ویرایش‌ها

شهید علی اکبر آخوندی

۳۳ بایت اضافه‌شده، ‏۱۳ مهر ۱۳۹۸، ساعت ۰۹:۴۵
/* خاطرات */
خواهرم نترس من همیشه کنار شما هستم. علی اکبر پس از شهادت به خواب خواهر شامده بود و اخر او چند بار مرتب به من می گفت مادر وفتی من شبها میخوابم ترش وجود مرا فرا میگیرد و من خیلی نگران هستم. در آن شب که خواهرش خواب علی اکبر را یدده بود علی اکبر به او گفته بود خواهرم اصلا نترس و نگران نباش هر شب که شما می خوابید سر من کنار سر شما روی بالش قرار دارد و علی اکبر با یک اسب زیبای سرخ مو به خواب خواهرش امده بود و از ان به بعد دیگر خواهر علی اکبر هیچ شبی را با ترس به رخت خواب نرفت.
این شهید خیلی خوش رفتار و خوش کردار بود. خوش اخلاق و مهربان و با کمالات بود. اهل نماز و مذهب بود و دختر مرا به همسری قرار بود بگیرد که خداوند به او مهلت نداد و به پیش خودش برد و خیلی هم شجاع بود و با شجاعت در جبهه های جنگ شرکت میکرد.
من از علی اکبر چه بگویم هلی اکبر یک پارچه طلا و جواهر بود و از ان زمان که خود را شناخت وارد برنامه های انقلاب بود و به انقلاب حرکت میداد و خیلی احترام داشت و احترام همه را نگه می داشت و یک بار ما را ناراحت نکرد و یک بار یک موتور برای او خریده بودم روزی پیش من /آمد و گفت بابا موتور را فروختم و گفتم بابا چرا موتور را فروختی وسیله ی زیر پایت بود و به دردت میخورد گفت خوب اگر ناراحتی پول را پس میدهم گفتم نه موتور به نام خودت بود گفت من کارم را انجام نمیدهم فردا پیش من امد و گفت پدرم خوشحال باشد موتور را پس گرفتم و یعنی خیلی هوای ما را داشت و نمیخواست ما را ناراحت کند. <ref>[http://ajashohada.ir/Home/MartyrDetails/2799 سایت شهدای ارتش]</ref>
==پانویس==منبع: سایت شهدای ارتشhttp://ajashohada.ir/Home/MartyrDetails<references /2799>
دیوانسالار، مدیر، uploader
۵٬۰۸۰
ویرایش