محل شهادت : نامشخص
محل ارامگاه : گیلان - رشت - رشت (تازه اباد)
==زندگی نامه==
شهید یعقوب شرافت دریکی ازروزهای گرم تابستان سال 1339 در شهررشت بدنیا آمد دوران کودکی ابتدائی و راهنمائی و دبیرستان را با موفقیت به اتمام رساند در آن ایام سال 1357 انقلاب اسلامی شروع شده بود شهید شرافت درتمام تظاهرات راهپیمائی ها شرکت می کرد و در مسجد بلال جشی فعالیت زیادی داشت سال 1358 که دیپلم خود را دررشته ریاضی فیزیک گرفتند داوطلبانه برای خدمت مقدس سربازی ثبت نام کردند 2 سال خدمت خود را با موفقیت به انجام رساندند درشهرهای ساری تهران [[کردستان]] [[کرخه]] نور اندیشک تپه سبز و بالاخره 15روز به خدمت مقدس اوباقی بود که درتاریخ 15 دی ماه سال 60هدف یکی از [[خمپاره]] های دشمن قرار گرفت و زمین از خون این شهید بزرگوار گلگون شد و در یکی ازروزهای سرد زمستان شربت [[شهادت]] نوشید و دفتر زندگیش برای همیشه بسته شد و به سوی یگانه معبود خود رفت شهید حمید شرافت همیشه عاشق خدا بود ودر همه کارها به خدا پناه می آورد نماز و روزه اش را هیچگاه فراموش نمیکرد و همه را نصیحت میکرد که هیچگاه خدا را از یاد نبرید حمید به راهی رفت که خود ازقبل انتخاب کرده بود و به راهی رفت که انا لله و انا الیه راجعون است آری شهید همچون خاری است که به زور به پای دشمنان می رود و آنها را نابود می سازد و چند سوای از وصیت نامه شهید می خوانیم او چنین می نویسد پدرومادر عزیزم سلام بر شما که با تحمل سختیها و مشقات سرباز اسلام نمودید از شما می خواهم اگر شهید شدم غم به چهره نگیرید بخندید تا دنیا به رویتان بخندد پدر و مادر عزیزم روزی خواهد رسید که دیگر اثری از این ظالمان و از خدا بی خبران باقی نماند آن روز دورنیست و به امید خدا ما پیروز میشویم خواهران و برادران عزیزم درهر کجا که هستید پیام خون شهیدان را به کف داشته باشید هر چه مسئولیت سنگین تر باشد کارسنگینتر است کار وکوشش درراه خدا را از یاد نبرید
توصیه ای دارم به جوانان گمراه جوانان عزیز واقعا زندگی دراین گندابی که ساخته اید سخت است من نمیدانم شما چگونه دراین گندابی که ساخته اید تنفس می کنید من از خدا می خواهم همه شما را به راه راست هدایت کند انشا الله
شهید همیشه زنده است
نام: یعقوب
استان: بنیادشهیداستانگیلان
شهر: ادارهبنیادشهیدرشت
==زندگی نامه==
شهید یعقوب شرافت دریکی ازروزهای گرم تابستان سال 1339 در شهررشت بدنیا آمد دوران کودکی ابتدائی و راهنمائی و دبیرستان را با موفقیت به اتمام رساند در آن ایام سال 1357 انقلاب اسلامی شروع شده بود شهید شرافت درتمام تظاهرات راهپیمائی ها شرکت می کرد و در مسجد بلال جشی فعالیت زیادی داشت سال 1358 که دیپلم خود را دررشته ریاضی فیزیک گرفتند داوطلبانه برای خدمت مقدس سربازی ثبت نام کردند 2 سال خدمت خود را با موفقیت به انجام رساندند درشهرهای ساری تهران [[کردستان]] [[کرخه]] نور اندیشک تپه سبز و بالاخره 15روز به خدمت مقدس اوباقی بود که درتاریخ 15 دی ماه سال 60هدف یکی از [[خمپاره]] های دشمن قرار گرفت و زمین از خون این شهید بزرگوار گلگون شد و در یکی ازروزهای سرد زمستان شربت [[شهادت]] نوشید و دفتر زندگیش برای همیشه بسته شد و به سوی یگانه معبود خود رفت شهید حمید شرافت همیشه عاشق خدا بود ودر همه کارها به خدا پناه می آورد نماز و روزه اش را هیچگاه فراموش نمیکرد و همه را نصیحت میکرد که هیچگاه خدا را از یاد نبرید حمید به راهی رفت که خود ازقبل انتخاب کرده بود و به راهی رفت که انا لله و انا الیه راجعون است آری شهید همچون خاری است که به زور به پای دشمنان می رود و آنها را نابود می سازد و چند سوای از وصیت نامه شهید می خوانیم او چنین می نویسد پدرومادر عزیزم سلام بر شما که با تحمل سختیها و مشقات سرباز اسلام نمودید از شما می خواهم اگر شهید شدم غم به چهره نگیرید بخندید تا دنیا به رویتان بخندد پدر و مادر عزیزم روزی خواهد رسید که دیگر اثری از این ظالمان و از خدا بی خبران باقی نماند آن روز دورنیست و به امید خدا ما پیروز میشویم خواهران و برادران عزیزم درهر کجا که هستید پیام خون شهیدان را به کف داشته باشید هر چه مسئولیت سنگین تر باشد کارسنگینتر است کار وکوشش درراه خدا را از یاد نبرید
توصیه ای دارم به جوانان گمراه جوانان عزیز واقعا زندگی دراین گندابی که ساخته اید سخت است من نمیدانم شما چگونه دراین گندابی که ساخته اید تنفس می کنید من از خدا می خواهم همه شما را به راه راست هدایت کند انشا الله
==وصیت نامه==
سلام و درود بر محمد، رسول خدا و سلام و درود فراوان به خاندان او وسلام و درود بر مصلح جهان