شهید محمد کرم علی: تفاوت بین نسخه‌ها

از دانش‌نامه فرهنگ ایثار , جهاد و شهادت
پرش به: ناوبری، جستجو
(صفحه‌ای جدید حاوی «شهید محمد کرم علی تاریخ تولد : 1344/02/01 تاریخ شهادت : 1365/01/01 محل شهادت : نامشخص...» ایجاد کرد)
 
(وصیتنامه)
 
(۳ نسخه‌های متوسط توسط ۳ کاربران نشان داده نشده)
سطر ۸: سطر ۸:
  
  
زندگینامه
+
==زندگینامه==
  
 
شهید محمد کرم علی در سال 1346 به دنیا آمد. از همان کودکی فردی باهوش، مطیع و مهربان بود. آن قدر مهربان بود که با تمام حیوانات اهلی اطراف منزل دوست بود. هیچ گاه از او ناملایمتی دیده نشد. هیچ گاه به پدر و مادرش بی احترامی نکرد. در سنین 5،6 سالگی تعدادی از سوره های کوچک قرآن را حفظ بود. کنار مادر می ایستاد و نماز می خواند.
 
شهید محمد کرم علی در سال 1346 به دنیا آمد. از همان کودکی فردی باهوش، مطیع و مهربان بود. آن قدر مهربان بود که با تمام حیوانات اهلی اطراف منزل دوست بود. هیچ گاه از او ناملایمتی دیده نشد. هیچ گاه به پدر و مادرش بی احترامی نکرد. در سنین 5،6 سالگی تعدادی از سوره های کوچک قرآن را حفظ بود. کنار مادر می ایستاد و نماز می خواند.
سطر ۱۶: سطر ۱۶:
 
مادرش شبی در خواب او را در کنار آبشار زیبایی می بیند آبشار به گودالی منتهی می شده او دیده که او وارد آب شد و دستش از او کوتاه  بود و در میان آب های زلال محو می شود و مادر فقط او را نگاه می کرده است.
 
مادرش شبی در خواب او را در کنار آبشار زیبایی می بیند آبشار به گودالی منتهی می شده او دیده که او وارد آب شد و دستش از او کوتاه  بود و در میان آب های زلال محو می شود و مادر فقط او را نگاه می کرده است.
 
آری او این گونه می خواست. او واژه کمال را به خوبی درک کرده بود و به کمال مطلق نیز نائل آمد .
 
آری او این گونه می خواست. او واژه کمال را به خوبی درک کرده بود و به کمال مطلق نیز نائل آمد .
  روحش شاد و یادش گرامی باد .
+
روحش شاد و یادش گرامی باد .
  
  
  
وصیتنامه
+
==وصیتنامه==
 
+
فراز هایی از وصیت نامه:
+
 
پدر عزیزم و مادر فداکارم! می دانم که چه رنج هایی را برایم متحمل شده اید ولی تکلیف، تکلیف است و من نیز خود را مکلف به جهاد می دانم. نمی دانم چرا این روزها حسی قریب در من ایجاد شده؟ می پندارم که لیاقت راهی شدن در مسیری مقدس را پیدا کرده ام. لیاقت همراه شدن با مردانی بزرگ، مردانی که روحی آسمانی دارند که از عظمت لبریز گشته است. مادرم! تو، تو برایم اسوه خوبی، زیبایی و هر چیز دوست داشتنی دیگری که در جهان است، بوده ای.
 
پدر عزیزم و مادر فداکارم! می دانم که چه رنج هایی را برایم متحمل شده اید ولی تکلیف، تکلیف است و من نیز خود را مکلف به جهاد می دانم. نمی دانم چرا این روزها حسی قریب در من ایجاد شده؟ می پندارم که لیاقت راهی شدن در مسیری مقدس را پیدا کرده ام. لیاقت همراه شدن با مردانی بزرگ، مردانی که روحی آسمانی دارند که از عظمت لبریز گشته است. مادرم! تو، تو برایم اسوه خوبی، زیبایی و هر چیز دوست داشتنی دیگری که در جهان است، بوده ای.
ای پدر عزیزم تو با قطره قطره عرق هایی که از پیشانیت می ریخت الفبای جهاد در راه خدا را به من آموختی. اینک به خود می بالم که در خانواده ای عاشق و مومن متولد شده ام و رشد یافته ام و به مرحله ای رسیده ام که می توانم برای خود تعیین تکلیف کنم. مادر و پدر عزیزم! می دانم که شما نیز قلباً از نعمت من راضی و خشنود هستید و از شما پدر و مادر زحمتکش حلالیت می طلبم و امیدوارم  که راه شهیدان را ادامه دهید و همواره پیرو خط امام عزیزمان باشید.
+
ای پدر عزیزم تو با قطره قطره عرق هایی که از پیشانیت می ریخت الفبای جهاد در راه خدا را به من آموختی. اینک به خود می بالم که در خانواده ای عاشق و مومن متولد شده ام و رشد یافته ام و به مرحله ای رسیده ام که می توانم برای خود تعیین تکلیف کنم. مادر و پدر عزیزم! می دانم که شما نیز قلباً از نعمت من راضی و خشنود هستید و از شما پدر و مادر زحمتکش حلالیت می طلبم و امیدوارم  که راه شهیدان را ادامه دهید و همواره پیرو خط امام عزیزمان باشید.<ref>[http://ajashohada.ir/Home/Martyrdetails/22247 سایت شهدای ارتش]</ref>
 
+
منبع:سایت شهدای ارتش
+
  
http://ajashohada.ir/Home/Martyrdetails/22247
+
==پانویس==
 +
<references />

نسخهٔ کنونی تا ‏۱۴ مهر ۱۳۹۸، ساعت ۱۰:۴۹

شهید محمد کرم علی

تاریخ تولد : 1344/02/01 تاریخ شهادت : 1365/01/01

محل شهادت : نامشخص محل آرامگاه : البرز - کرج - شهرستانک


زندگینامه

شهید محمد کرم علی در سال 1346 به دنیا آمد. از همان کودکی فردی باهوش، مطیع و مهربان بود. آن قدر مهربان بود که با تمام حیوانات اهلی اطراف منزل دوست بود. هیچ گاه از او ناملایمتی دیده نشد. هیچ گاه به پدر و مادرش بی احترامی نکرد. در سنین 5،6 سالگی تعدادی از سوره های کوچک قرآن را حفظ بود. کنار مادر می ایستاد و نماز می خواند. اهل نماز، روزه، جهاد، امر به معروف، دعا و مناجات بود، از نهضت های انقلابی دفاع می کرد و در مجلس محل و در کتابخانه مسجد عضو بود. شخصی مهربان و خوش اخلاق، متعهد و دارنده تمامی صفات خوب بود. در سال 1357 و قبل از آن با آغاز فعالیت نهضت های انقلابی با آن که سن کمی داشت مشتاق بود که تغییر و تحولی در نظام صورت گیرد و حامی انقلابیون بود. کتاب های استاد مطهری را مطالعه می کرد و نسبت به مسائل بسیار متعهد و مودب بود. رفتار او به گونه ای بود که همه افراد فامیل تحت تأثیر قرار می گرفتند. با آن که سن کمی داشت ولی همیشه در کارهای کشاورزی به پدرش کمک می کرد. در سال 1364 وقتی در رشته اقتصاد از دبیرستان فارغ التحصیل شد خود را برای رفتن به جبهه آماده می کرد؛ البته از بعد از سوم راهنمایی بارها این قصد را داشت ولی مادرش او را منصرف و به درس خواندن تشویق می کرد. از مادر اصرار که تا پایان سال که جواب دانشگاه می آید صبر کند ولی او نیز اصرار داشت که باید برود چرا که او اسلام را در خطر می دید. شبی در خواب چهره امام را در کف دست خود دیده بود. او خود را در قبال جان، مال، خاک هم میهنان خود مسئول می دانست. در رشته کشتی فعالیت می کرد و پیشرفت هایی نیز در این زمینه داشت و همه دوستانش را نیز به ورزش دعوت می کرد. اما هنگامی که ندای هل من ناصر را شنید گویا سر از پا نمی شناخت. بعد از رفتن او و بعد از این که دیگر نامه ای از او نرسید جواب دانشگاه آمد و او در رشته لیسانس اقتصاد و ادبیات قبول شده بود. مادرش شبی در خواب او را در کنار آبشار زیبایی می بیند آبشار به گودالی منتهی می شده او دیده که او وارد آب شد و دستش از او کوتاه بود و در میان آب های زلال محو می شود و مادر فقط او را نگاه می کرده است. آری او این گونه می خواست. او واژه کمال را به خوبی درک کرده بود و به کمال مطلق نیز نائل آمد . روحش شاد و یادش گرامی باد .


وصیتنامه

پدر عزیزم و مادر فداکارم! می دانم که چه رنج هایی را برایم متحمل شده اید ولی تکلیف، تکلیف است و من نیز خود را مکلف به جهاد می دانم. نمی دانم چرا این روزها حسی قریب در من ایجاد شده؟ می پندارم که لیاقت راهی شدن در مسیری مقدس را پیدا کرده ام. لیاقت همراه شدن با مردانی بزرگ، مردانی که روحی آسمانی دارند که از عظمت لبریز گشته است. مادرم! تو، تو برایم اسوه خوبی، زیبایی و هر چیز دوست داشتنی دیگری که در جهان است، بوده ای. ای پدر عزیزم تو با قطره قطره عرق هایی که از پیشانیت می ریخت الفبای جهاد در راه خدا را به من آموختی. اینک به خود می بالم که در خانواده ای عاشق و مومن متولد شده ام و رشد یافته ام و به مرحله ای رسیده ام که می توانم برای خود تعیین تکلیف کنم. مادر و پدر عزیزم! می دانم که شما نیز قلباً از نعمت من راضی و خشنود هستید و از شما پدر و مادر زحمتکش حلالیت می طلبم و امیدوارم که راه شهیدان را ادامه دهید و همواره پیرو خط امام عزیزمان باشید.[۱]

پانویس

  1. سایت شهدای ارتش