجه فراموش نکنید و از پدر و از خانوادهام میخواهم که این شهید شدن باعث نشود که شما نسبت به مردم فخر بورزید و از قوم و خویشان می خواهم که جوانهایشان را به جبهه بفرستند و از تو پدر میخواهم که حتماً زکات خود را پرداخت کنید باز هم پدر و مادر گرامی از شما می خواهم که از برادرانم برای جبهه رفتن جلوگیری نکنید پدر و مادر گرامی! شما خیلی برای من زحمت کشیدید؛ ولی من نتوانستم حق آن زحمتهای شما را ادا کنم از شما کوچکانه میخواهم که مرا ببخشید و مرا حلال کنید.
مادر جان! بنده نماز قضایی ندارم ولی روزة قضا دارم و آن ۳ ماه و ۱۰ روز می باشد و اگر خودتان نمیتوانید بگیرید، کسی را اجیر بگیرید که برایم بگیرند یعنی به کسی پول دهید تا از جای بنده روزه بگیرد و حتماً این کار را بکنید ، پسر عمویم علی ابراهیمی ۳۰۰ تومان رهن میخواهد اگر ندادهاید، به آن بدهید بنده از ضیاء ۳۰۰ تومان می خواهم آن را از آن بگیرید، بنده میخواستم برای پسرخالهام امیر خان روزه بگیرم ولی نتوانستم آن را بگیرم به زن او بگویید که احمد نتوانسته روزه بگیرد، یک ماه روزه بود.
از شما میخواهم که مواد غذایی و پول بیشتر در مرگم خرج نکنید و آن را کمک به جبهه کنید چون جز اینکه شکم مردم را سیر کند کار دیگری ندارد؛ ولی اگر آن را به جبهه کمک کنید هم کمک به اسلام کردهاید و هم در روز آخرت به داد شما میرسد و از برادرانم میخواهم که نگذارند سنگر من خالی بماند و مادر جان سروصورت خود را چاک و خونین نکنید که این کار حرام است و خدا از این کار خوشش نمیآید و از خواهرانم یک به یک میخواهم از شوهرهایشان برای جبهه رفتن جلوگیری نکنند و پسران خود را بفرستند. مادر جان وعدة من و تو روز قیامت باشد و محل دفن بنده هر کجا که پدر و مادرم صلاح بدانند. والسلامعلیکم ۲/۱۰/۱۳۶۵ احمد ابراهیمی منبع وصیتنامه ابراهیمی1<ref>[http://yaranereza.ir/ShowSoldier.aspx?SID=1587 سایت یاران رضا]</ref>
http://yaranereza.ir/ShowSoldier.aspx?SID=1587=پانویس==<references />