شهیداحمد نظری: تفاوت بین نسخهها
Fazayemajazi (بحث | مشارکتها) (←وصیت نامه) |
|||
| (یک نسخهٔ متوسط توسط کاربر دیگری نشان داده نشده) | |||
| سطر ۳۱: | سطر ۳۱: | ||
==وصیت نامه== | ==وصیت نامه== | ||
| − | |||
واينک کربلاي ديگري است. حسينوار برخاسته و فرياد « هل من ناصر ينصرني» حسين را تکرار کرده و همه کس را در اين کربلا به وادي ميخواند. من و شما اي برادرانم بايد به اين ندا لبيک گوييم و راهي را برگزينيم که حسين و يارانش پيمودند. | واينک کربلاي ديگري است. حسينوار برخاسته و فرياد « هل من ناصر ينصرني» حسين را تکرار کرده و همه کس را در اين کربلا به وادي ميخواند. من و شما اي برادرانم بايد به اين ندا لبيک گوييم و راهي را برگزينيم که حسين و يارانش پيمودند. | ||
| − | |||
من نيز آگاهانه و خالصانه چنين راه سرخي را انتخاب نمودم و اسماعيلوار به قربانگاه شتافتم تا با دشمنان خدا پيکار کنم و شرک و کفر را از ميان بردارم. همانند علمدار باشم براي حسين زمان، امام عزيز و تا جان در بدن دارم از اين پرچم حمايت نمايم... | من نيز آگاهانه و خالصانه چنين راه سرخي را انتخاب نمودم و اسماعيلوار به قربانگاه شتافتم تا با دشمنان خدا پيکار کنم و شرک و کفر را از ميان بردارم. همانند علمدار باشم براي حسين زمان، امام عزيز و تا جان در بدن دارم از اين پرچم حمايت نمايم... | ||
| − | |||
و امّا شما همسرم! در زندگي حجاب، عفّت و پاکدامني را سرلوحهي خودت قرار بده و هميشه فاطمهوار و زينبگونه زندگي و مبارزه کن و پيام شهيدان خدا را به گوش جهانيان برسان. من به زندگي و زن و بچّه علاقه دارم ولي خدا و قرآن و اسلام را بيشتر از آنها دوست دارم. فرزندم را طوري تربيت کن که خدا ميخواهد. به او بگو پدري داشتي که در راه اسلام و قرآن با کفّار پيکار کرده و به شهادت رسيده است. | و امّا شما همسرم! در زندگي حجاب، عفّت و پاکدامني را سرلوحهي خودت قرار بده و هميشه فاطمهوار و زينبگونه زندگي و مبارزه کن و پيام شهيدان خدا را به گوش جهانيان برسان. من به زندگي و زن و بچّه علاقه دارم ولي خدا و قرآن و اسلام را بيشتر از آنها دوست دارم. فرزندم را طوري تربيت کن که خدا ميخواهد. به او بگو پدري داشتي که در راه اسلام و قرآن با کفّار پيکار کرده و به شهادت رسيده است. | ||
و در آخر چند کلمه براي دخترم مينويسم: | و در آخر چند کلمه براي دخترم مينويسم: | ||
| − | + | تو اي دخترم! همانند ديگر دختران شهدا محکم و استوار باش و بدان که تنها تو نيستي که پدرت در اين راه رفته، خيلي از پدران بچّهها رفتهاند و شما هم يکي از آنها هستي. از تو ميخواهم با استقامت خودت بر دهان ياوهگويان داخلي و خارجي بزني و به آنها نشان بدهي که پدرت به خاطر اسلام جان خود را داده است. زندگي خودت را ساده بگذران. به دنيا دل مبند که دنيا زودگذر است. باتقوا و اطاعت مطلق از خدا توشهي آخرت خود را آماده کن.<ref>[http://www.3000shahid.ir/martyr/bio/1203 سايت ستاد کنگره بزرگداشت سه هزار شهيد استان سمنان] </ref> | |
| − | تو اي دخترم! همانند ديگر دختران شهدا محکم و استوار باش و بدان که تنها تو نيستي که پدرت در اين راه رفته، خيلي از پدران بچّهها رفتهاند و شما هم يکي از آنها هستي. از تو ميخواهم با استقامت خودت بر دهان ياوهگويان داخلي و خارجي بزني و به آنها نشان بدهي که پدرت به خاطر اسلام جان خود را داده است. زندگي خودت را ساده بگذران. به دنيا دل مبند که دنيا زودگذر است. باتقوا و اطاعت مطلق از خدا توشهي آخرت خود را آماده کن.<ref>[http | + | |
| − | + | ||
| − | + | ||
| − | + | ||
| − | + | ||
==پانویس== | ==پانویس== | ||
<references /> | <references /> | ||
نسخهٔ کنونی تا ۷ مهر ۱۳۹۸، ساعت ۱۵:۲۲
احمد نظری
فرزند : عبدالمحمد
متولد : 1341/07/08 در سمنان
تحصیلات : زیر دیپلم
تاهل : متاهل
یگان : سپاه سمنان - تیپ 12- گردان علی ابن ابیطالب ( ع )
مدت حضور : 14 ماه
مسئولیت : فرمانده دسته
نوع عضویت : پاسدار
نوع شغل : نظامی
تاریخ شهادت : 1365/12/19
محل شهادت : شلمچه
عملیات : پدافندی
محل دفن : سمنان امام زاده اشرف
rId5
وصیت نامه
واينک کربلاي ديگري است. حسينوار برخاسته و فرياد « هل من ناصر ينصرني» حسين را تکرار کرده و همه کس را در اين کربلا به وادي ميخواند. من و شما اي برادرانم بايد به اين ندا لبيک گوييم و راهي را برگزينيم که حسين و يارانش پيمودند. من نيز آگاهانه و خالصانه چنين راه سرخي را انتخاب نمودم و اسماعيلوار به قربانگاه شتافتم تا با دشمنان خدا پيکار کنم و شرک و کفر را از ميان بردارم. همانند علمدار باشم براي حسين زمان، امام عزيز و تا جان در بدن دارم از اين پرچم حمايت نمايم... و امّا شما همسرم! در زندگي حجاب، عفّت و پاکدامني را سرلوحهي خودت قرار بده و هميشه فاطمهوار و زينبگونه زندگي و مبارزه کن و پيام شهيدان خدا را به گوش جهانيان برسان. من به زندگي و زن و بچّه علاقه دارم ولي خدا و قرآن و اسلام را بيشتر از آنها دوست دارم. فرزندم را طوري تربيت کن که خدا ميخواهد. به او بگو پدري داشتي که در راه اسلام و قرآن با کفّار پيکار کرده و به شهادت رسيده است.
و در آخر چند کلمه براي دخترم مينويسم: تو اي دخترم! همانند ديگر دختران شهدا محکم و استوار باش و بدان که تنها تو نيستي که پدرت در اين راه رفته، خيلي از پدران بچّهها رفتهاند و شما هم يکي از آنها هستي. از تو ميخواهم با استقامت خودت بر دهان ياوهگويان داخلي و خارجي بزني و به آنها نشان بدهي که پدرت به خاطر اسلام جان خود را داده است. زندگي خودت را ساده بگذران. به دنيا دل مبند که دنيا زودگذر است. باتقوا و اطاعت مطلق از خدا توشهي آخرت خود را آماده کن.[۱]