ویرایش‌ها

شهید سید رضا حسین کهنوج

۱۸ بایت حذف‌شده، ‏۱۳ مهر ۱۳۹۸، ساعت ۱۲:۱۹
/* خاطرات */
- وقتى که پرچمهاى عزادارى را مى‏خواستند نصب کنند، یک شب مادر سید رضا خواب دید که به او مى‏گویند که: روى دست ایشان علامتى دارد که وقتى هم به دنیا آمد آن علامت روى دستش بود .
- در آن ایامى که مادر سید رضا او را حامله بود مى‏خواست او را سقط کند. به همین جهت دارویى براى سقط کردن او خورد. در خواب دید که در تکیه نشسته و در آنجا حضرت ابوالفضل رادید که با یک دست جلوى ایشان را گرفته و راه نمى‏دهند ولى خواهر ایشان را راه مى‏دهند و مى‏گفتند:چون تو نسل ذاکرین و شیعیان ما را مى‏خواهى از بین ببرى ما تو را نمى‏بخشیم . <ref>[http://%20%20http://yaranereza.ir/ShowSoldier.aspx?SID=%206810 6810 سایت شهدای یاران رضا]</ref>
==پانویس==
<references />
دیوانسالار، مدیر، uploader
۵٬۰۸۰
ویرایش