مجاهد شهید حسین سیل سپور، در خانواده ای مسلمان و متعهد، از طبقه بسیار کم درآمد، در سال 1338 در تهران به دنیا آمد. از سن 7 سالگی با وجود این که خانواده اش از نظر مالی در فقر بود، تحصیلش را شروع کرد و تا سیکل ادامه داد، سپس به استخدام ارتش درآمد. ولی پس از حدود یک ماه به جهت پی بردن به ماهیت پلید رژیم ستم شاهی از ارتش فرار کرد. پس از آن در سال 1357 موفق به اخذ مدرک دیپلم گشت. سپس همگام با شکل گرفتن انقلاب به رهبری امام امت، خمینی کبیر شهید سیل سپور، در توزیع و پخش اعلامیه ها و نوارهای سخنرانی امام در بازار حضرت عبدالعظیم فعالیت خود را شروع کرد و مامورین ساواک مرتباً در تعقیب وی بودند تا اين كه انقلاب شکوهمند اسلامی به پيروزي رسید. شهید سیل سپور در 16 مهرماه سال 1359 یعنی حدود 16 روز پس از آغاز جنگ تحمیلی وارد دانشکده افسری شد و در مدت دانشجویی 5 بار به یاری رزمندگان در جبهه ها شتافت. او مدتی نیز تا قبل از شهادت شهید سرتیپ نامجوی که فرمانده دانشکده افسری و نماینده امام و وزیر دفاع در آن موقع بود، تحت تربیت وی قرار داشت. در مهرماه سال 1362 موفق به اخذ لیسانس شده و از دانشکده افسری با درجه ستوان دومی فارغ التحصیل شد. سپس به مدت 4 ماه جهت طی دوره مقدماتی به شیراز رفت و پس از اتمام دوره فوق، داوطلبانه وارد جبهه های نبرد حق علیه باطل گردید، در آنجا از خود رشادت ها نشان داد و به قدری در میان برادران پايگاه اعتبار معنوی داشت که هر موقع به نماز می ایستاد به وی اقتدا می كردند. در پی توصیه خانواده و دوستانش به امر ازدواج اهتمام ورزيد. اولین شرط از شرایط ازدواجش، پذیرفتن مسئله شهادت از طرف همسر بود، بالاخره حسین عزیز همسر دل خواه خود را یافت و مدت دو ماه از شروع زندگی وي می گذشت که به شهادت رسید. حسین از حالت روحانی و عرفانی بالا برخوردار بود و به جماعات و تشکیلات اسلامی و فراگيري علم و دانش اهمیت خاصی می داد. هميشه در نامه هایش به برادران خود جمله "بهشت دور نيست" را می نوشت. از خصوصیات بارز وی خواندن نماز و عدم ترک آن، محبت، صداقت در دوستي، سخاوتمندی و احترام به پدر و مادر از هر نظر، مدارا با زیردستان در سمت فرماندهی و رعايت شئونات اسلامي با آنها بود. شهید حسین سیل سپور هم زمان با برادر مفقود الاثرش، محمد سیل سپور در جبهه حق علیه باطل حضور داشت و به اتفاق برادرش محمد سیل سپور در تاریخ، 26/12/1363 در عملیات بدر، در جزیره مجنون به درجه رفیع شهادت نائل گشت و عملاً نشان داد که " بهشت دور نیست"
==وصیت نامه==
و می گوید از وقتی که من وارد سپاه شدم و وقتی که میخواستم لباس سپاه را برتن کنم برای حرمت آن لباس 2 رکعت نماز خواندم و لباس را بر تن کردم و میگفت وقتی من لباس سپاه را برتن کردم اینگار کفن خود را بر تن کردم و شهادت را با چشمان خود دیدم و بسوی معشوق خویش شتافت اکنون محمود جان با توایم ای شهید قهرمان اسلام ای دلاور جان برکفی که در راه معشوق سر از پا ناشناخته عازم میدان شدی ای یاور خمینی ای زنده جاوید که اکنون فریاد ما را میشنوی بخون پاکت سوگند به لبخند پرمهرت که تاواپسین دم حیات بر لبانت نقش بسته بود وبه کربلائی که تو در آن شربت شهادت نوشیدی سوگند یاد می کنیم که با گرفتن حق مسلم مستضعفین از استکبار جهانی و تا جهانی کردن انقلاب خونبار اسلامی مان و تا انتقام خون همه شهیدان به خون خفته راه اسلام از پای نخواهیم نشست و اکنون خانواده داغدارت به خصوص مادر قهرمانت را شاهد می گیریم که تا پیروزی نهائی اسلام از پای ننشستیم هر چند به شهادت همه فرزندان این وطن اسلامی بیانجامد .
شهید حسین سیل سپور<ref>[http://ajashohada.ir/home/martyrdetails/15102 سایت شهدای ارتش]</ref>
==نگارخانه تصاویر==
<gallery>
Image:6307712.jpg
Image:1417809KAKA001-001.jpg
</gallery>
==پانویس==
<references />