ویرایش‌ها

شهید عباس بخشی مالدار

۱۶۲ بایت اضافه‌شده، ‏۱۸ مهر ۱۳۹۸، ساعت ۰۵:۴۲
/* وصیت نامه */
==زندگی نامه==
 
 
شهید درسال 1337 به دنیا آمد. با پشت سرگذاشتن ایام کودکی در دامن پر مهر مادر و پدرش وارد مدرسه شد و دوران ابتدایی و راهنمایی را تا اخذ مدرک دیپلم به پایان رساند همزمان با فرا رسیدن مقدس خدمت [[سربازی]] جهت طی این دوره به [[ارتش]] پیوست. با شروع [[جنگ تحمیلی]] ازطریق ارتش رهسپار میادین نبرد علیه دشمن متجاوز شد شهید عباس بخشی همراه خانواده خویش را دعوت به صبر می کرد و آنان را به خاطر حضور خود در جبهه روحیه میداد. در طول جنگ تحمیلی تا هنگام شهادت در مناطق مختلف جنگی حضور یافت و سرانجام درتاریخ [[1360/12/01]] در [[تنگه چزابه]] به درجه رفیع شهادت نائل آمد.
==وصیت نامه==
بسمه تعالیمن از ثروت دنیا چیزی ندارم و از کسی هم چیزی طلب ندارم واگر کسی هم ازمن طلب دارد که فکر نمیکنم پدرم را وصی خود قرار داده و از او میخواهم که حل و فسخ کند. من به گردن پدر و مادرم خیلی خیلی زیاد حق دارم زیرا اصلاً نتوانستم خوبیهای آنان را جبران کنم ولی از آنان و خواهران و برادرم فقط می خواهم که برای من اصلاً و به هیج وجه گریه نکنند. و بگذارند روح من شاد باشد. امیداورم که خدا شهادت مرا برای دفاع از اسلام و [[قرآن]] و مملکت قبول بگرداند واز بقیه مردم ایران و جوانان و می خواهم که راه مرا ادامه دهند. و زیر بار ظلم نروند برادر بزرگم نیز به من خیلی خوبی کرده است و نتوانستم جبران کنم کاری بالاتر از آن داشتم و آن دفاع از میهن از او نیز می خواهم که مرا ببخشد از خانواده عمویم خیلی معذرت می خواهم که نتوانستم برای دخترش زندگی مهیا کنم و او را خوشبخت نمایم تمام اقوام و پدر ومادر م و برادران و خواهرانم را خیلی دوست میداشتم و فقط تنها خواهشی که دارم می خواهم برایم اصلاً گریه نکنند. بلکه خیلی خوشحال باشند. و در جا که دلشان خواست مرا خاک کنند.<ref>[http://ajashohada.ir/Home/MartyrDetails/3989 سایت شهدای ارتش]</ref>==نگارخانه تصاویر==<gallery> Image:1108857KAKA003-001.jpgImage:1108857KAKA002-001.jpgImage:1108857KAKA001-001.jpg </gallery>
من از ثروت دنیا چیزی ندارم و از کسی هم چیزی طلب ندارم واگر کسی هم ازمن طلب دارد که فکر نمیکنم پدرم را وصی خود قرار داده و از او میخواهم که حل و فسخ کند. من به گردن پدر و مادرم خیلی خیلی زیاد حق دارم زیرا اصلاً نتوانستم خوبیهای آنان را جبران کنم ولی از آنان و خواهران و برادرم فقط می خواهم که برای من اصلاً و به هیج وجه گریه نکنند. و بگذارند روح من شاد باشد. امیداورم که خدا شهادت مرا برای دفاع از اسلام و [[قرآن]] و مملکت قبول بگرداند واز بقیه مردم ایران و جوانان و می خواهم که راه مرا ادامه دهند. و زیر بار ظلم نروند برادر بزرگم نیز به من خیلی خوبی کرده است و نتوانستم جبران کنم کاری بالاتر از آن داشتم و آن دفاع از میهن از او نیز می خواهم که مرا ببخشد از خانواده عمویم خیلی معذرت می خواهم که نتوانستم برای دخترش زندگی مهیا کنم و او را خوشبخت نمایم تمام اقوام و پدر ومادر م و برادران و خواهرانم را خیلی دوست میداشتم و فقط تنها خواهشی که دارم می خواهم برایم اصلاً گریه نکنند. بلکه خیلی خوشحال باشند. و در جا که دلشان خواست مرا خاک کنند.==پانویس==
منبعسایت شهدای ارتشhttp: <references //ajashohada.ir/Home/MartyrDetails/3989>
مدیر
۱۱٬۹۷۱
ویرایش