شهید رضا قاسمی پور: تفاوت بین نسخهها
Ghanbari9706 (بحث | مشارکتها) |
Fazayemajazi (بحث | مشارکتها) (←زندگینامه) |
||
| سطر ۷: | سطر ۷: | ||
==زندگینامه== | ==زندگینامه== | ||
| − | + | رضا قاسمی پور فرزند این جانب غلامرضا اردواج کردند و در محضر رسمی پایین خیابان اول کوچه حسنقلی به دفتر وارد نمودیم به مدت 2 سال بعد اولاد دار شد و خداوند رضا قاسمی پور را به ما داد مدت یک سال و 4ماه شد. اخلاق.. نگرفت به دلیلی و ایشان از دست بنده شکایت کرد دادگاه به ایشان گفت تا 2 سال بر عهده مادر است ایشان قبول نکرد و پسر را به خانه ما آورد و بنده اطلاع دادم به دادگاه یک پول از حسن گرفت به ایشان داد زن خودم بنام معصئمه غزنوی هم دختر زهرا قاسمی پور را شیر میداد و هم رضا قاسمی پور را وروزی یک بار اسم عروسم بنام فاطمه شیر میداد و چ.ن در یک حیاط بودیم و معصومه غزنوی مثل اولاد خودش به ایشان میرسید تا وقت مدرسه تا ششم ابتدایی و بعد به کارگری و بعد بنایی و بعد ار طریق بسیج شرکت کرد و بعد هم به خدما سربازی رفت تعلیمات را در گرگان و بعد به مرخصی آمد به ایشان گفتم رضا جان به جبهه شرکت کن که امروز واجب است ایشان گفت چشم پدر چند وقت بعد کردستان و بعد هم آوردند به جنوب نامه هم مرتب میداد و بعدم.....<ref>[http://www.ajashohada.ir/home/martyrdetails/20956 سایت شهدای ارتش]</ref> | |
| − | + | ||
| − | رضا قاسمی پور فرزند این جانب غلامرضا اردواج کردند و در محضر رسمی پایین خیابان اول کوچه حسنقلی به دفتر وارد نمودیم به مدت 2 سال بعد اولاد دار شد و خداوند رضا قاسمی پور را به ما داد مدت یک سال و 4ماه شد. اخلاق.. نگرفت به دلیلی و ایشان از دست بنده شکایت کرد دادگاه به ایشان گفت تا 2 سال بر عهده مادر است ایشان قبول نکرد و پسر را به خانه ما آورد و بنده اطلاع دادم به دادگاه یک پول از حسن گرفت به ایشان داد زن خودم بنام معصئمه غزنوی هم دختر زهرا قاسمی پور را شیر میداد و هم رضا قاسمی پور را وروزی یک بار اسم عروسم بنام فاطمه شیر میداد و چ.ن در یک حیاط بودیم و معصومه غزنوی مثل اولاد خودش به ایشان میرسید تا وقت مدرسه تا ششم ابتدایی و بعد به کارگری و بعد بنایی و بعد ار طریق بسیج شرکت کرد و بعد هم به خدما سربازی رفت تعلیمات را در گرگان و بعد به مرخصی آمد به ایشان گفتم رضا جان به جبهه شرکت کن که امروز واجب است ایشان گفت چشم پدر چند وقت بعد کردستان و بعد هم آوردند به جنوب نامه هم مرتب میداد و بعدم..... | + | |
| − | <ref>[http | + | |
==پانویس== | ==پانویس== | ||
<references /> | <references /> | ||
نسخهٔ ۱۳ مهر ۱۳۹۸، ساعت ۱۱:۲۸
شهید رضا قاسمی پور تاریخ تولد :1343/01/01 تاریخ شهادت : 1364/11/27 محل شهادت : نامشخص محل آرامگاه :خراسان رضوی - مشهد - بهشت رضا
زندگینامه
رضا قاسمی پور فرزند این جانب غلامرضا اردواج کردند و در محضر رسمی پایین خیابان اول کوچه حسنقلی به دفتر وارد نمودیم به مدت 2 سال بعد اولاد دار شد و خداوند رضا قاسمی پور را به ما داد مدت یک سال و 4ماه شد. اخلاق.. نگرفت به دلیلی و ایشان از دست بنده شکایت کرد دادگاه به ایشان گفت تا 2 سال بر عهده مادر است ایشان قبول نکرد و پسر را به خانه ما آورد و بنده اطلاع دادم به دادگاه یک پول از حسن گرفت به ایشان داد زن خودم بنام معصئمه غزنوی هم دختر زهرا قاسمی پور را شیر میداد و هم رضا قاسمی پور را وروزی یک بار اسم عروسم بنام فاطمه شیر میداد و چ.ن در یک حیاط بودیم و معصومه غزنوی مثل اولاد خودش به ایشان میرسید تا وقت مدرسه تا ششم ابتدایی و بعد به کارگری و بعد بنایی و بعد ار طریق بسیج شرکت کرد و بعد هم به خدما سربازی رفت تعلیمات را در گرگان و بعد به مرخصی آمد به ایشان گفتم رضا جان به جبهه شرکت کن که امروز واجب است ایشان گفت چشم پدر چند وقت بعد کردستان و بعد هم آوردند به جنوب نامه هم مرتب میداد و بعدم.....[۱]