ویرایشها
/* زندگینامه */
==زندگینامه==
على با پشت سرگذاشتن دوران طفوليت با فرارسيدن دوران تحصيل، دوره ابتدايى را در مدرسه امام جعفر صادق آغاز كرد. او از همان زمان پس از انجام تكاليف مدرسه به پدرش در آهنگرى كمك می کرد. پس از اتمام دوره ابتدايى، دوره راهنمايى را در مدرسه شهيد آبستى آغاز و سپس تحصيلات دبيرستانى در رشته اقتصاد را در دبيرستان شهيد باهنر ادامه داد. از دوران نوجوانى علاقه زيادى به اقامه نماز و قرائت قرآن داشت. از سال 1356 با مبارزات مردم عليه رژيم پهلوى آشنا شد و با اوجگيرى مبارزات در تظاهرات خيابانى شركت می کرد. فعاليت او در صحنههاى مختلف انقلاب سبب شد تا در سال 1357 پس از اتمام سال سوم دبيرستان از ادامه تحصيل بازماند. او فعاليت خود را در مسجد امام جعفر صادق(ع) بالا محله فومن و بسيج محل متمركز و در تأسيس كتابخانه آن مسجد تلاش بسيار داشت. با مطالعه كتب مذهبى و قرآن كريم آشنايى زيادى به موضوعات مذهبى يافت و در بين جوانان شهر "وزنه فرهنگى" به حساب مى آمد. به همين لحاظ در جذب جوانان و جلوگيرى از فعاليت گروههاى ضدانقلاب در سالهاى اوليه پيروزى انقلاب در شهرستان فومن نقش بسزايى داشت. خوش روش بسيار رك و صريح بود و اگر خطايى از كسى سر مى زد به گونهاى رفتار می کرد كه آن شخص متوجه خطاى خود می شد. در امر به معروف و نهى از منكر بسيار جدى بود و با هر گونه رفتار غيرشرعى و اسلامى برخورد می کرد.با وجود اين به همه اهل محل سلام می کرد و با چهره اى خندان با مردم مواجه می شد و هيچ كس عصبانيت او را نديد. رفتار توأم با تواضع و محترمانه او با مردم و به خصوص جوانان شهر زبانزد همگان بود. جوانان مذهبى به شدت مجذوب و علاقه مند به او بودند و در مسجد محل پشت سر او نماز مى گزاردند. در سالهاى 1360- 1359 كه فعاليت منافقين و گروههاى ضدانقلاب افزايش يافت، در شهر فومن گروهى از جوانان حزب الله به سرپرستى حائرى فومنى، براى مقابله با فعاليتهاى آنان تشكيل شد.
خوش روش يكى از اعضاى فعال اين گروه بود. او به همراه جوانان حزب اللهى شبها تا صبح در خيابانها گشت مى زدند تا هر گونه فعاليت شبانه ضدانقلاب را خنثى سازند. اين اقدامات گروه حزب الله سبب شد منافقين نتوانند در شهر فومن پايگاهى بيايند. آنها به ناچار به روستاها می رفتند تا بتوانند با تبليغ افرادى را جذب نمايند. اما خوش روش با دوستان حزب اللهى خود به روستاها می رفتند و در آنجا نيز مانع فعاليت آنها می شدند.
از حضور در جبهه احساس خستگى نمی کرد. در عمليات والفجر 6 بر اثر انفجار خمپاره از ناحيه دست مجروح و در اثر موج انفجار در شنوايى دچار اختلال شد و در بيمارستان شهيد مقيمى تهران بسترى گرديد. با وجود جراحت و درد اصرار داشت هر چه زودتر به جبهه بازگردد. سرانجام هم با اصرار از بيمارستان ترخيص گرفت و عازم جبهه شد. خوش روش براى اينكه همواره در جبهه ها حضور داشته باشد خانواده اش را نيز به اهواز منتقل كرد و در آن شهر ساكن شدند. در همين ايام وصيتنامه خود را نوشت كه در بخشى از آن آمده است:
ياد و نام خدا را فراموش نكنيد و با تقوا و پرهيزكارى همانگونه كه امام خمينى فرموده اند «عالم محضر خداست در محضر خدا معصيت نكنيد.» از گناه و نافرمانبردارى خداوند دورى كنيد. اما تو اى همسرم! چون فرزندم به دنيا بيايد او را با قرآن آشنا كنيد كه كلام خداست و كتاب زندگى.»
خوش روش پس از سى و هشت ماه و بيست و هفت روز حضور مستمر در جبهه و سه بار جراحت در عمليات خيبر ، جزاير مجنون و در عمليات بدر در 19 اسفند 1363 نيز شركت كرد. و سرانجام در 24 اسفند 1363 در هورالهويزه در شرق دجله بر اثر تركش خمپاره 60 به ناحيه شكم و پا به شهادت رسيد. او از سال 1361 تا 1363 فرماندهى گردان ضدزره امام خمينى(ره) را بر عهده داشت. تنها فرزند او - صديقه - سه ماه پس از شهادت پدر در 15 خرداد 1364 متولد شد. <ref>[http://navideshahed.com/fa/news/438977 سایت شهدای نوید]</ref>