شهید رمضان علی نیرومند: تفاوت بین نسخهها
Mirdadi9705 (بحث | مشارکتها) |
Kheyri9803 (بحث | مشارکتها) (←زندگی نامه) |
||
| (۲ نسخههای متوسط توسط کاربر دیگری نشان داده نشده) | |||
| سطر ۱۲: | سطر ۱۲: | ||
شهید در روز عید نوروز در سال 1345 از خانواده ای مذهبی در روستای رضوان چشم به جهان گشود دوران کودکی را از 6 تا 12 سالگی در مدرسه و سپس قالی بافی سپری نمود بدلیل ترک تحصیل و مشکلات خانوادگی مجبورا به شغل قالی بافی ادامه داد در سن 12 سالگی پدر خود را از دست داد و مشکلات خانواده بشتر بر دوش این نوجوان افتاد به مسائل دینی از همان اون جوانی اهمیت میداد و نماز خود را سر وقت اقامه میکرد قبل از پیروزی انقلاب هنوز ساکن رضوان بوده در راهپیمایی ها و تظاهرات بر علیه رژیم شاهنشاهی پا به پا پدر خود شرکت داشته که پس از فوت پدر از روستا به شهر مهاجرت کردند به اتفاق 3 خواهر و مادر خود از عمان اول انقلاب که به شهر مهاجرت کردند شهید در بسیج ثبت نام و فعالیت داشته و آموزشهای رزمی را دیده و مایل به جبهه رفتن بسیار بوده ولی به دلیل مشکلات و با توجه به سرپرستی 4 نفر سعادت پیدا نکرد به جبهه برود وی مشغول قالی بافی بود و پس از ازدواج و دارا بودن 2 فرزند پا به سن سربازی نهاد و به عنوان خدمت سربازی دفترچه گرفته و دوران آموزشی را در بیرجند 04 سپری کرد. سپس به جبهه اعزام شد در سال 1365 در جبهه مهران با علاقه خاصی به اسلام و کشور با دشمنان بعثی مبارزه کرد و بعنوان تیربارچی در کنار دیگر رزمندگان از میهن اسلامی خود دفاع میکرد آهرین صحبت شهید در منزل با مادرش بود و آخرین مرخصی شهید بوده است شهید به مادر خود میگفت: مادر جان بچه هایم را همانند خواهرانم به خوبی تربیت کن من 2 روز در راه هستم و 3 روز در آنجا و سپس شهید خواهم شد و همین گفته به حقیقت پیوست پس از 3 روز در سنگرهای مهران پس از کربلای 6 در اثر ترکش خمپاره به شهادت میرسد.<ref>[http://ajashohada.ir/home/martyrdetails/%2028337 سایت شهدای ارتش]</ref> | شهید در روز عید نوروز در سال 1345 از خانواده ای مذهبی در روستای رضوان چشم به جهان گشود دوران کودکی را از 6 تا 12 سالگی در مدرسه و سپس قالی بافی سپری نمود بدلیل ترک تحصیل و مشکلات خانوادگی مجبورا به شغل قالی بافی ادامه داد در سن 12 سالگی پدر خود را از دست داد و مشکلات خانواده بشتر بر دوش این نوجوان افتاد به مسائل دینی از همان اون جوانی اهمیت میداد و نماز خود را سر وقت اقامه میکرد قبل از پیروزی انقلاب هنوز ساکن رضوان بوده در راهپیمایی ها و تظاهرات بر علیه رژیم شاهنشاهی پا به پا پدر خود شرکت داشته که پس از فوت پدر از روستا به شهر مهاجرت کردند به اتفاق 3 خواهر و مادر خود از عمان اول انقلاب که به شهر مهاجرت کردند شهید در بسیج ثبت نام و فعالیت داشته و آموزشهای رزمی را دیده و مایل به جبهه رفتن بسیار بوده ولی به دلیل مشکلات و با توجه به سرپرستی 4 نفر سعادت پیدا نکرد به جبهه برود وی مشغول قالی بافی بود و پس از ازدواج و دارا بودن 2 فرزند پا به سن سربازی نهاد و به عنوان خدمت سربازی دفترچه گرفته و دوران آموزشی را در بیرجند 04 سپری کرد. سپس به جبهه اعزام شد در سال 1365 در جبهه مهران با علاقه خاصی به اسلام و کشور با دشمنان بعثی مبارزه کرد و بعنوان تیربارچی در کنار دیگر رزمندگان از میهن اسلامی خود دفاع میکرد آهرین صحبت شهید در منزل با مادرش بود و آخرین مرخصی شهید بوده است شهید به مادر خود میگفت: مادر جان بچه هایم را همانند خواهرانم به خوبی تربیت کن من 2 روز در راه هستم و 3 روز در آنجا و سپس شهید خواهم شد و همین گفته به حقیقت پیوست پس از 3 روز در سنگرهای مهران پس از کربلای 6 در اثر ترکش خمپاره به شهادت میرسد.<ref>[http://ajashohada.ir/home/martyrdetails/%2028337 سایت شهدای ارتش]</ref> | ||
| + | ==نگارخانه تصاویر== | ||
| + | <gallery> | ||
| + | Image:0936742518 (1).jpg | ||
| + | |||
| + | |||
| + | </gallery> | ||
==پانویس== | ==پانویس== | ||
<references /> | <references /> | ||
| + | |||
| + | == ردهها == | ||
| + | {{ترتیبپیشفرض:رمضان_علی_نیرومند}} | ||
| + | [[رده: شهدا]] | ||
| + | [[رده: شهدای ارتش جمهوری اسلامی ایران]] | ||
| + | [[رده: شهدای ایران]] | ||
| + | [[رده: شهدای استان خراسان رضوی]] | ||
| + | [[رده: شهدای شهرستان مشهد]] | ||
نسخهٔ کنونی تا ۱۵ مهر ۱۳۹۸، ساعت ۰۸:۲۰
شهید رمضان علی نیرومند
تاریخ تولد : 1345/01/01
تاریخ شهادت : 1366/05/18
محل شهادت : نامشخص
محل آرامگاه : خراسان رضوی - مشهد - خواجه ربیع
زندگی نامه
شهید در روز عید نوروز در سال 1345 از خانواده ای مذهبی در روستای رضوان چشم به جهان گشود دوران کودکی را از 6 تا 12 سالگی در مدرسه و سپس قالی بافی سپری نمود بدلیل ترک تحصیل و مشکلات خانوادگی مجبورا به شغل قالی بافی ادامه داد در سن 12 سالگی پدر خود را از دست داد و مشکلات خانواده بشتر بر دوش این نوجوان افتاد به مسائل دینی از همان اون جوانی اهمیت میداد و نماز خود را سر وقت اقامه میکرد قبل از پیروزی انقلاب هنوز ساکن رضوان بوده در راهپیمایی ها و تظاهرات بر علیه رژیم شاهنشاهی پا به پا پدر خود شرکت داشته که پس از فوت پدر از روستا به شهر مهاجرت کردند به اتفاق 3 خواهر و مادر خود از عمان اول انقلاب که به شهر مهاجرت کردند شهید در بسیج ثبت نام و فعالیت داشته و آموزشهای رزمی را دیده و مایل به جبهه رفتن بسیار بوده ولی به دلیل مشکلات و با توجه به سرپرستی 4 نفر سعادت پیدا نکرد به جبهه برود وی مشغول قالی بافی بود و پس از ازدواج و دارا بودن 2 فرزند پا به سن سربازی نهاد و به عنوان خدمت سربازی دفترچه گرفته و دوران آموزشی را در بیرجند 04 سپری کرد. سپس به جبهه اعزام شد در سال 1365 در جبهه مهران با علاقه خاصی به اسلام و کشور با دشمنان بعثی مبارزه کرد و بعنوان تیربارچی در کنار دیگر رزمندگان از میهن اسلامی خود دفاع میکرد آهرین صحبت شهید در منزل با مادرش بود و آخرین مرخصی شهید بوده است شهید به مادر خود میگفت: مادر جان بچه هایم را همانند خواهرانم به خوبی تربیت کن من 2 روز در راه هستم و 3 روز در آنجا و سپس شهید خواهم شد و همین گفته به حقیقت پیوست پس از 3 روز در سنگرهای مهران پس از کربلای 6 در اثر ترکش خمپاره به شهادت میرسد.[۱]