ویرایش‌ها

شهید نبی الله شاهمرادی(حنیف)

۹٬۸۹۶ بایت اضافه‌شده، ‏۹ مهر ۱۳۹۸، ساعت ۰۷:۴۹
حنیف همیشه فردی امیدوار بود و این نیروی امیدش فوق العاده بود .جزء روایات ماست که بارها حضرت علی)ع) فرمودند: «در فعالیت و کارت چنان فعالیت کن که گویی قرنها می خواهی در این دنیا زندگی کنی» واقعاً در جریان کار حنیف، ذره ای ناامیدی راه نداشت. این روحیه ایشان روحی های بود که شهید احمد کاظمی لازم داشت و برای نیروهای حاج احمد و نیروهایی که در شمال غرب فعالیت می کردند و می توانستند مشکلات آ نها را حل کنند، لازم بود. به خاطر وجود همین نیروی امید بود که حاج احمد، حنیف را انتخاب کرد.»(بهزاد رفیعی(
علاقه به شهادت
من هر وقت حاج آقا چند روز مأموریت می رفت و نمی دیدمش، دلتنگ اش می شدم. حتی وقتی با هم تنها می شدیم، من اول ده دقیقه گریه هایم را می کردم و بعد آرام می شدم. حاج آقا فقط لبخند می زد و می گفت: «گریه برای چیست؟ من و تو این همه اتفاقات و خطرات را رد کرده ایم. آنوقت تو هنوز گریه می کنی؟ »خیلی به ایشان وابسته بودم، یکبار به حاجی گفتم: من یک ثانیه هم بدون تو نمی توانم زندگی کنم. برگشت به من گفت: «همین دلتنگی های تو بود که نگذاشت تا من در آن هشت سال شهید بشوم. وگرنه من در تمام عملیاتها بودم، تمام اطرافیانم شهید شدند و من یکی جاماندم» (خانم درویش همسر شهید(   ==خاطرات==* شهید حنیف یکی از پایه های ایجاد، توسعه و پایداری امنیت در شمال غرب بود. در حقیقت می شود گفت که درصد بالایی از موفقیت حاج احمد در ایجاد امنیت شما غرب مرهون تفکرات و همراهی حنیف بود. او با توجه به کوله باری از تجربه، اقداماتی را در منطقه انجام داد که محصول نهایی اش در زمان فرماندهی حاج احمد در قرارگاه حمزه حدود سال های هفتاد و سه تا هفتاد و پنج، برداشته شد و حاج احمد توانست امنیت را در شمال غذب حکم فرما کند که شیرینی آن را مردم منطقه و رزمندگان اسلام چشیدند. در حقیقت این همان اظهار رضایتی بود که مقام معظم رهبری در بیاناتش فرمود و از سردار کاظمی به جهت این اقدامات قدردانی کرد. بله، هم مکمل بود، هم جرقه هایی بود که به فرماندهی حاج احمدکاظمی کمک می کرد. به طوری که خود ایشان چند روز قبل از شهادتش گفت و بارها قبل از این هم تکرار کرده بود که «من وقتی رفتم به منطقه شمال غرب با یک دید دیگری از منطقه و مردم رفتم و چند روز بعد از این که منتقل شدیم، دیداری با حنیف داشتم؛ در آن دیدار حنیف حرف هایی زد که بعد از آن حرف ها من هم حنیف را شناختم و هم وضعیت منطقه را» و این نشان می دهند که این اقدامات در واقع تبلور دهنده دیدگاه مبتنی بر تجربه و سیاست های کاری و عالی نظام جمهوری اسلامی یعنی تدابیر رهبر انقلاب و شهید محمد بروجردی بود. جدایی صف ضد انقلاب از صف مردم مظلوم کرده بود که توسط نبی الله شاه مرادی در جریان فرماندهی احمدکاظمی جرقه اش زده شد.حنیف همیشه امیدوار بود و این نیروی امیدش فوق العاده بود. جزء روایات ماست که بارها حضرت علی(ع) می فرمودند: در فعالیت و کارت چنان فعالیت کن که گویی قرن ها می خواهی در این دنیا زندگی کنی. واقعا در کار حنیف ذره ایی نا امیدی راه نداشت. این روحیه ایشان روحیه ای بود که احمد کاظمی لازم داشت و برای نیروهایی که در شمال غرب فعالیت می کردند و می توانستند مشکلات آنها را حل کنند، لازم بود. به خاطر وجود همین نیروی امید بود که حاج احمد، حنیف را انتخاب کرد. * روزی که بچه ها و نیروهای ما وارد منطقه کردستان شدند، تجربه آن چنانی از این وضعیت نداشتند. خب ما در جبهه جنوب وضعیت مشخصی داشتیم. دشمن درمقابل ما و در خطوط مشخص و ما در خط خودمان در مقابل آن. اما در منطقه شمال غرب به این صورت نبود و اولین مشکلی که داشتیم تشخیص دشمن از دوست بود. این مکر و حیله ای بود که دشمن به کار می برد و خودش را در لا به لای مردم و زندگی و آداب و رسوم آنها قرار می داد. ضد انقلاب به این وسیله می خواست مردم کرد را که تازه از زیر یوغ رژیم ستم شاهی آزاده شده بودند از پشتیبانی نظام جمهوری اسلامی ناامید کند و پشتوانه مردمی را در شمال غرب از نیروهای ما بگیرد. ما اینجا به افرادی نیاز داشتیم که خیلی ظریف و موشکافانه بتوانند این ترفند ضد انقلاب را رو کنند. حنیف کسی بود که این هنر را داشت و برخورد مبتنی بر اخلاق، تجربه و روابط صمیمی و عاطفی او با مردم بارها مشکلات را حل کرد و به جرأت می توان گفت که باعث شد تا افرادی از رده های پایین تر ضد انقلاب که امید بازگشت آنها بود، در اثر این برخوردها نه تنها صف ضد انقلاب را رها کردند و به آغوش نظام بازگشتند بلکه تحت فرماندهی و مدیریت نبی الله شاهمرادی ضربه هایی به ضد انقلاب بزنند و این نشان می دهد اصلی که شهید بروجردی تبیین کرد به دست حنیف اجرا شد و امنیت در شأن نظام در منطقه شمال غرب ایجاد کرد. * از روحیات معنوی ایشان و توجه شان به اهل بیت برایمان بگویید.خب سخت است که ما از معنویات کسی حرف بزنیم که الان به جایگاه والایی رسیده، منتهی چیزی که در رفتار او قابل لمس بود این که حنیف سرسپرده امام حسین(ع) بود و در ایام عاشورا و تاسوعا هرجا که بود خودش را مقید می دانست تا یک عزاداری در شأن امام حسین(ع) برپا کند و در آن سنگ تمام می گذاشت. در منطقه شمال غرب حنیف بنیان گذار چندین هیئت بود و روزهای تاسوعا، عاشورا و شب شام غریبان مردم آن منطقه را به شام دعوت می کرد. حتی گروه هایی از ارامنه این منطقه هم در این هیئت ها شرکت می کردند و الان هم ادامه دارد. جدای از آن حنیف به عنوان اداره کننده یکی از دسته جات بزرگ چالگان و فریدن در روز تاسوعا و عاشورا هرجا که بود خودش را به آنجا می رسانید و دسته را حرکت می داد. من شاهد بودم که دسته بسیار پرشوری از مردم چادگان و فریدن به سرپرستی ایشان در خیابان ها و در حالی که خود حنیف در جلوی آن سینه زنی و حرکت می کرد، مراسم با شکوهی برگزار می کردند. در عین اینکه ایشان عقیده داشتند باید از مسائل خرافی که هیچ مبنایی ندارد در عزاداری ها دوری کرد راه اندازی این دسته اثر خیلی زیادی در دوری از این خرافات داشت.بعد دیگر رفتار حنیف این بود که از صبح که بیدار می شد به جرأت می شود گفت تا شب کار صدها نفر را راه می انداخت که هیچ ارتباطی به ایشان نداشت و بعضی اصلا در حوزه کاری اش نبود. اما خودش را موظف می دانست تا آنجا که امکان دارد، مشکلات مردم را حل کن. تعداد خیلی زیادی از مراجعات نامه ها و تماس هایی که با ایشان گرفته می شد از مورادی بود که با پیگیری او یا به دست خودش حل می شد. از این بابت خیلی از دوستان مدیون ایشانند. حنیف این کارها را وظیفه خودش می دانست و جالب اینکه هیچ وقت منتی بر سر کسی نمی گذاشت و زندگی پربرکتی برای دیگران داشت.یکی از ویژگی های حینف این بود که یک ورزشکار ورزیده و حرفه ای محسوب می شد. می توان به جرأت گفت که هیچ رتبه و مسئولیتی او را از رابطه ای که با نیروهای زیردستش در زمینه ورزش داشت، جدا نکرد. از جمله صفات بسیار خوبش این بود که در برنامه های ورزشی حضور فعال داشت، مخصوصا در مسابقات فوتبال و این باعث شد تا نیروهای ایشان روحیه خیلی خوبی داشته باشند؛ چون مثل یک فوتبالیست ساده با نیروهایش بازی می کرد.به هر گروه، فرد و نسلی در حد استحقاقش شخصیت می داد و برخورد می کرد. یعنی در واقع دغدغه های نسل جوان را پاسخ دادن، یک مدیریت خاص و ظریفی می طلبد و ممکن است اختلاف سن خیلی محدود کننده باشد اما اگر افراد از قدرت تفکرشان کمک بگیرند، در برخورد با نسل جوان مشکلی ندارند. اما پاسخ به این سوال و روابط او در برخورد با نسل سوم و نسل جوانی که با ایشان ارتباط داشت و در کارهای روزمره به ایشان مراجعه می کردند، یک رابطه فوق العاده عاطفی بر مبنای روشن گری و بیان سوابقی که نسل جوان از آن بی اطلاعند، بود. البته احترام خیلی زیادی به قدرت و تفکر و تعقل این نسل می داد و به قول معروف سرنخ را می داد و انتظار داشت تا با این سرنخ ها به یافته هایی برسند و واقعیات دفاع مقدس را پیدا کنند.<ref>[http://wikishahed.ir/%D9%86%D8%A8%DB%8C_%D8%A7%D9%84%D9%84%D9%87_%D8%B4%D8%A7%D9%87%D9%85%D8%B1%D8%A7%D8%AF%DB%8C سایت ویکی شاهد]</ref> 
==وصیت نامه==
إ نشاءالله انشاءالله بر مصداق کلام امیرالمؤمنین)ع( که فرمودند:
ریاست ها ماندگار نیست در صورتی که اگر ماندنی بود به شما نمی رسید، سعی نماییم در این مسؤولیت، که بتوانیم صرفاً به خدمت به اهداف علیه اسلام و انقلاب اسلامی بیندیشیم.
خداوندا:
ما را چنان کمک و راهنمایی نما، که فقط و فقط، آ نچه خود خواهی، آن باشیم و بتوانیم در راه رضای تو قدم
برداریم و از تو می خواهیم که همه ما را عاقبت به خیرنمایی.  منبع سایت نوید شاهد HYPERLINK "<ref>[http://navideshahed.com/fa/news/395800" http:سایت نویدشاهد]</ref>==پانویس==<references /navideshahed.com/fa/news/395800>
دیوانسالار، مدیر، uploader
۵٬۰۸۰
ویرایش