ویرایش‌ها

پرش به: ناوبری، جستجو

شهید پرویز آقایی عزیزآبادی

۱۴۴ بایت حذف‌شده، ‏۱۰ مهر ۱۳۹۸، ساعت ۰۸:۳۲
/* زندگی نامه */
==زندگی نامه==
پرویز آقایی، در یکی از روزهای سال 1339 در روستای عزیزآباد دینور، یکی از بخش های استان [[باختران]] ، چشم به جهان گشود. پدر، خوش نشین بود (روستایی که آب و زمین نداشته باشد
که زندگی آنان با رنج و مشقت طاقت فرسایی می گذشت. در سن شش سالگی به مدرسه رفت. دوران ابتدایی را در همان روستای محل تولد، به اتمام رسانید. هنگامی که 12 ساله بود همراه با خانواده‌اش به باختران عزیمت نمود و دوران سیکل را شبانه، در دبیرستان کزازی گذراند.
شهید آقایی، ضمن تحصیل شبانه، روزها در یک چلوکبابی کار می کرد و از این طریق به خانواده اش نيز کمک می نمود، بعد از اخذ سیکل، به دانش سرای مقدماتی رفت و شش ماه نیز در آنجا به تحصیل اشتغال داشت، ولی چون با روحیه او سازگار نبود ترک تحصیل کرد، بعد از ترک تحصیل به سربازی رفت و سه ماه دوره آموزشی را در تهران گذراند، پس از دوره آموزشی 6 یا 7 ماه در پادگان صالح آباد باختران خدمت کرد. زمان خدمت شهید آقایی در باختران، همزمان بود با اوج گیری انقلاب اسلامی ایران، او با وجود جو خفقان در جامعه، عموماً در ارتش، خصوصاً همگام با ملت و همدست با سایر ارتشیان مجاهد، به ندای حق طلبانه امام امت لبیک گفته و در پخش اعلامیه و نوارهای سخنرانی امام بسیار کوشا بود، او به وظایف دینی و اجتماعی خود پایبند بود و لذا به خواست فرماندهان طاغوتی اعتنا نمی کرد و دست به کارهایی می زد که مورد پسند رژیم نبود، دوران فشار و اختناق، و جو رعب و وحشت حاکم بر نظام ارتش شاهنشاهی، و ندای استقلال آزادی ـ جمهوری اسلامی از حلقوم آزادگانی چون این شهید طنین افکن بود.
زندگی نامهپرویز آقایی، در یکی از روزهای سال 1339 در روستای عزیزآباد دینور، یکی از بخش های استان [[باختران]] ، چشم به جهان گشود، پدر خوش‌نشین بود (روستایی که آب و زمین نداشته باشد<ref>https://fa.wikipedia.org/wiki/%D8%AE%D9%88%D8%B4%E2%80%8C%D9%86%D8%B4%DB%8C%D9%86</ref>) که زندگی آنان با رنج و مشقت طاقت فرسایی می گذشت، در سن شش سالگی به مدرسه رفت، دوران ابتدایی سرود رهایی را در همان روستای زاد، به اتمام رسانید، هنگامی که 12 ساله بود همراه با خانواده اش به باختران عزیمت نمود و دوران سیکل را شبانه، در دبیرستان کزازی گذراند. شهید آقایی، ضمن تحصیل شبانه، روزها در یک چلوکبابی کار می کرد خواند و امیدوار بود تا بتواند از این طریق به خانواده اش نيز کمک می نمود، بعد از اخذ سیکل، به دانش سرای مقدماتی رفت و شش ماه نیز در آنجا به تحصیل اشتغال داشت، ولی چون همگام با روحیه او سازگار نبود ترک تحصیل کرد، بعد از ترک تحصیل به سربازی رفت و سه ماه دوره آموزشی سایر مجاهدان ظلم ضد خلقی ارتش را در تهران گذراند، پس که از دوره آموزشی 6 یا 7 ماه در پادگان صالح آباد باختران خدمت کرد. زمان خدمت شهید آقایی در باختران، همزمان درون پوسیده بود با اوج گیری انقلاب اسلامی ایران، او با وجود جو خفقان پیروی از فرامین امام از پای در جامعه، عموماً در ارتش، خصوصاً همگام با ملت آورند و همدست ارتشی پاسدار ارزش های الهی بنیان نهند، با سایر ارتشیان مجاهد، توجه به ندای حق طلبانه امام امت لبیک گفته و در پخش اعلامیه و نوارهای سخنرانی امام بسیار کوشا بود، او به وظایف دینی و اجتماعی خود پایبند همین مسئله بود و لذا که بعد از خدمت سربازی، به خواست فرماندهان طاغوتی اعتنا نمی کرد استخدام [[ارتش]] در آمد، تا این که فجر امید و دست انقلاب اسلامی، به کارهایی می زد که مورد پسند رژیم نبود، دوران فشار و اختناق، و جو رعب و وحشت حاکم بر نظام ارتش شاهنشاهی، و ندای استقلال آزادی ـ جمهوری اسلامی از حلقوم آزادگانی چون این شهید طنین افکن بودرهبری مرجع مجاهد، [[امام خمینی]] دامت برکاته، پیروز شد.
سرود رهایی شهید آقایی، رسالت خود را می خواند به خوبی درک کرد هجوم نظامی تجاوزکارانه رژیم بعثی عراق علیه انقلاب اسلامی ایران، وجدان بیدار و امیدوار بود تا بتواند از این طریق همگام با سایر مجاهدان ظلم ضد خلقی ارتش خداجوی او را که سخت جریحه دار ساخت، برای دفع تجاوز و دفاع از درون پوسیده بود با پیروی آرمان های انقلاب اسلامی و شرف و آزادی مردم، از فرامین امام از پای در آورند بذل جان دریغ نورزید و ارتشی پاسدار ارزش در جبهه های الهی بنیان نهند، سرپل ذهاب و [[گیلانغرب]] و [[بازی دراز]] با توجه دشمن به همین مسئله جهاد پرداخت.در مورد خصوصیات بارز اخلاقی پرویز می توان گفت: او جوانمردی با سخاوت، شجاع، مهربان بود و همواره درباره شهادت و پیوستن به لقاء الله صحبت می کرد، به دنبال فوت مادرش از پدرش خواست که بعد برای سرپرستی برادران و خواهرانش همسری اختیار کند و این نشانه عاقبت انديشي او بود، همیشه از خدمت سربازی، خدا می خواست در راه او، مرگی انتخابی داشته باشد تا شاید حق بندگی را اگر اندک به استخدام جا آورده باشد.وی در سال 1361 یکی از دختران مومنه عزیز آباد را به همسری انتخاب کرد، و سرانجام در جبهه [[ارتشسرپل ذهاب]] در آمد، تا این که فجر امید حین انجام ماموریت گشت زنی، شناسایی می شود و مورد اصابت آتش بار دشمن قرار می گیرد و با دو تن از همرزمانش در تاریخ، 1361/10/26 در جبهه سرپل ذهاب دعوت حق را لبیک گفته و انقلاب اسلامی، به رهبری مرجع مجاهد، دیار ابدیت شتافت.<ref>[[امام خمینی]] دامت برکاته، پیروز شدhttp://ajashohada.ir/Home/MartyrDetails/3219 سایت شهدای ارتش]</ref>
شهید آقایی، رسالت خود را به خوبی درک کرد هجوم نظامی تجاوزکارانه رژیم بعثی عراق علیه انقلاب اسلامی ایران، وجدان بیدار و خداجوی او را سخت جریحه دار ساخت، برای دفع تجاوز و دفاع از آرمان های انقلاب اسلامی و شرف و آزادی مردم، از بذل جان دریغ نورزید و در جبهه های سرپل ذهاب و [[گیلانغرب]] و [[بازی دراز]] با دشمن به جهاد پرداخت. در مورد خصوصیات بارز اخلاقی پرویز می توان گفت: او جوانمردی با سخاوت، شجاع، مهربان بود و همواره درباره شهادت و پیوستن به لقاء الله صحبت می کرد، به دنبال فوت مادرش از پدرش خواست که برای سرپرستی برادران و خواهرانش همسری اختیار کند و این نشانه عاقبت انديشي او بود، همیشه از خدا می خواست در راه او، مرگی انتخابی داشته باشد تا شاید حق بندگی را اگر اندک به جا آورده باشد. وی در سال 1361 یکی از دختران مومنه عزیز آباد را به همسری انتخاب کرد، و سرانجام در جبهه [[سرپل ذهاب]] در حین انجام ماموریت گشت زنی، شناسایی می شود و مورد اصابت آتش بار دشمن قرار می گیرد و با دو تن از همرزمانش در تاریخ، 1361/10/26 در جبهه سرپل ذهاب دعوت حق را لبیک گفته و به دیار ابدیت شتافت. منبع: سایت شهدای ارتش HYPERLINK "http://ajashohada.ir/Home/MartyrDetails/3219" http://ajashohada.ir/Home/MartyrDetails/3219 == منابع پانویس==<references/>
۵٬۰۸۰
ویرایش