شهیداسماعیل زرچینی: تفاوت بین نسخهها
Fazayemajazi (بحث | مشارکتها) (←زندگی نامه) |
|||
| (۲ نسخههای متوسط توسط ۲ کاربران نشان داده نشده) | |||
| سطر ۹: | سطر ۹: | ||
با آغاز نهضت انقلاب اسلامی قبل از اين که به خدمت مقدس سربازی فرا خوانده شود خود را سرباز امام زمان و امام خمينی می خواند. با اوج گيری شعله های انقلاب پيوسته در کنار مردم و در تظاهرات شرکت می کرد و در تمامی نماز جمعه های دانشگاه تهران (سنگر عاشقان الله) می شتافت. هيچ وقت برادر و خواهرانش را فراموش نمی کرد. در ارديبهشت ماه سال 1360 به خدمت سربازی اعزام شد. در مرکز آموزش 6 دوره آموزشی را به پايان برد و سپس به ستاد مشترک ارتش جمهوری اسلامی ايران انتقال يافت. | با آغاز نهضت انقلاب اسلامی قبل از اين که به خدمت مقدس سربازی فرا خوانده شود خود را سرباز امام زمان و امام خمينی می خواند. با اوج گيری شعله های انقلاب پيوسته در کنار مردم و در تظاهرات شرکت می کرد و در تمامی نماز جمعه های دانشگاه تهران (سنگر عاشقان الله) می شتافت. هيچ وقت برادر و خواهرانش را فراموش نمی کرد. در ارديبهشت ماه سال 1360 به خدمت سربازی اعزام شد. در مرکز آموزش 6 دوره آموزشی را به پايان برد و سپس به ستاد مشترک ارتش جمهوری اسلامی ايران انتقال يافت. | ||
شهید زرچینی در بدو ورود به ستاد مشترک با کمک ساير هم دوره ای هايش برادران سرباز و ديگر درجه داران را به شرکت در نماز جمعه و خواندن دعای کميل تشويق می کرد. وی روزهای جمعه را روز همبستگی امام و امت در مقابل دشمن می ناميد و عاشق امام بود. همیشه سفارش و توصيه می کرد در قلبتان جز خط سازش ناپذير ولایت فقيه گرايش و دوستی ديگری نباشد. او عاشق جبهه بود. بارها به فرمانده واحد مربوطه مراجعه و تقاضای اعزام به جبهه را نمود تا اين که روز موعود فرا رسيد و به جبهه [[سومار]] اعزام شد | شهید زرچینی در بدو ورود به ستاد مشترک با کمک ساير هم دوره ای هايش برادران سرباز و ديگر درجه داران را به شرکت در نماز جمعه و خواندن دعای کميل تشويق می کرد. وی روزهای جمعه را روز همبستگی امام و امت در مقابل دشمن می ناميد و عاشق امام بود. همیشه سفارش و توصيه می کرد در قلبتان جز خط سازش ناپذير ولایت فقيه گرايش و دوستی ديگری نباشد. او عاشق جبهه بود. بارها به فرمانده واحد مربوطه مراجعه و تقاضای اعزام به جبهه را نمود تا اين که روز موعود فرا رسيد و به جبهه [[سومار]] اعزام شد | ||
| − | قبل از آن که به جبهه اعزام شود مرخصی پنج روزه برای ديدن و خداحافظی از پدر و مادر و برادر و خواهرانش گرفت و عازم روستایشان گرديد. بيش از يک روز نزد آنها نماند و گفت: هر چه زودتر بايد برگردم تا مبادا به جای من فرد ديگری را اعزام نمايند. از پدر و مادرم خداحافظی کرد و راهی میدان نبرد شد. سرانجام [[شهید اسماعیل زرچینی]] در تاريخ 1361/10/11 به آرزوی ديرينه اش که همانا شهادت و پيوستن به لقاء الله بود، رسيد | + | قبل از آن که به جبهه اعزام شود مرخصی پنج روزه برای ديدن و خداحافظی از پدر و مادر و برادر و خواهرانش گرفت و عازم روستایشان گرديد. بيش از يک روز نزد آنها نماند و گفت: هر چه زودتر بايد برگردم تا مبادا به جای من فرد ديگری را اعزام نمايند. از پدر و مادرم خداحافظی کرد و راهی میدان نبرد شد. سرانجام [[شهید اسماعیل زرچینی]] در تاريخ 1361/10/11 به آرزوی ديرينه اش که همانا شهادت و پيوستن به لقاء الله بود، رسيد<ref>[http://ajashohada.ir/home/martyrdetails/44959 سایت شهدای ارتش]</ref> |
| − | + | ==پانویس== | |
| − | + | ||
| − | + | <references /> | |
نسخهٔ کنونی تا ۶ مهر ۱۳۹۸، ساعت ۱۳:۰۴
تاریخ تولد : 19/07/1341 تاریخ شهادت : 11/10/1361 محل شهادت : نامشخص محل آرامگاه: مرکزی – تفرش - زرچین
زندگی نامه
شهيد اسماعيل زرچينی از زمره ی خيل بی پايان عاشقانی است که در راه وصال معشوق گام نهاد و سرانجام در راه عقيده اش سرمايه (جان) خويش را نثار کرد. وی در تاریخ 1341/07/19 در يکی از روستاهای شهرستان تفرش (دَربَر) در خانواده ای مذهبی چشم به جهان گشود و در آغوش گرم مادر بزرگ شد. سپس تحصيلات خود را از سن هفت سالگی شروع و تا اول راهنمایی ادامه داد و در طول زندگی در کنار پدرش به کار کشاورزی و کمک به مادر پرداخت. او فرزندی مهربان بود تا در سال 1359 به تهران مهاجرت و به ديدن برادر و خواهرانش رفت. مدت کوتاهی ماندگار و در بازار به کار کفاشی اشتغال و ضمن کار اول راهنمایی خود را در آموزشگاه عنصری ابوسعيد تهران گذرانيد. او با وجود زندگی در روستا بسيار انقلابی، فعال و باتقوا بود. با آغاز نهضت انقلاب اسلامی قبل از اين که به خدمت مقدس سربازی فرا خوانده شود خود را سرباز امام زمان و امام خمينی می خواند. با اوج گيری شعله های انقلاب پيوسته در کنار مردم و در تظاهرات شرکت می کرد و در تمامی نماز جمعه های دانشگاه تهران (سنگر عاشقان الله) می شتافت. هيچ وقت برادر و خواهرانش را فراموش نمی کرد. در ارديبهشت ماه سال 1360 به خدمت سربازی اعزام شد. در مرکز آموزش 6 دوره آموزشی را به پايان برد و سپس به ستاد مشترک ارتش جمهوری اسلامی ايران انتقال يافت. شهید زرچینی در بدو ورود به ستاد مشترک با کمک ساير هم دوره ای هايش برادران سرباز و ديگر درجه داران را به شرکت در نماز جمعه و خواندن دعای کميل تشويق می کرد. وی روزهای جمعه را روز همبستگی امام و امت در مقابل دشمن می ناميد و عاشق امام بود. همیشه سفارش و توصيه می کرد در قلبتان جز خط سازش ناپذير ولایت فقيه گرايش و دوستی ديگری نباشد. او عاشق جبهه بود. بارها به فرمانده واحد مربوطه مراجعه و تقاضای اعزام به جبهه را نمود تا اين که روز موعود فرا رسيد و به جبهه سومار اعزام شد قبل از آن که به جبهه اعزام شود مرخصی پنج روزه برای ديدن و خداحافظی از پدر و مادر و برادر و خواهرانش گرفت و عازم روستایشان گرديد. بيش از يک روز نزد آنها نماند و گفت: هر چه زودتر بايد برگردم تا مبادا به جای من فرد ديگری را اعزام نمايند. از پدر و مادرم خداحافظی کرد و راهی میدان نبرد شد. سرانجام شهید اسماعیل زرچینی در تاريخ 1361/10/11 به آرزوی ديرينه اش که همانا شهادت و پيوستن به لقاء الله بود، رسيد[۱]