==زندگی نامه==
[[شهید زعفر آقا میرزایی]] فرزند جعفر در سال 1346 در یکی از روزهای سرد زمستان در روستای ده ده بیگلو از توابع شهرستان مشگین شهر در خانواده ای انقلابی و کشاورز دیده به جهان گشود. مادرش مریم خانم با اینکه اولین بارش بود که حامله شده بود اما در موقع تولد فرزندش هیچ دردی را احساس نکرد و پدرش که کشاورزی سختکوش و زحمتکش بود با وجود شرایط بد اقتصادی با قناعت و توکل زندگی را اداره می نمود تا شرمنده خانواده اش نباشد با توجه به اعتقاداتی که خانواده داشت از اول فرزندشان را با [[قرآن]] آشنا ساختند و در محضر فخرالدین منفرد که مشغول تدریس قرآن در [[مسجد]] بود با علاقه فراوانی قرآن را یاد گرفت و سر لوحه زندگیش قرار داد.
یعقوب حسن زاده یکی از دوستان شهید نقل می کند: یک بار که ایشان از جبهه برگشته بود یکی از دوستانمان ما را دعوت کرده بود همه جمع شده بودیم سر سفره مشغول خوردن شام که تمام شد متوجه شدیم که زعفر در بین ما نبوده است و به غذایش دست نزده است همه فکر کردیم که ناراحت شده و رفته است اما رفتیم و دیدیم که به نماز ایستاده و در حال عبادت است خلوتش را به هم نزدیم تمام که کرد پرسیدیم مرد مؤمن اول با ما غذا می خوردی بعد می رفتی نماز می خواندی گفت اگر مسلمان هستیم باید بیهوده [[نماز]] خواندن را به تأخیر نیندازیم.
سرانجام این دلاور مرد ایران در تاریخ 1366/09/01 در [[منطقه حاج عمران]] در درگیری با نیروهای بعثی [[عراق]] با اصابت [[ترکش خمپاره]] از ناحیه سر به دیدار دوست نایل شد چند روز بعد مردم مومن روستای ده ده بیگلو این عاشق جان باخته در راه اسلام و قرآن را استقبال کردند و پس از تشییع با شکوه به خاک زادگاهش سپردند تا لاله های بهاران روستایش همیشه عطر شهدات و شهادت طلبی جوانان را به مشام عاشقان برساند<ref>[http://ajashohada.ir/Home/MartyrDetails/3182 سایت شهدای ارتش]</ref>==نگارخانه تصاویر==<gallery> Image:1751043KAKA002-001.jpgImage:1751043KAKA001-001.jpg </gallery>
منبع: سایت شهدای ارتش==پانویس==http:<references //ajashohada.ir/Home/MartyrDetails/3182>