مدت یک ماه و نیم به خاتمه خدمتش باقی مانده بود. آخرین باری که به مرخصی آمد پس از گرفتن عکس ترخیص و دادن وسائل شخصی خود به مادرش من جمله انگشتری، می گفت: خدا را چه دیدی، شاید رفتیم و شهادت نصیبمان شد. مگر خون من از خون سایر همرزمان و رفقایم رنگین تر است که جلوی چشم من به شهادت رسیدند؟ به هر حال یک روز یکی از رانندگان سر خدمت حاضر نشده بود و یخ سربازان خط اول زمین مانده بود، داوطلبانه کامیون او را تحویل گرفته و یخ را به مقصد می رساند در موقع مراجعه به پادگان در محور سردشت ـ پیرانشهر در جنگل های آلباتان به دست افراد ضد انقلاب به شهادت رسید
==نگارخانه تصاویر==
<gallery>
Image:0036582700.jpg
Image:1715817KAKA002-001.jpg
Image:1715817KAKA001-001.jpg
</gallery>
منبع
سایت شهدای ارتش
http://ajashohada.ir/Home/MartyrDetails/25632