ویرایش‌ها

شهیدحسین حسین زاده

۲۶ بایت اضافه‌شده، ‏۱۶ مهر ۱۳۹۸، ساعت ۱۹:۱۳
Salehi98 صفحهٔ [[شهید حسین حسین زاده]] را به [[شهیدحسین حسین زاده]] منتقل کرد
- حسین بعد از این که ازدواج کرد حدود 2 سال بود که براى ما یک قطعه زمینى در شهر گرفته و در حد توانش اتاقى براى ما ساخته بود که داخل آن زندگى مى‏کردیم و به من مى‏گفت: پدر، دیگر شما لازم نیست به دنبال چوپانى بروید و کارهاى دامدارى کنید. تا به حال شما زحمت کشیدید و ما خوردیم حال نوبت ما است که زحمت بکشیم و شما استراحت کنید و هر چه پیدا کردیم با هم مى‏خوریم و زندگى را مى‏گذرانیم .
- یک روز که برادر حسین به منزل ما آمده بود دیدم خیلى ناراحت و گرفته است، از ایشان جویاى احوال حسین شدم. گفت: چیزى نیست، از اسفراین خبر داده‏اند که پدر خانم من مریض است، باید به همراه شما و خانمم به اسفراین برویم. من گفتم: دروغ است. حتماً براى بچه‏ها یا شوهرم اتفاقى افتاده است. به هر نحوى بود به اسفراین برگشتیم من آگاه شده بودم که حسین شهیده شده است .<ref>[http://yaranereza.ir/ShowSoldier.aspx?SID=6903 سایت یاران رضا]</ref>
- ==پانویس==
  منبع سایت یاران رضا http: <references //yaranereza.ir/ShowSoldier.aspx?SID= 6903>
۱
ویرایش