{{جعبه اطلاعات افراد نظامی
|نام فرد = سید عبدالله بشیری موسوی
|تصویر = شهید_عبدالله_بشیری_موسوی.jpg
|توضیح تصویر =
|ملیت = [[پرونده:پرچم ایران.png|22px]] ایرانی
|شهرت =
|دین و مذهب = [[مسلمان]]، [[شیعه]]
|تولد =
|شهادت = نامشخص، [[1358/05/25]]
|وفات =
|مرگ =
|محل شهادت =
|مفقود =
|جانباز =
|اسارت =
|نیرو =
|یگانهای خدمت =
|طول خدمت =
|درجه =
|سمتها =
|جنگها =
|نشانهای لیاقت =
|عملیات =
|فعالیتها =
|تحصیلات =
|تخصصها =
|شغل =
|خانواده =
}}
شهید سید عبدالله بشیری موسوی
تاریخ تولد :نامشخص
==زندگی نامهدر سال 1331 هجری شمسی شهید سیدعبدالله بشیری موسوی در منطقه شوقی(خیابان بعثت)زنجان به دنیا آمد، ایام کودکی خود را در یک خانه قدیمی که حیاطش پر از درختهای سیب بود آغاز کرد، پدرش- سید فتاح- همیشه در حال تلاش برای کسب روزی حلال بود، آهنگر بود و زنجیر برای هیأت های حسینی درست می کرد.عبدالله تحصیل علم را از مدرسه 15 بهمن خیابان شوقی آغاز کرد، دانش آموز بسیار تیزهوش و موفقی بود، او روزها درس می خواند و بعد از صرف ناهار به مغازه پدر می رفت و چکش برآهن گداخته می کوبید تا عصای دست پدر باشد. با گذراندن دوره های تحصیلی به دلیل ذکاوت و علاقه مندی اش به خلبانی در اواخر سال 1352 به استخدام آموزشگاه نیروی هوایی ارتش درآمد و برای مصاحبه و آزمایشات خلبانی راهی تهران شد و پس از قبولی، آموزش های اولیه را در پایگاه نیروی هوایی تهران طی کرد. با شروع دوره آکادمی پرواز، پرواز با هواپیماهای آموزشی تی 14 و بیگ لوپپ را تجربه نمود. به خاطر توان خوب نظامی و تلاش های فراوانش رتبه نخست دوره را کسب کرد و نیروی هوایی او را برای ادامه تحصیل به ایالات متحده امریکا اعزام کرد. با پایان یافتن دوره آموزشی خود و تحمل سختی 4سال دوری از خانواده و وطن امریکا را به قصد خدمت به میهنش ترک و به ایران بازگشت. عبدالله دیگر یک خلبان جوان خوش چهره و قوی و در عین حال با اخلاق بود بنابراین مادر او با رضایت عبدالله مراسم جشن ازدواج عبدالله با خانم رحمانیان را که توسط یکی از بستگان معرفی شده بود برگزار کرد، بعد از ازدواج به پایگاه همدان منتقل و در آنجا کنار پایگاه در خانه های سازمانی زندگی پر مهر و محبت خود را آغاز کردند.==
در اواخر مردادماه سال 1358با حمله منافقین 1331 هجری شمسی شهید سیدعبدالله بشیری موسوی در منطقه شوقی(خیابان بعثت)زنجان به شهر پاوه دنیا آمد، ایام کودکی خود را در یک خانه قدیمی که حیاطش پر از درختهای سیب بود آغاز کرد، پدرش- سید فتاح- همیشه در حال تلاش برای کسب روزی حلال بود، آهنگر بود و ارتکاب جنایات وحشتناک زنجیر برای هیأت های حسینی درست می کرد.عبدالله تحصیل علم را از مدرسه 15 بهمن خیابان شوقی آغاز کرد، دانش آموز بسیار تیزهوش و موفقی بود، او روزها درس می خواند و بعد از صرف ناهار به مغازه پدر می رفت و چکش برآهن گداخته می کوبید تا عصای دست پدر باشد. با گذراندن دوره های تحصیلی به دلیل ذکاوت و علاقه مندی اش به خلبانی در بیمارستان این شهر، پاوه اواخر سال 1352 به تصرف منافقین استخدام آموزشگاه نیروی هوایی ارتش درآمدو برای مصاحبه و آزمایشات خلبانی راهی تهران شد و پس از قبولی، آموزش های اولیه را در پایگاه نیروی هوایی تهران طی کرد. با اطلاع ازعملیات پیش رو توسط پایگاه همدان مبنی بر اعزام یک فروند هواپیما جهت عکس برداری از منطقه شروع دوره آکادمی پرواز، پرواز با هواپیماهای آموزشی تی 14 و در صورت نیاز بمباران، سید عبدالله بیگ لوپپ را تجربه نمود. به همراه محمد نوژه داوطلب این عملیات شده خاطر توان خوب نظامی و سوار بر فانتوم ایرانی تلاش های فراوانش رتبه نخست دوره را کسب کرد و نیروی هوایی او را برای ادامه تحصیل به محل ایالات متحده امریکا اعزام می شوندکرد. محمد نوژه با پایان یافتن دوره آموزشی خود و تحمل سختی 4سال دوری از خانواده و وطن امریکا را به عنوان خلبان قصد خدمت به میهنش ترک و سید عبدالله به عنوان کمک ایران بازگشت. عبدالله دیگر یک خلبان از باند فرودگاه تیک آف می کنند، هر دو شوق پرواز عجیبی داشتند کسی نمی دانست منافقین کور دل جوان خوش چهره و گروه های مسلح قوی و در عین حال با اخلاق بود بنابراین مادر او با رضایت عبدالله مراسم جشن ازدواج عبدالله با خانم رحمانیان را که توسط یکی از طرف عراق حمایت می شدند در کمین آن دو دلاور بودند، اطلاعات پرواز قبلا لو رفته و بدست منافقین رسیده بستگان معرفی شده بود. هواپیمای این دو شهید برگزار کرد، بعد از رسیدن ازدواج به محل مأموریت پایگاه همدان منتقل و گرفتن عکس برداری، در هنگام برگشت مورد اصابت گلوله پدافند هوایی منافقین قرار گرفته آنجا کنار پایگاه در خانه های سازمانی زندگی پر مهر و سقوط می کندمحبت خود را آغاز کردند.
در اواخر مردادماه سال 1358با حمله منافقین به شهر پاوه و ارتکاب جنایات وحشتناک در بیمارستان این شهر، پاوه به تصرف منافقین درآمد. با شنیدن خبر شهادت اطلاع ازعملیات پیش رو توسط پایگاه همدان مبنی بر اعزام یک فروند هواپیما جهت عکس برداری از منطقه و در صورت نیاز بمباران، سید عبدالله، پدر عبدالله به همراه محمد نوژه داوطلب این عملیات شده و برادرانش و تعدادی ازنزدیکان سوار بر فانتوم ایرانی به پایگاه کبودرآهنگ برای گرفتن پیکرشهید جوانشان می روند وشهید را با بالگرد به زنجان محل اعزام می آوردندشوند. در خیابان فرودگاه مراسم استقبال با ادای احترام محمد نوژه به شهید عنوان خلبان و سید عبدالله به عنوان کمک خلبان از طریق یگان تشریفات نظامی انجام باند فرودگاه تیک آف می شود، مردم از شهر کنند، هر دو شوق پرواز عجیبی داشتند کسی نمی دانست منافقین کور دل و بسیاری از روستاهای اطراف زنجان برای مراسم تشییع شهید موسوی گروه های مسلح که اولین شهدای قبل از جنگ تحمیلی به شمارمی رود آمده بودند، بعد ازمراسم پیکر پاکش طرف عراق حمایت می شدند در مزار شهدای زنجان در آغوش خاک قرار گرفتکمین آن دو دلاور بودند، اطلاعات پرواز قبلا لو رفته و بدست منافقین رسیده بود. به پاس ارج نهادن به هواپیمای این دو شهید نام پایگاه هوایی بعد از رسیدن به نام شهید محمد نوژه تغییر کردمحل مأموریت و گرفتن عکس برداری، در هنگام برگشت مورد اصابت گلوله پدافند هوایی منافقین قرار گرفته و سقوط می کند. راوی مادر شهید
با شنیدن خبر شهادت سید عبدالله، پدر و برادرانش و تعدادی ازنزدیکان به پایگاه کبودرآهنگ برای گرفتن پیکرشهید جوانشان می روند وشهید را با بالگرد به زنجان می آوردند. در خیابان فرودگاه مراسم استقبال با ادای احترام به شهید از طریق یگان تشریفات نظامی انجام می شود، مردم از شهر و بسیاری از روستاهای اطراف زنجان برای مراسم تشییع شهید موسوی که اولین شهدای قبل از جنگ تحمیلی به شمارمی رود آمده بودند، بعد ازمراسم پیکر پاکش در مزار شهدای زنجان در آغوش خاک قرار گرفت. به پاس ارج نهادن به این دو شهید نام پایگاه هوایی به نام شهید محمد نوژه تغییر کرد. راوی مادر شهید<ref>[http://ajashohada.ir/Home/MartyrDetails/4368 سایت شهدای ارتش]</ref>
منبع==پانویس==سایت شهدای ارتشhttp://ajashohada.ir/Home/MartyrDetails<references /4368>