ویرایشها
/* خاطرات */
==خاطرات==
یکبار که باهم درمنطقه بودیم وقتی که علی اصغرمی خواست از ما جدا شود رو به من کرد و گفت : فکر می کنم شهادتم نزدیک است و به ما سفارش کرد که اگر شهادت نصیب من شد راه ما را ادامه دهید . <ref>[http://%20%20http://yaranereza.ir/ShowSoldier.aspx?SID=%205474 سایت شهدا یاران رضا]</ref>
==پانویس==
<references />