==خاطرات==
در شب عملیات در منطقه چزابه محمد پارسا خودش را در ابتدا آراسته نمود و سپس غسل شهادت کرد و لباس نو پوشید و زمانیکه می خواست جهت تعویض نیروها به جلو برود آمد و گفت:امشب مصمم هستم که تکلیف خودم را با خدایم روشن کنم. بعد از مدتی مشخص شد که ایشان دیگر به عقب برنگشته و در همانجا مفقودالاثر گردیده اند.
یک شب قبل از حرکت محمد پارسا به جبهه جهت خواندن نماز مغرب و عشاء به مسجد میرزا رفتیم . وقتی نماز جماعت تمام شد و از مسجد بیرون آمدیم ، برادرپارسا قبل از خداحافظی با دوستان شوخی و مزاح می کرد. پس ازخداحافظی با دوستان به من گفت: احتمالا برگشتی در رفتنم نیست و بعید می دانم که از این اعزام برگردم . وانشاء ا... اگر تقدیر باشد شهید خواهم شد . راضی ام به رضای خدایم .
محمد پارسا مراسم ازدواجش را به صورت ساده ای در مسجد برگزار کرد.
زمانیکه محمد سال اول دبیرستان بود،پهلوان تختی کشته شد. همان روزی که این خبر اعلام شد محمد به خانه آمد و گفت:تختی خود کشی نکرده است،عمال رژیم دروغ می گویند تختی خود کشی کرده است بلکه آنها خودشان تختی را کشته اند. در ادامه همه دلایل مبنی بر کشته شدن تختی بوسیله رژیم را بیان کرد.
در زمان انتخابات ریاست جمهوری ما به بنی صدر رأی دادیم . هنوز حدود 2 ماه از انتخابات نگذشته بود که یک روز برادر محمد پارسا در سر یکی از کلاسها گفت: پیش خودمان بماند ، ولی بنی صدر رفتنی است . بنی صدر بدرد این انقلاب نمی خورد . ما در این هنگام تعجب کردیم و ناراحت شدیم . برادر پارسا گفت : برایتان ثابت خواهم کرد . شما باید توجه داشته باشید که گول نخورید و این را بدانید که خط و هدف افراد چیست ؟ و افراد برای چه منظوری به بسیج و سپاه آمده اند ؟ بعد از مدتی همه ما متوجه خیانت بنی صدر شدیم<ref>[http://yaranereza.ir/ShowSoldier.aspx?SID=463 سایت شهدای یاران رضا]</ref>
منبع سایت یاران رضا== پانویس==http:<references //yaranereza.ir/ShowSoldier.aspx?SID=463>