شهیدحسن کمندانی: تفاوت بین نسخهها
Ghanbari98 (بحث | مشارکتها) (صفحهای جدید حاوی «شهید حسن کمندانی تاریخ تولد :1342/06/06 تاریخ شهادت : 1363/10/16 محل شهادت : نامشخص محل...» ایجاد کرد) |
جز (Khoshkenar9712 صفحهٔ شهید حسن کمندانی را به شهیدحسن کمندانی منتقل کرد) |
||
| (۲ نسخههای متوسط توسط ۲ کاربران نشان داده نشده) | |||
| سطر ۵: | سطر ۵: | ||
محل آرامگاه :شهرستان های استان تهران - شهریار - بی بی سکینه | محل آرامگاه :شهرستان های استان تهران - شهریار - بی بی سکینه | ||
| − | زندگی نامه | + | ==زندگی نامه== |
| + | شهید حسن کمندانی در سال 1342 در کرج در خانواده ای مذهبی که پایه و اساس آن را مهر و محبت تشکیل می داد، دیده به جهان گشود. پدرش مردی خداشناس، مذهبی و سرشار از خلوص نیت بود که در طول حیات خویش با قرآن رابطه ای نزدیک داشت و همچنین مادری زحمت کش و فداکار داشت. | ||
او تحصیلات خود را پیش از پایان دوره ابتدایی ترک کرد و برای یاری پدر در امر معاش خانواده مشغول به کار شد. در سن 17 سالگی پدرش دار فانی را وداع گفت و از آن به بعد سرپرستی خانواده به حسن سپرده شد. اینک او در این زندگی تنها بود و باید مادر و دو خواهر کوچکترش را تأمین و مراقبت می کرد. | او تحصیلات خود را پیش از پایان دوره ابتدایی ترک کرد و برای یاری پدر در امر معاش خانواده مشغول به کار شد. در سن 17 سالگی پدرش دار فانی را وداع گفت و از آن به بعد سرپرستی خانواده به حسن سپرده شد. اینک او در این زندگی تنها بود و باید مادر و دو خواهر کوچکترش را تأمین و مراقبت می کرد. | ||
در ابتدا به مدت یک سال در تعمیرگاه اتومبیل مشغول به کار شد، سپس همراه یکی از رفقایش به نام داود کشاورز ـ حدود 4 ماه قبل از حسن در جبهه های جنگ به درجه رفیع شهادت نائل آمد ـ در یک کارگاه لوله کشی به کار ادامه داد. | در ابتدا به مدت یک سال در تعمیرگاه اتومبیل مشغول به کار شد، سپس همراه یکی از رفقایش به نام داود کشاورز ـ حدود 4 ماه قبل از حسن در جبهه های جنگ به درجه رفیع شهادت نائل آمد ـ در یک کارگاه لوله کشی به کار ادامه داد. | ||
| سطر ۱۱: | سطر ۱۲: | ||
وی در طول زندگی نمونه اخلاق و فعالیت بود در تاریخ 1362/04/15 به همراه چند تن از دوستانش به خدمت اعزام و پس از گذراندن دوره آموزشی در پادگان عجب شیر و تقسیم گردان آنها به لشکر 92 زرهی پیوست و حدوداً 19 ماه از خدمت را گذرانده بود که در شامگاه 1363/10/16 در سلک سقایت آب رسانی در خط مقدم جبهه به تأسی از قمر بنی هاشم دچار خشم آنانی شد که چشم دیدن بارور شدن انقلاب اسلامی را نداشته و با اصابت ترکش خمپاره به ملکوت اعلا پیوست. پیکر پاک و مطهر شهید حسن کمندانی در بی بی سکینه شهریار به خاک سپرده شد. | وی در طول زندگی نمونه اخلاق و فعالیت بود در تاریخ 1362/04/15 به همراه چند تن از دوستانش به خدمت اعزام و پس از گذراندن دوره آموزشی در پادگان عجب شیر و تقسیم گردان آنها به لشکر 92 زرهی پیوست و حدوداً 19 ماه از خدمت را گذرانده بود که در شامگاه 1363/10/16 در سلک سقایت آب رسانی در خط مقدم جبهه به تأسی از قمر بنی هاشم دچار خشم آنانی شد که چشم دیدن بارور شدن انقلاب اسلامی را نداشته و با اصابت ترکش خمپاره به ملکوت اعلا پیوست. پیکر پاک و مطهر شهید حسن کمندانی در بی بی سکینه شهریار به خاک سپرده شد. | ||
| − | وصیت نامه | + | ==وصیت نامه== |
اینجانب حسن کمندانی دارای شماره شناسنامه 6986، صادره از کرج، فرزند مرحوم میرزا علی، ساکن کرج، خیابان ذوب آهن، جنب پل اتوبان. وصی خود قرار دادم مادرم را که با نظارت آقای علی رضا کمندانی و محمد کمندانی به وصیت های من که در این اوراق شرح داده شده عمل نماید. | اینجانب حسن کمندانی دارای شماره شناسنامه 6986، صادره از کرج، فرزند مرحوم میرزا علی، ساکن کرج، خیابان ذوب آهن، جنب پل اتوبان. وصی خود قرار دادم مادرم را که با نظارت آقای علی رضا کمندانی و محمد کمندانی به وصیت های من که در این اوراق شرح داده شده عمل نماید. | ||
1. محل دفن، کنار خاک پدرم | 1. محل دفن، کنار خاک پدرم | ||
| سطر ۲۱: | سطر ۲۲: | ||
والسلام | والسلام | ||
قربان شما دوستان خوب | قربان شما دوستان خوب | ||
| − | مورخ 1362/04/16 | + | مورخ 1362/04/16<ref>[http://ajashohada.ir/Home/MartyrDetails/38306 سایت شهدای ارتش]</ref> |
| − | + | ==پانویس== | |
| − | + | <references /> | |
نسخهٔ کنونی تا ۹ مهر ۱۳۹۸، ساعت ۲۲:۴۸
شهید حسن کمندانی تاریخ تولد :1342/06/06 تاریخ شهادت : 1363/10/16 محل شهادت : نامشخص محل آرامگاه :شهرستان های استان تهران - شهریار - بی بی سکینه
زندگی نامه
شهید حسن کمندانی در سال 1342 در کرج در خانواده ای مذهبی که پایه و اساس آن را مهر و محبت تشکیل می داد، دیده به جهان گشود. پدرش مردی خداشناس، مذهبی و سرشار از خلوص نیت بود که در طول حیات خویش با قرآن رابطه ای نزدیک داشت و همچنین مادری زحمت کش و فداکار داشت. او تحصیلات خود را پیش از پایان دوره ابتدایی ترک کرد و برای یاری پدر در امر معاش خانواده مشغول به کار شد. در سن 17 سالگی پدرش دار فانی را وداع گفت و از آن به بعد سرپرستی خانواده به حسن سپرده شد. اینک او در این زندگی تنها بود و باید مادر و دو خواهر کوچکترش را تأمین و مراقبت می کرد. در ابتدا به مدت یک سال در تعمیرگاه اتومبیل مشغول به کار شد، سپس همراه یکی از رفقایش به نام داود کشاورز ـ حدود 4 ماه قبل از حسن در جبهه های جنگ به درجه رفیع شهادت نائل آمد ـ در یک کارگاه لوله کشی به کار ادامه داد. با پیروزی انقلاب اسلامی شهید حسن کمندانی به جهاد سازندگی پیوست و مدت یک سال نیز با جهادگران به عنوان مکانیک همکاری کرد و در ضمن در بسیج محل فعالیت چشمگیری داشت. این سعادت دو بار نصیبش شد که از طرف بسیج به جبهه های نور علیه ظلمت بشتابد و شش ماه در جبهه های شوش و اندیمشک در کنار رزمندگان اسلام بر علیه صدامیان بجنگد پس از بازگشت از جبهه در کنار کار و اداره زندگی در بسیج پایگاه شهید الهی ناحیه 6 شکر آباد فعالیت داشت. وی در طول زندگی نمونه اخلاق و فعالیت بود در تاریخ 1362/04/15 به همراه چند تن از دوستانش به خدمت اعزام و پس از گذراندن دوره آموزشی در پادگان عجب شیر و تقسیم گردان آنها به لشکر 92 زرهی پیوست و حدوداً 19 ماه از خدمت را گذرانده بود که در شامگاه 1363/10/16 در سلک سقایت آب رسانی در خط مقدم جبهه به تأسی از قمر بنی هاشم دچار خشم آنانی شد که چشم دیدن بارور شدن انقلاب اسلامی را نداشته و با اصابت ترکش خمپاره به ملکوت اعلا پیوست. پیکر پاک و مطهر شهید حسن کمندانی در بی بی سکینه شهریار به خاک سپرده شد.
وصیت نامه
اینجانب حسن کمندانی دارای شماره شناسنامه 6986، صادره از کرج، فرزند مرحوم میرزا علی، ساکن کرج، خیابان ذوب آهن، جنب پل اتوبان. وصی خود قرار دادم مادرم را که با نظارت آقای علی رضا کمندانی و محمد کمندانی به وصیت های من که در این اوراق شرح داده شده عمل نماید. 1. محل دفن، کنار خاک پدرم 2. نماز وحشت برایم بخوانید. 3. تجهیز و تعزیه داری متوسط انجام دهید. 4ـ نماز و روزه استیجاری، خمس و زکات، نیابت حج برایم انجام دهید. و مطالب من بدین شرح است: یا حلال کنید یا از مادرم بگیرید. بعد از شهادت یا مرگ من از برادرم اصغر شازده احمدى كه خیلى خیلى زحمت مرا كشیده است، حلالیت بطلبید كه من به او خیلى مدیونم. همچنین از امیر تركتاز كه خیلى خیلى زحمت كشیده است. اى دوستان خوب من! محمود، یوسف، اصغر، منوچهر و محمد، شما را قسم مىدهم به روح رسول الله كه بعد از مرگ من، مرا فراموش نكنید كه من از شما دوستان راضى هستم. والسلام قربان شما دوستان خوب مورخ 1362/04/16[۱]