وصیت نامه شهید مهرعلی آقاجانی مورخ 21/11/64
وصیت نامه ام را شروع می کنم. درود و سلام بر رهبر کبیر انقلاب اسلامی ایران و با درود و سلام به تمام شهیدان راه خدا و با درود و سلام بر رزمندگان اسلام که در جبهه حق را شروع می کنم . پدر من « شهید مهر علی آقاجانی » علیه باطل می جنگند. وصیت نامه ام به عنوان وصی من و زنم به عنوان ناظر می باشد. پدرجان، من چند سال بود که نماز و روزه نگرفته بودم، حال شما به جای من بگیر. چیز 3 بدی از دست من دیدید، ببخشید. هرکجا که
دفنم بکنند شما خودتان می دانید و از زن و بچه ام کاملاً مواظبت نمایید به خصوص بچه ام از کلیه دوستان و آشنایان و فامیل ها که از من بدی دیدند باید ببخشند. پدرجان من از روز اول خوشی را ندیدم، تا حال که به درجۀ رفیع شهادت نائل 5 آمده ام. پدرجان ، هرچه که همسر عزیز من خواسته انجام بدهد کسی حق ندارد جلو آن را بگیرد، چون آنکه گناه نکرده است و اگر خواسته دخترم را بگیرد که هیچ و اگر نبود، پدرجان از آن خیلی خیلی
مواظبت بکنند. حساب کن که آن من هستم. پدرجان من مبلغ پنج هزار ریال تمام از آقای گمان نکنید که من مرده ام » حسن که [...] می خواهم و شوهر خاله اش می باشد. پدرجان آن چیزهایی که مانند طلا باشد نصف . « مرده ام بلکه زنده ام و نزد خداوند روزی می خورم
مال دخترم و نصف مال همسرم. اما بقیه وسایل خانگی سهم خودم سهم همسرم باشد،