==خاطرات==
چون شهید زندگی را با خودکفائی از صفر شروع کرده بود و علاقهی زیادی به ادامهی تحصیل داشت حتی درلباس نظام وداشتن درجهی ستواندومی در کنکور شرکت نمودو به تاریخ 03/12/1364 قبول گردید ولی افتخار شهادت نصیب او گشت ومدرک شهادت را از خداوند دریافت کرد. هر موقع که بمرخصی می آمد بدون اینکه مبلغی خرج خود نماید همان حقوقی که دریافت نموده بود، به پدر ومادر میداد و میگفت که انشاالله شاید بتوانیم در روستا که خانه ای برای شما درست کنم و پدر شما که دیگر توان جسمی برای فعالیت ندارید حالا من زحمت میکشم تا شما به زندگی آسودهی خود را ادامه دهید. چند قطعه عکس و چند جلد کتاب مذهبی تنها چیزهایی است که از او به عنوان یادگار باقی مانده است. او همیشه میگفت بعنوان نصیحت که پدر بایدافتخار کنی که در جبهه بر علیه استکبار جهانی میجنگم. خوشنود باش و یادت باشد که ما شخصیتهایی مانند یهشتی و شهید رجایی را از دست دادهایم و همیشه به یاد آبرو و ناموس و مملکت باش. خون من که از بقیهی رزمندگان اسلام رنگینتر نیست. امام محبوب ما فرموده است تمام جوانان مملکت باید دست بدست هم بدهیم تا مملکت از دست استکبار جهانی آزاد نماییم. آیا یادت رفته که من با همکلاسیهایم اوایل انقلاب برای پیروزی انقلاب و طبق فرمایشات امام همه روزه به شعاردادن و تظاهرات میرفتیم و تو به من میگفتی برایم تعریف از از تظاهرات مشهدتعریف کن.. من باید بروم جبهه تا از نتیجهی آن تظاهرات حفاظت کنم. ولی اگر من شهید شدم برادرانم را همانند من در راه دفاع از وطن روانه کن و نه اینکه فکر کنی من شهید شدم دلسرد شوی چون خون جوانان بسیاری مانند من ریخته شده است. و خاطرات مهمی که از شهید برایم باقی مانده است هر موقع که در باره دامادی او سخنی به میان میآوردم او طفره میرفت و میگفت پدر ما حالا در حال جنگیم و خواهش من این است که از جنگ صحبت کنی نه از دامادی. من که پدرش هستم از او راضیام، خداوند از من راضی باشد چون حسین را در راه اسلام داده ام.
شهید حسین سیستانی <ref>[http://%20%20http://ajashohada.ir/home/martyrdetails/15042 سایت شهدای ارتش]</ref>
==پانویس==
<references />