ویرایش‌ها

شهیدحسین ذاکری معین آبادی

۱۴۰ بایت اضافه‌شده، ‏۱۷ مهر ۱۳۹۸، ساعت ۱۶:۱۴
Salehi98 صفحهٔ [[شهید حسین ذاکری معین آبادی]] را به [[شهیدحسین ذاکری معین آبادی]] منتقل کرد
==وصیت نامه==
حسب الناس ان يتركوا ان يقولوا آمنا و هم لا يفتنون آيا مردم چنين پنداشتند كه بصرف اينكه گفتند ما ايمان به خدا آورديم رهايشان كنند و بر اين دعوى هيچ امتحانشان نكنند؟ «سوره عنكبوت 2» خدمت پدر و مادر عزيزم سلام عرض كرده و سلامتى آنان و تمام مؤمنين و مؤمنات و مسلمين و مسلمات را از خداوند قادر متعال خواستارم و با اميد به دعاى شما در دل شب و طلب يارى از خدا براى رزمندگان اسلام در جهاد فى سبيل الله ما نيز در منطقه، انتظار فرج و فجر طالع را مى‌كشيم تا كى طلوع فجر آغاز شود و شب تاريك و ظلمانى ، عمر روزگار راه به صبح قريب پيدا كند. خدا داند كه اليس صبح بقريب آيا صبح زندگى نزديك نيست؟ كه الله اعلم: خدا داند قسمت چه باشد. پدرعزيز، مادر گراميم دعايمان كنيد و به درگاه خدا رو آوريد و از او بخواهيد كه اسلام را يارى و مسلمانان را پيروز و رزمندگان حق طلب را نصرت و استقامت و قدرت عنايت كند و به پدرها و مادرها و خواهرها و برادرها و بخصوص به مادرها صبر و استقامت و نعمت ايمان و عمل، ايثار و از مال و از جان گذشتگى عنايت فرمايد. پدر عزيز و مادر از جان عزيزتر كه هيچ وقت براى شهيدى گريه نكردم، مگر آنكه وقتى مادرش تنها و تنها بر سر قبر فرزندش نشسته بود و آرام آرام در دل خود مى‌گفت كه چه آرزوها كه نداشتم و آنوقت بود كه هرچه مى‌خواستم جلوى خودم را بگيرم قدرت نداشتم و با تمام وجود گريه مى‌كردم و تنها خواسته ام از خدا در آن لحظه اين بود كه خدايا به پدر و مخصوصاً مادران صبر عنايت كن و بيادشان آور روزى را كه زينب (س) نيز زنى و مادرى بود كه فرزندانش را در صحراى كربلا جلوى چشمانش شهيد كردند برادرش و برادرزاده‌هايش و ديگر اقوامش را در همان روز شهيد كردند؛ از طفل خردسال، على‌اصغرش تا جوان تازه داماد على‌اكبرش را تقديم اسلام و قرآن كرد.<ref>[http://ajashohada.ir/Home/MartyrDetails/65345 سایت شهدای ارتش]</ref>
==نگارخانه تصاویر==
<gallery>
حسب الناس ان يتركوا ان يقولوا آمنا و هم لا يفتنون آيا مردم چنين پنداشتند كه بصرف اينكه گفتند ما ايمان به خدا آورديم رهايشان كنند و بر اين دعوى هيچ امتحانشان نكنند؟ «سوره عنكبوت 2» خدمت پدر و مادر عزيزم سلام عرض كرده و سلامتى آنان و تمام مؤمنين و مؤمنات و مسلمين و مسلمات را از خداوند قادر متعال خواستارم و با اميد به دعاى شما در دل شب و طلب يارى از خدا براى رزمندگان اسلام در جهاد فى سبيل الله ما نيز در منطقه، انتظار فرج و فجر طالع را مى‌كشيم تا كى طلوع فجر آغاز شود و شب تاريك و ظلمانى ، عمر روزگار راه به صبح قريب پيدا كندImage:ذاکری معین. خدا داند كه اليس صبح بقريب آيا صبح زندگى نزديك نيست؟ كه الله اعلمjpgImage: خدا داند قسمت چه باشد1309862MAKC001-001. پدرعزيز، مادر گراميم دعايمان كنيد و به درگاه خدا رو آوريد و از او بخواهيد كه اسلام را يارى و مسلمانان را پيروز و رزمندگان حق طلب را نصرت و استقامت و قدرت عنايت كند و به پدرها و مادرها و خواهرها و برادرها و بخصوص به مادرها صبر و استقامت و نعمت ايمان و عمل، ايثار و از مال و از جان گذشتگى عنايت فرمايد. پدر عزيز و مادر از جان عزيزتر كه هيچ وقت براى شهيدى گريه نكردم، مگر آنكه وقتى مادرش تنها و تنها بر سر قبر فرزندش نشسته بود و آرام آرام در دل خود مى‌گفت كه چه آرزوها كه نداشتم و آنوقت بود كه هرچه مى‌خواستم جلوى خودم را بگيرم قدرت نداشتم و با تمام وجود گريه مى‌كردم و تنها خواسته ام از خدا در آن لحظه اين بود كه خدايا به پدر و مخصوصاً مادران صبر عنايت كن و بيادشان آور روزى را كه زينب (س) نيز زنى و مادرى بود كه فرزندانش را در صحراى كربلا جلوى چشمانش شهيد كردند برادرش و برادرزاده‌هايش و ديگر اقوامش را در همان روز شهيد كردند؛ از طفل خردسال، على‌اصغرش تا جوان تازه داماد على‌اكبرش را تقديم اسلام و قرآن كردjpgImage:1309862KAKA002-001.jpg </gallery>
<ref>[http://%20ajashohada.ir/Home/MartyrDetails/65345 سایت شهدای ارتش]</ref>
==پانویس==
<references />
۱
ویرایش