در یک لحظه، به یاد گذشته ها افتادم؛ یاد روزهایی که تازه وارد بندرعباس شدیم و حسن از آنجا بر روی ناو «سهند» مأمور شد.
کلام او همیشه در گوشم زنگ می زد که زن یک نظامی، باید مانند شوهرش، نظامی باشد و هیچ وقت از تنهایی شکایت نکند. و من گاهی شد که روزها بدون آب و برق و در گرمای طاقت فرسا زندگی می کردم و هرگز از مشکلات شکایتی نداشتم.
حسن مسؤول انبار مهمات ناو بود و کمتر می توانست به مرخصی بیاید. از سال 1345 که به استخدام نیروی دریایی درآمد و با گذراندن دورۀ آموشگاهی، به درجۀ مهنامی دومی رسید. ما به جنوب آمدیم و زندگیمان را شروع کردیم. همسر من، مهربان و پاک طینت و با خدا بود و سرانجام با مفقودالاثر شدنش، مایۀ سربلندی ماگردید. حسن در سال 1333 در رشت به دنیا آمده بود و به هنگام شهادت، بیست و یک سال بیشتر نداشت.<ref>[http://ajashohada.ir/Home/Martyrdetails/5250 سایت شهدای ارتش]</ref>
==پانویس==منبع:سایت شهدای ارتشhttp://ajashohada.ir/Home/Martyrdetails<references /5250>