به خویشان و دوستان خیلی زود زود سر میزد تا از احوالشان بی خبر نباشد تا اگر مشکلی داشتند برایشان حل کند. از این کار بسیار لذت میبرد. او همیشه در مقابل همه چیز و همه کس احساس مسئولیت میکرد. خودش را همیشه فدای دیگران مینمود. برای همین همیشه در قلب های نه تنها خواهر و مادرش بلکه در قلب های همه کسانی که خسرو را میشناختند زنده هست و جاودان.
این شهید بزرگوار همه عشق بود و ایثار و همچنین عاشق وطنش ایران.
روح شاد و یادش گرامی باد
==یادداشتآثار==*یادداشت
برادر شهید می گوید: این شعر را از لا به لای نامههایش پیدا کردم که برای شما مینویسم:
رهبرم گفت: بیا من رفتم
جان به کف، سوخته پر، دل بر حق
از شب ظلم به عدل سحر پاک و دلارا رفتم
رهبرم گفت: بده دست به نیکان خدا
دست شستم ز همه
از سر اخلاص، صفا آوردم
رهبرم گفت: موحد تو بخوان نام خدا
دلی آکنده ایمان و وفا آوردم
بهر نامیدن الله ..... وجودم فریاد
بند بند دلم از بند اسارت آزاد
من سراپا همه ایثار، همه عشق، همه جان بودم
در ره وحدت خلقم همه ایمان بودم
رهبرم، رهبر خوبم تو بگو، باز بگو، باز بخوانم که هنوز
نیمه جانی بر لب قطره دل لرزان است
به خداوند به عصمت به شهادت به وطن
تار پر زخمه دل در طپش ایمان است
چه کنم؟
رهبر خوبم وطنم ایران است<ref>[http://www.ajashohada.ir/home/martyrdetails/20093 سایت شهدای ارتش]</ref>==نگارخانه تصاویر==<gallery> Image:1559446KAKA003-001.jpgImage:1559446KAKA004-001.jpg </gallery>
منبع: سایت شهدای ارتش==پانویس==http:<references //www.ajashohada.ir/home/martyrdetails/20093>