براى خانواده اش نقل كرد: منطقه اى چند بار بين ما و عراقيها دست به دست شد. جلوى سنگر نشسته بودم كه چشمم به نقطه اى افتاد كه در آنجا گنجشكى نشسته بود. يكى از دوستان سنگى پرتاب كرد و گنجشك به پرواز درآمد. اما دوباره همانجا نشست. دوستم سنگ ديگرى پرتاب كرد و باز همان اتفاق افتاد. دفعه سوم، حس ششم ما تحريك شد. بيل برداشتيم آنجا را كنديم. متوجه پوتينى شديم. بيشتر كه كنديم متوجه شديم يك گور دسته جمعى است كه عراقي ها چهل و هشت نفر از شهدا را در آنجا دفن كرده بودند.
سرانجام، عليرضا خاكپور در 6 اسفند 1365 در عمليات كربلاى 5 بر اثر اصابت خمپاره به شهادت رسيد. خمپاره به طور مستقيم بدون انفجار به صورتش اصابت كرد و نصف پيشانى، يك چشم و قسمتى از بدنش را متلاشى كرد. از شهيد عليرضا خاكپور، دخترى هشت ماهه به نام سمانه به يادگار مانده است. دخترش می گويد: «در زمان شهادت پدر 8 ماهه بودم و چيزى به ياد ندارم ولى از صحبتهاى مادر مى فهمم كه از او خيلى راضى است.»
همسرش می گويد: «دوازده روز بعد از اينكه به مشهد آمد و خانه را عوض كرد، خبر شهادت او را آوردند.» پيكر عليرضا خاكپور به زادگاهش انتقال يافت و بنابه وصيتش در مزار شهيدان گرگان به خاك سپرده شد.<ref>[http://%20%20http://navideshahed.com/fa/news/439137/ سایت شهدای نویدشاهد]</ref>
==پانویس==
<references />