==خاطرات==
خاطره ای *از زبان مادر شهید: چند بار به خانه آمد و به من گفت: مادر! غذا داري؟ براي کسي مي خواهم ببرم. مي گفت: يک نفر از راه دور آمده دنبال کار مي گردد، نه پول دارد نه غذا. حسین به او کمک مي کرد و برايش از خانه غذا مي برد و يا از بيرون برایش تهيه مي کرد.<ref>[http://%20http://www.ajashohada.ir/home/martyrdetails/43250 سایت شهدای ارتش]</ref>
==پانویس==
<references />