==وصیت نامه== بسم الله الرحمن الرحیم به نام الله، به نام خداوند درهم کوبنده مستکبرین و به نام خداوند رحیم. « و لا تحسبن الذین قتلوا فی سبیل الله امواتاً بل احیاء عند ربهم یرزقون » نپندارید آنهایی که در راه خدا جهاد کرده اند مرده اند، بلکه زنده اند و نزد ایشان روزی می خورند . با سلام به حضرت حجت ابن الحسن عسکری روحی و ارواحنا الفداء و نایب بر حقش امام امت . پوست و استخوان و زبان و دلم شهادت می دهد به وحدانیت خدا و شهادت رسول خدا و بنده پاک اوست و گواهی می دهم می دهم که حضرت محمد بنده خدا و حضرت علی امام اول من است و پس از شهادت به وجود یک یک امامان معصوم شهادت می دهم که قیامتی وجود دارد و روز رستاخیزی وجود دارد که در آن روز همۀ انسان ها برای پاسخگویی به کردار و گفتار و پندارشان زنده می شوند و آن روز روز حساب است . آن روز روزی است که حق مظلومان از ظالمان گرفته می شود . آن روز روزی است که انسان ها مانند مرغان مست و هراسان به آن طرف و این طرف می روند آنهایی که کافر شدند و کفر ورزیدند و در آن زمان انسان های مؤمن چون خورشید رخشان یک سر و گردن از دیگران بلندترند و پس ای انسان ها، خود را برای آن روز آماده کنید که در آن موقع برای توبه دیر است. حال سخنی با مردم شهید پرور سمنان: از تمام دوستان و آشنایان و یا دیگران درخواست می کنم که اگر از من از روی نافهمی عمل بدی و یا گفتۀ ناپسندی شنیده اند ببخشند و اگر از من چیزی یا پولی می خواهند و من از آن بی خبرم، حتماً از خانواده دریافت کنند تا روح من شاد گردد و حال [ از] آنهایی که تحت کوچک ترین عملکرد بدی که از یک مسئول می بینند از دین خدا و رسول او دست می کشند و از صراط مستقیم خارج می شوند، یا در اثر کمبودهای مادی به تمام سران مملکت دشنام می دهند، می خواهم که به خود آیند و تمام عبادت و طاعت خود را به خاطر خدا کنند . پاداش آن را از خدا بخواهند و در همۀ مشکلات صبور باشند که خداوند صابرین را دوست دارد و به خاطر صبرشان ارج عظیمی به آنها می دهد و به هوش باشید که خون شهیدان از بین نرود تا در روز قیامت با بدنی از خون جلوی شما را بگیرند و از شما بازخواست کنند. و حال سخنی با خانواده خود: از پدر و مادرم می خواهم که مرا ببخشند و از کارهایی که از من سرزده چشم پوشی کنند . می دانم که مرا با چه مشقتی و با چه دشواری بزرگ کرده اید، مخصوصاً مادر عزیزم که شما تا صبح بیدار مانده و مرا راه برده و چه بسا در نیمه شب مرا به دکتر در زیر باران فراوان رسانده و پدر عزیزم که حدود 30 سال تمام هر روز قبل از طلوع آفتاب از خانه بیرون رفته و برای تهیه غذ ا و آسایش ما کار کرده است . من نتوانستم زحمت های شما را جبران کنم ، ولی انشاءالله در روز قیامت جبران تمام زحمات شما را بکنم و از شما می خواهم در آن روزی که مرا به خاک می سپارید ، صبوری کنند تا همه مردم بروند و بعد هرچه می خواهند.منبع سايت ستاد کنگره بزرگداشت سه هزار شهيد استان سمنان<ref> [http://www.3000shahid.ir/martyr/bio/2285سايت ستاد کنگره بزرگداشت سه هزار شهيد استان سمنان] </ref> ==پانویس== <references />