ویرایش‌ها

شهیدحسن پور اسماعیل

۴۷ بایت اضافه‌شده، ‏۸ مهر ۱۳۹۸، ساعت ۱۸:۵۶
Khoshkenar9712 صفحهٔ [[شهید حسن پور اسماعیل]] را به [[شهیدحسن پور اسماعیل]] منتقل کرد
==خاطراتدیک روز که از مدرسه می آمد در راه یک کیف پیدا کرد و وقتی به خانه آمد گفت: مامان یک کیف پیدا کرده ام. که داخل آن کیف یک گردنبند مروارید و دیگر جواهرات و مقداری پول هست. من به او گفتم: حالا مسئولیت تو زیاد شده و باید بر روی و صاحب این کیف را پیدا کنی. اینجاست که خدا میخواهد بندگانش را امتحان کند. ببینم چکار می کنی. برو کاغذ بیاور و بنویس این کیف را پیدا کردی. و به همه جای محله و خیابانهای اطراف نصب کن. تا صاحب کیف پیدا شود. او هم این کار را کرد. زیاد از این موضوع نگذشته بود که صاحب کیف پیدا شد و آمد کیف خود را با تمام وسایل داخلش صحیح و سالم تحویل گرفت. حسن که انتطار پاداش از صاحب کیف را داشت ولی دید که از پاداش خبری نیست ناراحت شده بود. من به او گفتم:((مادر جان تو پاداشت را از خدا می گیری و نیازی به پاداش بنده خدا نداری.==
منبع سایت یاران رضادیک روز که از مدرسه می آمد در راه یک کیف پیدا کرد و وقتی به خانه آمد گفت: مامان یک کیف پیدا کرده ام. که داخل آن کیف یک گردنبند مروارید و دیگر جواهرات و مقداری پول هست. من به او گفتم: حالا مسئولیت تو زیاد شده و باید بر روی و صاحب این کیف را پیدا کنی. اینجاست که خدا میخواهد بندگانش را امتحان کند. ببینم چکار می کنی. برو کاغذ بیاور و بنویس این کیف را پیدا کردی. و به همه جای محله و خیابانهای اطراف نصب کن. تا صاحب کیف پیدا شود. او هم این کار را کرد. زیاد از این موضوع نگذشته بود که صاحب کیف پیدا شد و آمد کیف خود را با تمام وسایل داخلش صحیح و سالم تحویل گرفت. حسن که انتطار پاداش از صاحب کیف را داشت ولی دید که از پاداش خبری نیست ناراحت شده بود. من به او گفتم:((مادر جان تو پاداشت را از خدا می گیری و نیازی به پاداش بنده خدا نداری.<ref>[http://yaranereza.ir/ShowSoldier.aspx?SID=48934893منبع سایت یاران رضا]</ref> ==پانویس==<references/>
۱٬۰۶۹
ویرایش