شهید علی اکبر خامنه: تفاوت بین نسخه‌ها

از دانش‌نامه فرهنگ ایثار , جهاد و شهادت
پرش به: ناوبری، جستجو
(زندگی نامه)
 
سطر ۱۰: سطر ۱۰:
 
   
 
   
 
==زندگی نامه==
 
==زندگی نامه==
 
اين حس جلو آمدن براي اسلام و شهادت بود كه ما را به پيروزي رساند. امام خميني (ره)
 
 
جام شيرين شهادت را علي مردانه زد        بهر ديدار خدا بايد چنين پيمانه زد
 
پشت پا زد بر جهان و دامن جانان گرفت    راه و رسم عاشقان و شيوه مردان گرفت
 
 
برادر سروان خلبان اكبر مردانه خامنه، متولد سال 1332 در اروميه به دنیا آمد. دوازده ساله بود كه مادرش را از دست داد و از نعمت وجود او محروم شد. گرچه از محبت و توجهات مادر بي بهره ماند، ولي تحت سرپرستي و راهنمايي هاي پدر توانست مراحل مختلف تحصيلي را با موفقيت در مدارس ورهرام، 6 بهمن، فردوسي، فروغي طي كرده و پس از دريافت ديپلم وارد دانشكده افسري نيروي هوايي گرديد و اين گونه بود كه لباس مقدس افسري خلباني زيب پيكرش شد.
 
برادر سروان خلبان اكبر مردانه خامنه، متولد سال 1332 در اروميه به دنیا آمد. دوازده ساله بود كه مادرش را از دست داد و از نعمت وجود او محروم شد. گرچه از محبت و توجهات مادر بي بهره ماند، ولي تحت سرپرستي و راهنمايي هاي پدر توانست مراحل مختلف تحصيلي را با موفقيت در مدارس ورهرام، 6 بهمن، فردوسي، فروغي طي كرده و پس از دريافت ديپلم وارد دانشكده افسري نيروي هوايي گرديد و اين گونه بود كه لباس مقدس افسري خلباني زيب پيكرش شد.
 
با خانواده نجيبي وصلت نمود و صاحب يك پسر و دختر گرديد. به گواهي همسرش براي او و دو فرزندش نه تنها شوهري مهربان و پدري فداكار بود، بلكه يك دوست دلسوز و واقعي بود. اراده ی استوار و ايمان خلل ناپذيری داشت. احساسات مذهبي او از اوان كودكي شكوفا شده بود و مانند چراغي روشنگر راه زندگيش بود. در محيط كار جز افسراني بود كه دل خوشي از رژيم شاه نداشتند و پيش آمدن انقلاب را مغتنم مي شمردند. انقلاب او را متحول كرد. به طوري كه با پيروزي انقلاب احساس مي كرد كه به حصول آرزوها و آرمان هاي مقدس خود نزديك تر مي شود، لذا با قلبي سرشار از عشق به امام خميني(ره) آماده ايثار و جانبازي شد و داوطلب خدمت در مناطق جنگي گرديد و در سال 1360 به پايگاه هوايي دزفول منتقل شد.
 
با خانواده نجيبي وصلت نمود و صاحب يك پسر و دختر گرديد. به گواهي همسرش براي او و دو فرزندش نه تنها شوهري مهربان و پدري فداكار بود، بلكه يك دوست دلسوز و واقعي بود. اراده ی استوار و ايمان خلل ناپذيری داشت. احساسات مذهبي او از اوان كودكي شكوفا شده بود و مانند چراغي روشنگر راه زندگيش بود. در محيط كار جز افسراني بود كه دل خوشي از رژيم شاه نداشتند و پيش آمدن انقلاب را مغتنم مي شمردند. انقلاب او را متحول كرد. به طوري كه با پيروزي انقلاب احساس مي كرد كه به حصول آرزوها و آرمان هاي مقدس خود نزديك تر مي شود، لذا با قلبي سرشار از عشق به امام خميني(ره) آماده ايثار و جانبازي شد و داوطلب خدمت در مناطق جنگي گرديد و در سال 1360 به پايگاه هوايي دزفول منتقل شد.
 
اكبر در برابر گروهك ها و افراد ضد انقلاب موضعي قاطعانه داشت و جنگ تحميلي عراق عليه ايران را بهانه اي براي دخالت بيگانگان و ابرقدرت ها در سرنوشت مسلمانان ايران مي دانست و صدام را آلت دست آمريكا مي پنداشت. امام را رهبر مقتدر انقلاب اسلامي و موجد جمهوري اسلامي ايران و ايران را پيشرو كشورهاي اسلامي در ايستادگي در مقابل آمريكا و شوروي جهانخوار به حساب مي آورد. خود را موظف مي دانست كه با تمام وجود در برابر تهاجم نظامي وحشيانه صدام، از ميهن و دين خود دفاع كند.
 
اكبر در برابر گروهك ها و افراد ضد انقلاب موضعي قاطعانه داشت و جنگ تحميلي عراق عليه ايران را بهانه اي براي دخالت بيگانگان و ابرقدرت ها در سرنوشت مسلمانان ايران مي دانست و صدام را آلت دست آمريكا مي پنداشت. امام را رهبر مقتدر انقلاب اسلامي و موجد جمهوري اسلامي ايران و ايران را پيشرو كشورهاي اسلامي در ايستادگي در مقابل آمريكا و شوروي جهانخوار به حساب مي آورد. خود را موظف مي دانست كه با تمام وجود در برابر تهاجم نظامي وحشيانه صدام، از ميهن و دين خود دفاع كند.
اين افسر غيور نيروي هوايي از كار و مأموريت هاي پياپي خود احساس خستگي نمي كرد و از ضرباتي كه با راكت و موشك به هواپيماهاي دشمن وارد مي كرد، احساس غرور و شادي مي نمود. او شهادت را تولدي دوباره و نقطه آغاز عروج و قرب به خدا مي دانست و طبعاً وصول به چنين فيضي را از صميم دل طالب بود. سروان شهيد اكبر مردانه كه به راستي مردانه در برابر دشمن متجاوز پاي فشرد و توانست چند هواپيماي دشمن را سرنگون كند، بالاخره در تاريخ 1364/02/04 در شهر دزفول و در جريان بمباران سايت فجر (2) به درك سعادت شهادت نائل شد و روح پرفتوحش به سوي خدا شتافت.
+
اين افسر غيور نيروي هوايي از كار و مأموريت هاي پياپي خود احساس خستگي نمي كرد و از ضرباتي كه با راكت و موشك به هواپيماهاي دشمن وارد مي كرد، احساس غرور و شادي مي نمود. او شهادت را تولدي دوباره و نقطه آغاز عروج و قرب به خدا مي دانست و طبعاً وصول به چنين فيضي را از صميم دل طالب بود. سروان شهيد اكبر مردانه كه به راستي مردانه در برابر دشمن متجاوز پاي فشرد و توانست چند هواپيماي دشمن را سرنگون كند، بالاخره در تاريخ 1364/02/04 در شهر دزفول و در جريان بمباران سايت فجر (2) به درك سعادت شهادت نائل شد و روح پرفتوحش به سوي خدا شتافت. <ref>[http://ajashohada.ir/Home/MartyrDescriptive/25077 سایت شهدای ارتش]</ref>
<ref>[http://%20http://ajashohada.ir/Home/MartyrDescriptive/25077 سایت شهدای ارتش]</ref>
+
  
 
==پانویس==
 
==پانویس==
 
<references />
 
<references />

نسخهٔ کنونی تا ‏۱۳ مهر ۱۳۹۸، ساعت ۱۵:۱۴

شهید علی اکبر مردانه خامنه

تاریخ تولد :1332/04/26

تاریخ شهادت : 1364/02/04

محل شهادت : نامشخص

محل آرامگاه :آذربایجان غربی - ارومیه - باغ‌رضوان

زندگی نامه

برادر سروان خلبان اكبر مردانه خامنه، متولد سال 1332 در اروميه به دنیا آمد. دوازده ساله بود كه مادرش را از دست داد و از نعمت وجود او محروم شد. گرچه از محبت و توجهات مادر بي بهره ماند، ولي تحت سرپرستي و راهنمايي هاي پدر توانست مراحل مختلف تحصيلي را با موفقيت در مدارس ورهرام، 6 بهمن، فردوسي، فروغي طي كرده و پس از دريافت ديپلم وارد دانشكده افسري نيروي هوايي گرديد و اين گونه بود كه لباس مقدس افسري خلباني زيب پيكرش شد. با خانواده نجيبي وصلت نمود و صاحب يك پسر و دختر گرديد. به گواهي همسرش براي او و دو فرزندش نه تنها شوهري مهربان و پدري فداكار بود، بلكه يك دوست دلسوز و واقعي بود. اراده ی استوار و ايمان خلل ناپذيری داشت. احساسات مذهبي او از اوان كودكي شكوفا شده بود و مانند چراغي روشنگر راه زندگيش بود. در محيط كار جز افسراني بود كه دل خوشي از رژيم شاه نداشتند و پيش آمدن انقلاب را مغتنم مي شمردند. انقلاب او را متحول كرد. به طوري كه با پيروزي انقلاب احساس مي كرد كه به حصول آرزوها و آرمان هاي مقدس خود نزديك تر مي شود، لذا با قلبي سرشار از عشق به امام خميني(ره) آماده ايثار و جانبازي شد و داوطلب خدمت در مناطق جنگي گرديد و در سال 1360 به پايگاه هوايي دزفول منتقل شد. اكبر در برابر گروهك ها و افراد ضد انقلاب موضعي قاطعانه داشت و جنگ تحميلي عراق عليه ايران را بهانه اي براي دخالت بيگانگان و ابرقدرت ها در سرنوشت مسلمانان ايران مي دانست و صدام را آلت دست آمريكا مي پنداشت. امام را رهبر مقتدر انقلاب اسلامي و موجد جمهوري اسلامي ايران و ايران را پيشرو كشورهاي اسلامي در ايستادگي در مقابل آمريكا و شوروي جهانخوار به حساب مي آورد. خود را موظف مي دانست كه با تمام وجود در برابر تهاجم نظامي وحشيانه صدام، از ميهن و دين خود دفاع كند. اين افسر غيور نيروي هوايي از كار و مأموريت هاي پياپي خود احساس خستگي نمي كرد و از ضرباتي كه با راكت و موشك به هواپيماهاي دشمن وارد مي كرد، احساس غرور و شادي مي نمود. او شهادت را تولدي دوباره و نقطه آغاز عروج و قرب به خدا مي دانست و طبعاً وصول به چنين فيضي را از صميم دل طالب بود. سروان شهيد اكبر مردانه كه به راستي مردانه در برابر دشمن متجاوز پاي فشرد و توانست چند هواپيماي دشمن را سرنگون كند، بالاخره در تاريخ 1364/02/04 در شهر دزفول و در جريان بمباران سايت فجر (2) به درك سعادت شهادت نائل شد و روح پرفتوحش به سوي خدا شتافت. [۱]

پانویس

  1. سایت شهدای ارتش