==زندگی نامه ==
پاسدار شهید آیت الله حاج هاشمی فرزند ابراهیم در تاریخ 7/9/42 در اسفرجان در خانواده ای زحمت کش و مذهبی دیده به جهان گشود. تخصیلات ابتدایی و راهنمایی را در اسفرجان به پایان رساند و برای ادامه تحصیل در دبیرستان به شهرضا رفت و پس از اخذ دیپلم در دانشگاه صنعتی اصفهان در رشته مهندسی مکانیک قبول شد. در سال سوم دانشگاه مشغول به تحصیل بود که در کلیه تظاهرات علیه رژیم پهلوی شرکت نمود. او در اجرای فرامین امام فعال و علاقمند به انقلاب و جمهوری اسلامی ایران بود. جوانی مودب و خوش رفتار ، با ایمان و با تقوا و در انجام امور مذهبی جدی و کوشا بود. یک دوره یکساله بهیاری را طی نمود و در عملیات والفجر 4 خدمات شایانی انجام داد. پس از آن با گذراندن دوره آموزش نظامی به طور داوطلب از طرف جهاد دانشگاه صنعتی اصفهان به جبهه جنوب اعزام و پس از مدتی مبارزه در عملیات والفجر 8 پس از تصرف فاو در تاریخ 25/11/64 به درجا رفیع شهادت نائل آمد. پیکر پاک این دانشجوی شهید را به شهرضا حمل و پس از مراسم تشییع در گلستان شهدای شهرضا به خاک سپرده شد.
==وصیت نامه==
بسم الله الرحمن الرحیم
*بخشی از مناجات آیتالله
خدایا! دلم گرفته، نمیدانم چه کنم، هرچه فکر میکنم عقلم به جایی نمیرسد. خدایا! خدای من، تو بزرگی; تو کریمی; گناهانم را تو بیامرز. زیاد گنه کردم اما پشیمانم، شرمندهام، خجلم.خدایا، میخواهم بنده تو باشم; میخواهم پاک باشم; میخواهم خوب باشم اما هوای نفس ممانعت میکند. خدایا! نفسم مرا به بیگاری گرفته، بر من سوار شده و مرا به دنبال خود میکشد، مرا بیچاره کرده. خدایا، چه شود که این نفس مرا رها کند؟ خداوندا! وقتی که دیگران را میبینم که با چه صفایی، با چه اخلاصی، با چه پاکی در راهت قدم بر میدارند، از خودم شرم میکنم، خود را کوچک میبینم، احساس حقارت میکنم، خود را در اقیانوس بیکران پاکان همچون خسی میبینم. خدایا! این برادران همه پاکند، همه خوبند اما من در بین آنان بدترینم. شاید در بین همه، من بدترین باشم. از تو میخواهم کمکم کنی، دستگیرم باشی، نجاتم دهی، مرا از شر نفسم برهانی. خدایا، دوست ندارم هیچ جنبندهای از دستم ناراحت شود. خدایا، تو خود شاهدی که راست میگویم اما چه کنم که گاهی نفسم بر من چیره میشود و نمیگذارد آنطور که باید باشم. خدایا، خدایا، عاجزانه از تو میخواهم کمکم کنی، نجاتم دهی، از شر نفس مرا برهانی « یا مَنِ اسمُهُ دَواءٌ وَ ذِکرُهُ شِفاءٌ وَ طاعَتُهُ غِنًی، اِرحَم مَن رَأسُ مالِهِ الرَّجاءُ وَ سِلاحُه البُکاءُ، یا سابِغَ النِّعَمِ یا دافِعَ النِّقَم یا نُورَ المُستَوحِشینَ فِی الظُّلَمِ یا عالِماً لایُعَلَّمُ صَلِّ عَلی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ».« دعای کمیل »
خدایا! اگر بواسطه گناهانم مرا به آتش دوزخ میسوزانی، باکی نیست اما خدایا گناهانم را بیامرز .از من راضی شو، دیگر چیزی نمیخواهم، تنها رضایت تو شرط است. شاید دلیل تمام گناهانمحجابی باشد که بر قلبم کشیده شده و به واسطه آن حقایق را نمیتوانم درک کنم. زبان حال من باتمام وجود این است و بس.
«اِلهی قَلبی مَحجُوبٌ وَ نَفسی مَعیُوبٌ وَ عَقلی مَغلُوبٌ وَ هَوایی غالِبٌ وَ طاعَتی قَلیلٌ و مَعصِیَتی کَثیرٌ و لِسانی مُقِّرٌ بِالذُّنُوبِ فَکَیفَ حیلَتی یا سَتَّار العُیُوب و یا عَلّامَ الغُیُوبِ وَ یا کاشِفَالکُرُوبِ اِغفِر ذُنُوبی کُلَّها بِحُرمَهِ مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ یا غَفّارُ یا غَفّارُ یا غَفّارُ بِرَحمَتِکَ یا اَرحَمَالرّاحِمینَ » « آخر دعای صباح حضرت امیر »منبع سایت شهدای خین<ref>[http://khayyen.ir/shahid/305سایت شهدای خین]</ref>==پانویس==<references />