شهیدحسین احمدی قلعه بالا: تفاوت بین نسخه‌ها

از دانش‌نامه فرهنگ ایثار , جهاد و شهادت
پرش به: ناوبری، جستجو
(صفحه‌ای جدید حاوی « شهید حسین احمدی قلعه بالا نام:حسین نام خانوادگی:احمدی قلعه بالا تاریخ تولد...» ایجاد کرد)
 
 
(یک نسخهٔ متوسط توسط کاربر دیگری نشان داده نشده)
سطر ۶۴: سطر ۶۴:
 
و من الله التوفیق
 
و من الله التوفیق
  
منبع:کتاب آثار و اسناد ایثارگران|شهدای استان قم| ناشر:بنیاد شهید
+
<ref>کتاب آثار و اسناد ایثارگران|شهدای استان قم| ناشر:بنیاد شهید</ref>
 +
==پانویس==
 +
<references />

نسخهٔ کنونی تا ‏۱۴ مهر ۱۳۹۸، ساعت ۲۰:۴۲

شهید حسین احمدی قلعه بالا

نام:حسین نام خانوادگی:احمدی قلعه بالا تاریخ تولد:1/3/1341 محل تولد:اصفهان نام پدر:غفار نام مادر:فاطمه شغل:پاسدار تاریخ شهادت:26/11/1364 محل شهادت:فاو محل دفن:قم

وصیت نامه

  • وصیت نامه اول

-فریب این گروهک های منافق را نخورید که تا ابد شماها را در جهل و نادانی نگاه می دارند. -بدانید که خط خمینی خط امام زمان و خط اسلام ]است[ از او دور نشوید هر چه می گوید بدون چون ]و چرا[ بپذیرید. -بیشتر دعا کنید و نماز را با خلوص بخوانید تا لذت معنوی را درک کنید و از گناه به دور شوید. -با صمیمیت با یکدیگر بسازید و زندگی کنید. -بدانید که اسلام خون ها نیاز دارد تا آبیاری شود. بسم رب الشهداء و الصدیقین ((ان الله اشتری من المومنین انفسهم و اموالهم بان لهم الجنه یقاتلون فی سبیل الله فیقتلون و یقتلون...)) ((خداوند جان و مال اهل ایمان را به بهای بهشت خریداری کرده آنها که در راه خدا جهاد می کنند که دشمنان دین را بکشند یا خود کشته شوند...)). با درود بی کران و سلامی گرم به حضرت مهدی(عج) و نائب بر حقش و بنیانگذار جمهوری اسلامی ایران حضرت امام خمینی و ملت شهید پرور ایران. هان ای ملت شریف ایران! شما بودید که با فریادهای الله اکبر خویش و با پشتیبانی بزرگ مرجع عالم بشریت انقلاب را با خون هزاران شهید گلگون کفن به پیروزی رساندید. مواظب باشید که دشمنان اسلام چه در داخل و چه در خارج می خواهند به انقلاب ما ضربه بزنند که یکی از نمونه های آن جنگ تحمیلی بعثیان عراق می باشد. ای جوان هایی که شما می بایست از این انقلاب حفظ و حراست نمایید فریب این گروهک های منافق را نخورید که تا ابد شما ها را در جهل و نادانی نگاه می دارند. به حسین (ع) فکر می کنم و]به [ ایثارش در روز عاشورا می اندیشم و عظمت و بزرگی بلایش به صحرا ی کربلا نظر می کنم و دشت بیکرانش به بزرگی تمام کره زمین حسین(ع) می دانست که اگر ]امروز[ عاشورا است فردا عاشورا ها خواهد بود.اگر سرزمین کوچک کربلاست فردا تمام کره زمین کربلا خواهد شد. می دانست که کسانی هستند از پیروان مهدی (عج) ]که [ کربلا ها خواهند ساخت و عاشورا ها بپا خواهند کرد. می دانست که خمینی ها خواهند آمد تا اسلام از خونشان آبیاری گردد همان گونه که از خون او گشت.می دانست که اگر در اسارت زینبش خطبه می خواند زینبان زمان ما خطبه ها خواهند خواند. با تمام وجود می خواهم بگویم که حسین جان! اگر در صحرای کربلا نبودیم اگر در روز عاشورا نبودیم که در پای درخت اسلام خون مان ریخته شئد ولی عاشورا ها ساختیم.کربلا ها ساختیم تا خونمان در جویبار خون تو به حرکت در آید. اگر این افتخار با ریختن خونم نصیبم گردد می خواهم بگویم که حسین جان اگر اجساد کشته شدگان دشت کربلا ]را[ در زیر پای ستوران لگد مال کردند جسد های بی جان و زخمی های را در زیر ]...[ تانک له کردند و چه زیبایی این حماسه دارد.همیشه دلم می خواست که گلوله تانک بخورم و شهید بشوم تا احساس هیچ چیزی را نکنم ولی الان دلم می خواهد که زخمی شوم و در زیر زنجیر های تانک ندای ((هل من ناصر ینصرنی )) حسین (ع) را لبیک گویم.بگویم لبیک یا حسین. حالا که اگر ان شاء الله خداوند منان قبول کند خونم در جهت اسلام و برای حفظ حرمت قرآن و به یاد حسین (ع) ریخته شده است. می خواهم دمی چند وصیت کنم که امام ما خمینی عزیز با امام زمان (عج) در رابطه می باشد. بدانید که همان گونه که امام حسین(ع) مسلم را فرستاد ]تا[ ببیند چه کسی ندای (( هل من ناصر ینصرنی)) او را جواب می گوید امام زمان مهدی موعود(عج) خمینی را فرستاده است تا ببیند سربازان و فداکاران واقعی اوکیانند. اگر لیاقت خمینی را نداشته باشیم اگر لیاقت مهدی را نداشته باشیم اگر خودسازی نکنیم اگردر جهت الله قدم برنداریم اگر برای رضای خدای بزرگ حرکت نکنیم خداوند خمینی را از ما خواهد گرفت. دل امام مهدی (عج) از ما خواهد رنجید. پس بدانید که خط خمینی خط امام زمان و خط اسلام ]است[ از او دور نشوید هر چه می گوید بدون چون]و چرا[ بپذیرید. بدانید که ما برای انجام تکلیف آمدیم ((چه بکشیم و چه کشته شویم پیروزیم)). بیشتر دعا کنید و نماز را با خلوص بخوانید تا لذت معنوی را درک کنید و از گناه به دور شوید. از منافقین بگویم یا از مزدوران داخل و خارج. فقط می گویم که اینان مثال گندایی هستند که سیلاب انقلاب این گنداب ها را با خود خواهد برد و نابود خواهد گردانید. لباس های سپاهیم با دیگر لباس های نظامی را به جبهه بدهید. فقط به خانواده ام آخرین سفارش ها را می کنم که اگر جسم من در بین شما نیست ولی روحم با شماست. بدانید چیزی لذت انگیز تر از فدا شدن در راه خدا وجود ندارد. سعادت اخروی به دنبال دارد که هیچ چیزی نمی تواند جای آن را بگیرد. به اقوام و آشنایان و دوستان و تمام کسانی که از من رنجی دیده اند خواهانم که مرا ببخشند. و با صمیمیت با یکدیگر بسازید و زندگی کنید چون این دنیای مادی ارزش این همه جنگ و دعواهای فامیلی و خانوادگی را ندارد و همه دست به دست هم بدهید و در جهت خدای متعال در خط امام حرکت کنید. مادرم! مادر عزیزم! مادر خوبم! که حدود بیست ] و[ یک سال برای من مادری نمودید نمی دانم چه برایت بنویسم. از تو نمی توانم بخواهم که گریه نکنی زیرا گریه قلب انسان را آرام می کند ولی بدان که وسیله ای جهت سوء استفاده برای ضد انقلاب ]...[ نشود. همیشه به یاد خدای بزرگ باش و بگو که این پسر در راه تو ]و[ امانت تو بود پس دادم و اگر بخواهی دیگرانشان را هم خواهد داد. زندگی حضرت فاطمه زهرا (س) را بخوانید قلب تان آرام شود. دعا کنید با خدا راز و نیاز کنید تا قلب تان آرام گردد. خواهرانم! برادرانم! بدانید که اسلام خون ها نیاز دارد تا آبیاری شود. در نبودن من همیشه در جهت اسلام همان گونه که حرکت کرده اید باشید و از زندگی ائمه اطهار (ع) سر مشق زندگانی بگیرید. بدانید که اگر برادر خوبی برای شما و پسر خوبی برای مادرم نبودم شما همگی مرا ببخشید و باری آمرزیدن گناهان من دعا کنید. وسلام بر تو ای همسرم که چون من راه حسین(ع) را در پیش گرفته ام تو باید راه تربیت را در پیش گیری و زینب وار و با سربلندی در راه اسلام و قرآن قدم برداری. پدر جان! فقط 3 ماه روزه برایم بگیرید که بدهکاذم. و السلام علیکم و رحمه الله و من الله توفیق

  • وصیت نامه دوم

بسم رب الشهداء و الصدیقین ((و لا تحسبن الذین قتلوا فی سبیل الله امواتا بل احیاء عند ربهم یرزقون)). ((گمان مبرید کسانی که در راه خدا کشته می شوند مردگانند بلکه زنده اند و نزد خدایشان روزی می خورند)). با نام خدای متعال با نام خدایی که جهان هستی از اوست از اوییم و در سوی او در حرکتیم. پروردگارا! وصیتم را با نام تو آغاز می کنم چون بنده توام و تو خالق منی. ای خدای یکتای بی همتا! ای یاری کننده مومنین! بنده را جزء مومنینی قرار بده که مورد لطف تواند و از یاری تو برخوردارند. خدایا! حال که این توفیق را نصیبم نمودی و در صف مبارزان این جبهه حق قرار دادی کمک کن تا بر نفس خویش پیروز شوم و طبق حدیثی از امام جواد (ع):((من اطاع هواه اعطی عدوه مناه)) ((کسی که از هوای نفس خود اطاعت کند آرزوهای دشمن را برآورده است)). ((بار خدایا! قرار بده مرا از لشکر خود زیرا سپاه تو پیروزند)). خدایا! شاهد باش که من بر اساس رسالت و مسئولیتی که در برابر انقلاب اسلامی که خونبهای هزاران شهید و مجروح است به جنوب کشور رفته ام و به جنگ علیه ضد خدا پرداختم و این یک فریضه است و بر همه واجب است که از انقلاب پاسداری کنند چه در میدان نبرد چه در پشت جبهه و در حین پاسداری باید از خود مقاومت نشان داد. ((آیا مردم چنین پنداشتند که به صرف اینکه گفتند ما به خدا ایمان آورده ایم رهایشان کنند و به این دعوی هیچ امتحانشان نکنند و ما این امت را به امتحان و آزمایش آوردیم تا خدا راستگویان را از دروغگویان سوا کند و مقام منافق و ممومن را از هم جدا کند)). به پدر و مادر و برادران بگویید که اینجا آمدم زیرا به چشم دیدم که اینجارا سازمان ها به تباهی کشیده اند و مردم را نه تنها در کم فرهنگی نگه داشته اند بلکه انحرافات دیگری به آنها آموخته اند و اینک این یک امتحان است و گویا این آیات قرآن همین امروز برای این مردم نازل شده است. این همه مشکلات اعم از وضع اقتصادی مشکلات سیاسی جنگ شهادت عزیزمانمان گریبانگیر ملت شده و این ها همه از]...[ خدا می خواهد بنده اش را در معرض این بلاها و مصیبت ها قرار دهد و او را بیازماید. وصیت دیگر من به دوستانم و جوانان: اسلام به شما و خون شما جوانان نیاز دارد و این شما هستید که با خون خود درخت اسلام را آبیاری می کنید و با مشت محکم بر دهان ابرقدرت های زورگو بزنید. دوستان عزیز! از آنجا که می خواهم بعد از شهادتم به کسی دینی و بدهکاری نداشته باشم چنانچه از شما کسی هست که از من چیزی می خواهد آن را از خانواده من وصول کند. و راه شهدا را ادامه دهیدو امام را دعا کنید. ای خواهران و برادران! اکنون وظیفه شماست که خون شهدا را پاس دارید و نگذارید شور و غوغای انقلاب رو به سردی گراید. بیایید با نیرنگ های افشای منافقین و با حمایت بی دریغ خود از امام ولایت فقیه امپریالیسم شرق و غرب را بر سر جای خود بنشانید. شما مسئول لحظه به لحظه زندگی و جامعه تان هستید. نگذارید این لحظه ها بیهوده از بین برود چرا که ((کلکم راع وو کلکم مسئول عن رعیته)). بارالها! من بنده ای ذلیل و خوار بیش نیستم. چطور مردی به آن بزرگی و عظمت می گوید:((من دست و بازوی شما رزمندگان را می بوسم و بر این بوسه افتخار می کنم)). وای بر من! ای خدا! الآن که این وصیت نامه را می نویسم تو می دانی چه می خواهم بگویم. خود از کردار من با خبری. خدایا! قلبم شرم می آورد آنها را روی کاغذ بیاورم.خدایا! مگر ما پاسداران چه هستیم که امام این گونه خطاب به ما می گوید:((ای کاش من هم یک پاسدار بودم)). ای وای بر ما! اگر به وظیفه خود عمل نکنیم.

  • وصیت نامه سوم

یک وصیت هم بر امت شهید پرور ایران البته م کسی نیستم که برای شما مردم غیور چیزی بنویسم. فقط ]از[ اطاعت از رهبری انقلاب این نائب امام زمان (عج) این فرزند زهرا(س) این امید مستضعفان جهان و این فرزند امام حسین(ع) دست برندارید و بر حفظ وحدت و اتحاد بکوشید که این دوام اطاعت از رهبری و وحدت بین مردم ضامن تداوم و گسترش انقلاب است و طبق آیه قرآن که می گوید: (( و اعتصموا بحبل الله جمیعا و لا تفرقوا...)) و دیگر اینکه نماز جمعه این نماز دشمن شکن را ترک نکنید. ودر آخر وصیتی دارم به پدر و مادرم و برادر و خواهرم. کشته شدن مرا صبر و تحمل کنید.شهادت دریچه آزادی من از دنیا شهادت شهادت منتهای حرکت یک مسلمان شهادت شهادت نهایت آرزوی مشتاقان و عاشقان بر طبق آیه قرآن که می گوید: ((...ربنا افرغ علینا صبرا و ثبت اقدامنا و انصرنا علی القدم الکافرین)) خدا می داند که اولین آرزوی من شهادت است و من خودم این راه را انتخاب کردم. اگر خدا قبول کند من شهادت در راه اسلام عزیز را افتخار می دانم و این سعادت ابدی را از خدای یکتا و مهربان خواستارم. والدین عزیزم! مرا حلال کنید و از شما عاجزانه می خواهم که برای من ناراحت نباشید که هر چه ناراحت باشید مرا شکنجه و آزار کرده اید]...[. برگزاری ختم من]را[ خیلی ساده در نظر بگیرید. آرزوی من در دنیا این بود که خدا مرا ببخشد و همه اقوام و دوستان و همسایگان مرا حلال کنید. رفقایی که با هم نان و نمک خوردیم مرا حلال کنید. وصیت آخر به پدر و مادرم. پدر جان! شاید این آخرین سلام و صحبتم با شما باشد. پدر جان! خوشحالم از اینکه در راهی قدم برداشته ام که به حقانیت آن کاملا اطمینان دارم وخوشحالم از اینکه به ندای((هل من ناصر ینصرنی)) حسین بن علی (ع) که از کربلای خوزستان ایران برخواسته لبیک گویم و خون ناقابلم را برای برقراری اسلام و قرآن هدیه کنم. مادرم! بگذار تاریکی خانه ات با شهادتم روشن کنم. درد هر تیر و ترکش را تحمل می کنم اما اندوه حقیقی را هرگزسنگر این خانه محقر بی شکل و زیبا به زیبایی ایمان خانه کوچک و با عظمت کوچکی قبر و عظمت آسمان. مادر جان! شما باید فاطمه(س)]را[ الگوی خود قرار دهی و صبر]و[ ایثار]را[ از او بیاموزی. جامه سیاه مپوشی مادر شهادت آغاز تولد من است. اگر می انستی این دنیا چقدر کوچک است اکنون به انتظار مرگ می ماندی و تو خواهرم باید از زینب (س) درس بگیری و زینب(س) را نمونه و الگوی خود قرار دهی. خدایا! بر من ببخش که جز با جاری کردن خون ناچیزم نمی توانم رضای تو را جلب کنم. هر چه داریم امانتی است که خدا به ما عنایت فرموده است. پدر جان فقط 3ماه برایم روزه بگیرید که بدهکارم. و السلام علیکم و رحمه الله و من الله التوفیق

[۱]

پانویس

  1. کتاب آثار و اسناد ایثارگران|شهدای استان قم| ناشر:بنیاد شهید