ویرایش‌ها

شهیدحسین جعفری شورک

۱۶ بایت حذف‌شده، ‏۷ مهر ۱۳۹۸، ساعت ۱۵:۰۲
/* خاطرات */
- در زمان جنگ یک روز با سید حسین به آب گرم رفته بودیم تا در ضمن تفریح [[زیارت عاشورا]] بخوانیم وقتى رسیدیم عده‏اى کنار هم نشسته بودند و موسیقى می‌نواختند و می‌رقصیدند سید حسین گفت برویم جاى آنها وقتى رسیدیم آنها به احترام سید حسین موسیقى و رقص را تعطیل کردند و نشستند سید حسین از چایى هایى که به همراه خودمان برده بودیم براى آنها ریخت و گفت بفرمائید چاى بخورید و سپس ادامه دهید چرا قطع گردید گفتند: به احترام شما که جبهه رفته هستید و خجالت می‌‏کشیم ایشان چند آیه از [[قرآن]] و چند حدیث در رابطه با این عمل زشت خواند و برایشان صحبت کرد به حدى که آنها تحت تأثیر صحبت‏هاى سید حسین قرار گرفتند و بعد از اتمام صحبت سید حسین وسایل لهو و لعبشان را شکستند و با ما زیارت عاشورا خواندند و براى رفتن به جبهه اعلام آمادگى کردند .
- سید حسین جعفرى همیشه در جیب لباسش یک [[قرآن]] جیبى داشت چند بار به او گفتم سید حسین این قرآن را که در جیب می‌‏گذارى امکان دارد بى وضو باشى یا دستشویى بروى و بى احترامى نسبت به قرآن باشد گفت نه مواظبم من با قرآن انس دارم و در [[عملیات بیت المقدس]] تیرى به سینه‏‌اش خورد که پس از عبور از قرآن جیبی که در جیبش بود در زیر پوست سینه‌‏اش و پس از رسیدن به استخوان متوقف شد و او اصلاً بر روى خود نیاورد یکبار که با هم به مرخصى آمدیم در [[مشهد]] گفت می‌‏خواهم به بیمارستان بروم با هم رفتیم بیمارستان قائم او داخل اتاق جراحى شد و بعد از یک ساعت بیرون آمد و در حالى که گلوله‌‏اى در دستش بود میخندید رو به من کرد و گفت بیا ابوالفضل این هم از معجزات قرآن است که گلوله پس از برخورد با قرآن در زیر پوست متوقف میشود و الان براحتى برداشته شد .<ref>[http://%20http://yaranereza.ir/ShowSoldier.aspx?SID=%205812 5812 سایت یاران رضا]</ref>  
==پانویس==
<references />
دیوانسالار، مدیر، uploader
۵٬۰۸۰
ویرایش