شهید علی اصغر محمدیاری: تفاوت بین نسخهها
Hejazi9708 (بحث | مشارکتها) |
Kheyri9803 (بحث | مشارکتها) (←وصیتنامه) |
||
| (۲ نسخههای متوسط توسط ۲ کاربران نشان داده نشده) | |||
| سطر ۱۱: | سطر ۱۱: | ||
==زندگینامه== | ==زندگینامه== | ||
| − | |||
شهید علی اصغر محمدیاری فرزند علی اکبر در اسفند ماه سال 1327 در شهرستان تسوج در یک خانواده ی مذهبی و متدین به دنیا آمد. وی اولین فرزند خانواده بود. دوران طفولیت وی با بازیهای کودکانه سپری شد. او وقتی به سن هفت سالگی رسید همچون دیگر فرزندان این دیار به علم و تحصیل شروع کرد و بعد از آن به دلیل وجود دلایل مختلف دیگر ادامه تحصیل نداد و چون علاقه ی زیادی به شغل ارتشی داشت در سال 1347 د سن 20 سالگی به استخدام ارتش مراغه در آمد و در پادگان امام رضا (ع) شهرستان مراغه فعالیت خود را آغاز کرد و در سال 1351 با دختری مومنه که اهل تبریز بود ازدواج کرد که حاصل این ازدواج دو فرزند پسر به نامهای حسین و مهدی بودند. حدود 13 سال زندگی مشترک فردی خودش اخلاق و مهربان بود و هیچ وقت کسی را از خود رنجیده خاطر نمی کرد. به نماز و اعمال دینی بیشتر اهمیت می داد و فرزندان خود را با نهایت دقت و زیر پرچم اسلام بزرگ می کرد و آنها را به کارهای خیر دعوت می کرد که سرانجام در سال 1364 که فرمانده عملیاتی بود در حالی که می خواست جان یک سرباز زخمی را نجات دهد به مقام والای شهادت نایل آمد. | شهید علی اصغر محمدیاری فرزند علی اکبر در اسفند ماه سال 1327 در شهرستان تسوج در یک خانواده ی مذهبی و متدین به دنیا آمد. وی اولین فرزند خانواده بود. دوران طفولیت وی با بازیهای کودکانه سپری شد. او وقتی به سن هفت سالگی رسید همچون دیگر فرزندان این دیار به علم و تحصیل شروع کرد و بعد از آن به دلیل وجود دلایل مختلف دیگر ادامه تحصیل نداد و چون علاقه ی زیادی به شغل ارتشی داشت در سال 1347 د سن 20 سالگی به استخدام ارتش مراغه در آمد و در پادگان امام رضا (ع) شهرستان مراغه فعالیت خود را آغاز کرد و در سال 1351 با دختری مومنه که اهل تبریز بود ازدواج کرد که حاصل این ازدواج دو فرزند پسر به نامهای حسین و مهدی بودند. حدود 13 سال زندگی مشترک فردی خودش اخلاق و مهربان بود و هیچ وقت کسی را از خود رنجیده خاطر نمی کرد. به نماز و اعمال دینی بیشتر اهمیت می داد و فرزندان خود را با نهایت دقت و زیر پرچم اسلام بزرگ می کرد و آنها را به کارهای خیر دعوت می کرد که سرانجام در سال 1364 که فرمانده عملیاتی بود در حالی که می خواست جان یک سرباز زخمی را نجات دهد به مقام والای شهادت نایل آمد. | ||
روحش شاد و یادش گرامی باد | روحش شاد و یادش گرامی باد | ||
| سطر ۲۹: | سطر ۲۸: | ||
9- در خاتمه باز سعادت و کامیابی خانوادة عزیزم از کوچک و بزرگ و فرد به فرد را از خدای منان آرزو می نمایم. | 9- در خاتمه باز سعادت و کامیابی خانوادة عزیزم از کوچک و بزرگ و فرد به فرد را از خدای منان آرزو می نمایم. | ||
10- از فرزندان عزیزم انتظار دارم در اطاعت مادرشان بوده و از نصایح و راهنمایی مادرشان و همچنین بزرگان همیشه بهره مند باشند و در تحصیلات و رفتارشان در جامعة اسلامی کوتاهی ننمایند و خدا را فراموش ننمایند. | 10- از فرزندان عزیزم انتظار دارم در اطاعت مادرشان بوده و از نصایح و راهنمایی مادرشان و همچنین بزرگان همیشه بهره مند باشند و در تحصیلات و رفتارشان در جامعة اسلامی کوتاهی ننمایند و خدا را فراموش ننمایند. | ||
| − | به امید پیروزی رزمندگان اسلام حق علیه باطل و سرنگونی سریع حکومت صدام | + | به امید پیروزی رزمندگان اسلام حق علیه باطل و سرنگونی سریع حکومت صدام و ابرقدرتهای جنایتکار که جنگ تحمیلی را بر امت اسلام و شهیدپرور ایران تحمیل نمودند<ref>[http://www.ajashohada.ir/home/martyrdetails/24578 سایت شهدای ارتش]</ref>احافظ |
| − | + | ||
| − | + | ||
| − | + | ||
| − | + | ==نگار خانه تصاویر== | |
| − | + | <gallery> | |
| + | |||
| + | Image:1680504KAKA015-001.jpg | ||
| + | Image:1680504KAKA004-001.jpg | ||
| + | Image:1680504KAKA007-001.jpg | ||
| + | Image:1680504KAKA003-001.jpg | ||
| + | Image:1680504KAKA002-001.jpg | ||
| + | Image:یاری.jpg | ||
| + | |||
| + | </gallery> | ||
| + | |||
| + | ==پانویس== | ||
| + | <references /> | ||
نسخهٔ کنونی تا ۲۰ مهر ۱۳۹۸، ساعت ۱۲:۵۲
شهید علی اصغر محمدیاری
تاریخ تولد :1327/12/01
تاریخ شهادت : 1364/12/19
محل شهادت : نامشخص
محل آرامگاه :آذربایجان شرقی - تبریز - وادیرحمت
زندگینامه
شهید علی اصغر محمدیاری فرزند علی اکبر در اسفند ماه سال 1327 در شهرستان تسوج در یک خانواده ی مذهبی و متدین به دنیا آمد. وی اولین فرزند خانواده بود. دوران طفولیت وی با بازیهای کودکانه سپری شد. او وقتی به سن هفت سالگی رسید همچون دیگر فرزندان این دیار به علم و تحصیل شروع کرد و بعد از آن به دلیل وجود دلایل مختلف دیگر ادامه تحصیل نداد و چون علاقه ی زیادی به شغل ارتشی داشت در سال 1347 د سن 20 سالگی به استخدام ارتش مراغه در آمد و در پادگان امام رضا (ع) شهرستان مراغه فعالیت خود را آغاز کرد و در سال 1351 با دختری مومنه که اهل تبریز بود ازدواج کرد که حاصل این ازدواج دو فرزند پسر به نامهای حسین و مهدی بودند. حدود 13 سال زندگی مشترک فردی خودش اخلاق و مهربان بود و هیچ وقت کسی را از خود رنجیده خاطر نمی کرد. به نماز و اعمال دینی بیشتر اهمیت می داد و فرزندان خود را با نهایت دقت و زیر پرچم اسلام بزرگ می کرد و آنها را به کارهای خیر دعوت می کرد که سرانجام در سال 1364 که فرمانده عملیاتی بود در حالی که می خواست جان یک سرباز زخمی را نجات دهد به مقام والای شهادت نایل آمد. روحش شاد و یادش گرامی باد
وصیتنامه
بنام خدای بزرگ و بخشنده و بنام پروردگار شهیدان اینجانب علی اصغر محمدیاری به شماره شناسنامه 3613 متولد اسفندماه سال 1327 شمسی. چون بنا به وظیفه ی شرع مقدس اسلام ناب محمدی برای هر فرد مکلف واجب کفایی است که در دنیای فانی شمه ای از سفارشات خود را به عنوان وصیت نامه روی صفحه ی کاغذی آورد بنده ی حقیر نیز خواستم چند کلمه ای در نبود خودم جهت اطلاع باقی خانواده ام رسانیده و از آنها ضمن التماس دعا خواستار رسیدگی به این مطالب زیرین را داشته باشم: 1- پدرم را وصی و قیم خانواده ی خود تعیین می نمایم که در امورات خانوادگیم دخالت کامل بنماید و آنها را راهنمایی کرده و در تحصیلات نور چشمان عزیزم حسین آقا و مهدی عزیزم دقت بیشتری شود و به مادر بچه ها و همسر من رباب کمال و نهایت احترام و محبت نمایند که همسر مهربان و فداکاری برای من بوده است. 2- چنانچه خدای نکرده پدرم در حیات نباشد کلیة موارد بالا را به عهدة برادر عزیزم آقای محمود محمدیاری واگذار می نمایم و انتظار بذل توجه را دارم. 3- یک باب خانة مسکونی در تبریز که آگاه هستند متعلق به رباب، حسین و مهدی است. 4- به کلیة خانوادة عزیزم از کوچک و بزرگ سلام دارم و سلامتی شماها را همیشه و در همه جا از خدای منان آرزوم می کنم و امیدوارم در نبود بنده ناراحت نباشید چون هر کس این دنیا را ترک و به سوی خدای خود باز خواهد گشت. محبت و احترامی که به من داشتید به فرزندان و همسرم داشته باشید. 5- از پدر و مادرم و همچنین برادران و خواهرانم استدعا دارم بیشتر از چند ساعت سیاه پوش نباشند چون در روحیة فرزندان اثر نامطلوبی می گذارد. 6- از خدای مهربان آرزو دارم خانواده ام را به راه راست هدایت و حامی اینها باشد. 7- چنانچه بنده شهیدش دم در صورت امکان در تبریز دفن نمائید. 8- از رباب عزیزم انتظار دارم به طوری که در حیاتم همسر خوب و وفاداری نسبت به خودم و مادر مهربان به حسین و مهدی عزیزم بوده است در نبودنم هم به آن نحو در تربیت آنها کوشا باشد و وفاداری خود را در دنیای آخرت با شرافتمندانه به من عریضه نماید. 9- در خاتمه باز سعادت و کامیابی خانوادة عزیزم از کوچک و بزرگ و فرد به فرد را از خدای منان آرزو می نمایم. 10- از فرزندان عزیزم انتظار دارم در اطاعت مادرشان بوده و از نصایح و راهنمایی مادرشان و همچنین بزرگان همیشه بهره مند باشند و در تحصیلات و رفتارشان در جامعة اسلامی کوتاهی ننمایند و خدا را فراموش ننمایند. به امید پیروزی رزمندگان اسلام حق علیه باطل و سرنگونی سریع حکومت صدام و ابرقدرتهای جنایتکار که جنگ تحمیلی را بر امت اسلام و شهیدپرور ایران تحمیل نمودند[۱]احافظ