ویرایش‌ها

شهید علی اکبر حسام

۱۲ بایت حذف‌شده، ‏۱۳ مهر ۱۳۹۸، ساعت ۱۱:۴۵
/* زندگینامه */
==زندگینامه==
 
على ‏اكبر حسام در 3 خرداد 1336 در خانواده‏ اى كشاورز در روستاى شاهكوه، از توابع گرگان به دنيا آمد. مادرش - كلثوم‏ بيگم سيدموسوى - می گويد:
او سومين فرزند من بود. قبل از تولد، خواب ديدم تنها در اتاق بزرگى هستم و پرسيدم اين اتاق مال كيست؟ صدايى آمد و گفت براى شماست. ديدم يك وجب زمين را سيمان كرده‏اند و روى آن اثر انگشتان حضرت ابوالفضل(ع) است. آن را برداشتم و بوسيدم و به يقه ‏ام زدم و بعد از آن خداوند اين فرزند را به ما اعطا كرد.
اگر يك هفته‏ اى به مرخصى مى‏ آمد به نماز جمعه مى ‏رفت و در مراسم مذهبى شركت می کرد. ولى در آخرين مرخصى حال و هواى بخصوصى داشت. دفعه آخر كه مى ‏رفت فهميده بود كه برنمی گردد.
قاسم معينى‏ زاده می گويد:
جانشين توپخانه لشكر بودم. حسام، مسئول ديده‏ بانى بود. صبح زود در قرارگاه تاكتيكى لشكر 25 كربلا پيش من آمد و به خاطر جريان سرشب عذرخواهى كرد. ماجرا از اين قرار بود كه ساعت شش بعدازظهر روز 18 دى 1365 بايد هفت نفر ديده‏ بان را آماده می کردند كه اين كار با تاخير انجام شد و من از اين تاخير ناراحت شده بودم. به همين خاطر پس از نماز صبح پيش من آمد و عذر خواهى كرد و گفت كارى نداريد. گفتم پيش آقاى نوريان (ديده‏بان) برويد و ببيند چه مشكلى دارد. اگر خسته هست او را تعويض كنيد و اگر خسته نيست بى‏سيم او را چك كن. به نزد ديده ‏بان رفت و در حال بازبينى بى‏ سيم بود كه در ساعت 5/6 صبح روز 19 دى 1365 در دژ شرقى كانال ماهى، گلوله توپى در كنارشان به زمين خورد. چند لحظه پس از انفجار در صحنه حاضر شدم و ديدم سر على ‏اكبر از بدن جدا و بدنش تكه تكه شده است. ديده ‏بان دانشجوى بسيجى (نوريان) نيز دو سوم سرش به وسيله تركش از بين رفته بود. پيكر پاره پاره شهيد على ‏اكبر حسام در ميان غم و اندوه مردم گرگان، تشييع و در مزار شهيدان به خاك سپرده شد.<ref>[http://%20http://navideshahed.com/fa/news/438773 سایت شهدای نویدشاهد]</ref> 
==پانویس==
<references />
دیوانسالار، مدیر، uploader
۵٬۰۸۰
ویرایش