شهیدحسین اشرفی: تفاوت بین نسخه‌ها

از دانش‌نامه فرهنگ ایثار , جهاد و شهادت
پرش به: ناوبری، جستجو
(صفحه‌ای جدید حاوی «کد شهید: 6201852 تاریخ تولد : 1344/01/02 نام : حسین‌ محل تولد : تربت ‌حیدریه نام خانواد...» ایجاد کرد)
 
جز (Salehi98 صفحهٔ شهید حسین اشرفی را به شهیدحسین اشرفی منتقل کرد)
 
(۲ نسخه‌های متوسط توسط ۲ کاربران نشان داده نشده)
سطر ۹: سطر ۹:
 
نوع عضویت : سایر شهدا مسئولیت : پزشکیار
 
نوع عضویت : سایر شهدا مسئولیت : پزشکیار
 
گلزار : رشتخوار
 
گلزار : رشتخوار
زندگی نامه
+
==زندگی نامه==
 
محمد حسین اشرفی، در سال 1344 در روستای «باسفر» پا به عرصه‌ی وجود گذاشت. قبل از دبستان قرآن را فرا گرفت و همیشه قرآن کوچکی به همراه داشت و گاه بی گاه به خواندن آن مشغول می‌شد. دوران دبستان را با موفقیت به پایان برد.
 
محمد حسین اشرفی، در سال 1344 در روستای «باسفر» پا به عرصه‌ی وجود گذاشت. قبل از دبستان قرآن را فرا گرفت و همیشه قرآن کوچکی به همراه داشت و گاه بی گاه به خواندن آن مشغول می‌شد. دوران دبستان را با موفقیت به پایان برد.
  
سطر ۱۵: سطر ۱۵:
  
 
او که به مدت یازده ماه طی سه بار به جبهه اعزام شده بود، سرانجام در تاریخ 8/12/63 در حالی که بیش از هیجده سال نداشت، شراب وصل را نوشید و به فیض شهادت نایل شد. جسم پاکش پس از یازده سال به زادگاهش برگردانده شد تا سرمشق دیگر جوانان برای حفظ دین و وطن باشد.
 
او که به مدت یازده ماه طی سه بار به جبهه اعزام شده بود، سرانجام در تاریخ 8/12/63 در حالی که بیش از هیجده سال نداشت، شراب وصل را نوشید و به فیض شهادت نایل شد. جسم پاکش پس از یازده سال به زادگاهش برگردانده شد تا سرمشق دیگر جوانان برای حفظ دین و وطن باشد.
وصیت نامه
+
==وصیت نامه==
 
حمد و سپاس خداوندی را که همه‌ی گویندگان از مدح و ثنای او عاجزند و شمارندگان و حسابگران از شمارش نعمت‌های او درمانده و سپاس او را که به سبب خلقت و آفرینشی که فرمود، به خلایق آشکار شده است وبه حجت و برهان خویش در دل‌های آن‌ها ظاهر و نمایان است و سلام بر ملایک خدا که همیشه در رکوع و سجودند و امین وحی و نگهبانان بندگان و دربان بهشتیان او هستند و سلام بر پیامبران و ائمه‌ی معصوم ...
 
حمد و سپاس خداوندی را که همه‌ی گویندگان از مدح و ثنای او عاجزند و شمارندگان و حسابگران از شمارش نعمت‌های او درمانده و سپاس او را که به سبب خلقت و آفرینشی که فرمود، به خلایق آشکار شده است وبه حجت و برهان خویش در دل‌های آن‌ها ظاهر و نمایان است و سلام بر ملایک خدا که همیشه در رکوع و سجودند و امین وحی و نگهبانان بندگان و دربان بهشتیان او هستند و سلام بر پیامبران و ائمه‌ی معصوم ...
  
سطر ۲۴: سطر ۲۴:
 
و خواهرانم! حجاب تیغ شماست. تیغ خود را از کف میندازید و همچون حضرت زینب«س» در شهادتم صبور باشید که دشمن شاد نشود.
 
و خواهرانم! حجاب تیغ شماست. تیغ خود را از کف میندازید و همچون حضرت زینب«س» در شهادتم صبور باشید که دشمن شاد نشود.
  
ای بازماندگانم! مبادا از امام خمینی و اهدافش و از روحانیت جدا شوید. از پیروان ولایت باشید. دشمن می‌خواهد ما را از اهل بیت جدا سازد و شما ای خانواده‌ام و ای مردم شهید پرور! برای امام دعا کنید و لحظه‌ای از ولایت فقیه جدا نشوید.
+
ای بازماندگانم! مبادا از امام خمینی و اهدافش و از روحانیت جدا شوید. از پیروان ولایت باشید. دشمن می‌خواهد ما را از اهل بیت جدا سازد و شما ای خانواده‌ام و ای مردم شهید پرور! برای امام دعا کنید و لحظه‌ای از ولایت فقیه جدا نشوید.<ref>[http://yaranereza.ir/ShowSoldier.aspx?SID=2363یاران رضا]</ref>
 
+
==پانویس==
یاران رضا
+
<references/>
http://yaranereza.ir/ShowSoldier.aspx?SID=2363
+

نسخهٔ کنونی تا ‏۸ مهر ۱۳۹۸، ساعت ۲۱:۰۶

کد شهید: 6201852 تاریخ تولد : 1344/01/02 نام : حسین‌ محل تولد : تربت ‌حیدریه نام خانوادگی : اشرفی تاریخ شهادت : 1362/12/08 نام پدر : عباس‌ مکان شهادت : جزیره مجنون

تحصیلات : سیکل منطقه شهادت : منطقه عملیاتی خیبر شغل : امدادگر یگان خدمتی : سپاه پاسداران گروه مربوط : سایر شهیدان استان خراسان نوع عضویت : سایر شهدا مسئولیت : پزشکیار گلزار : رشتخوار

زندگی نامه

محمد حسین اشرفی، در سال 1344 در روستای «باسفر» پا به عرصه‌ی وجود گذاشت. قبل از دبستان قرآن را فرا گرفت و همیشه قرآن کوچکی به همراه داشت و گاه بی گاه به خواندن آن مشغول می‌شد. دوران دبستان را با موفقیت به پایان برد.

دوران جوانی او مصادف با دوران انقلاب بود. با حضورش در راهپیمایی‌ها و تظاهرات ثابت کرد که یک مسلمان واقعی است و از شهادت هراسی ندارد. به پدر و مادر احترام می‌گذاشت و با شروع جنگ تحمیلی بر آن شد که خانواده‌ی خود را راضی کند و عازم جبهه شود. با شروع عملیات مسلم ابن عقیل در شانزده سالگی به جبهه اعزام شد و در عملیات والفجر 6 مسؤولیت امدادگری را به عهده داشت.

او که به مدت یازده ماه طی سه بار به جبهه اعزام شده بود، سرانجام در تاریخ 8/12/63 در حالی که بیش از هیجده سال نداشت، شراب وصل را نوشید و به فیض شهادت نایل شد. جسم پاکش پس از یازده سال به زادگاهش برگردانده شد تا سرمشق دیگر جوانان برای حفظ دین و وطن باشد.

وصیت نامه

حمد و سپاس خداوندی را که همه‌ی گویندگان از مدح و ثنای او عاجزند و شمارندگان و حسابگران از شمارش نعمت‌های او درمانده و سپاس او را که به سبب خلقت و آفرینشی که فرمود، به خلایق آشکار شده است وبه حجت و برهان خویش در دل‌های آن‌ها ظاهر و نمایان است و سلام بر ملایک خدا که همیشه در رکوع و سجودند و امین وحی و نگهبانان بندگان و دربان بهشتیان او هستند و سلام بر پیامبران و ائمه‌ی معصوم ...

پدر و مادر مهربانم! اینک خدای سبحان، مرگ مرا شهادت قرارداد و این توفیق را پیدا کردم تا در دجله و فرات وضو سازم و از پلی که به سرخی خون وبه گرمی ایثار است، بگذرم و به تربت پاک مولایم، حسین، نزدیک شوم و شهادت را بر اسارت ترجیح دهم. مرا ببخشید و حلال کنید.

برادرانم! از شما می‌خواهم که نگذارید سلاح ما شهیدان به زمین بیفتد و پس از جنگ ان‌شاء الله با سلاح ارشاد و ایمان ادامه دهنده‌‌ی خون شهیدان خواهید بود.

و خواهرانم! حجاب تیغ شماست. تیغ خود را از کف میندازید و همچون حضرت زینب«س» در شهادتم صبور باشید که دشمن شاد نشود.

ای بازماندگانم! مبادا از امام خمینی و اهدافش و از روحانیت جدا شوید. از پیروان ولایت باشید. دشمن می‌خواهد ما را از اهل بیت جدا سازد و شما ای خانواده‌ام و ای مردم شهید پرور! برای امام دعا کنید و لحظه‌ای از ولایت فقیه جدا نشوید.[۱]

پانویس

  1. رضا