گلزار : انصارالحسین
==خاطرات==
•قبل از انقلاب یک روز مامورین شاه به همراه چماق به دستان به مسجد و سپس به منزل آیت ا… میهمان نواز حمله ور شدند و تمام کتابها و قرآنها ی ایشان را به آتش کشیدند یادم می آید جهانگیر با آنکه سن کمی داشت گریه کنان به منزل آمد و جریان آتش زدن منزل آقای مهمان نواز را می گفت و گریه می کرد و ایشان آن شب را تا صبح دعا و نماز خواند .
•یادم می آید یکدفعه که از جبهه آمده بود مریض بود . من برای ایشان یک دانه تخم مرغ آب پز نمودم تا بخورد. اما ایشان نصف آنرا خورد . گفتم : برادر جان ، چرا کم خوردی ؟ نصف تخم مرغ چه هست ؟ گفت : باید با سختی و کم خوری عادت کنیم . چون در جبهه گاهی اوقات مشکلاتی هست که باید کم خورد .