شهیدحسین اسروش: تفاوت بین نسخهها
(صفحهای جدید حاوی «شهید حسین اسروش تاریخ تولد : 1346/06/01 تاریخ شهادت : 1365/02/29 زندگینامه : شهید: حس...» ایجاد کرد) |
Beiranvand97 (بحث | مشارکتها) |
||
| سطر ۱: | سطر ۱: | ||
| − | + | ||
تاریخ تولد : 1346/06/01 | تاریخ تولد : 1346/06/01 | ||
| + | |||
| + | |||
تاریخ شهادت : 1365/02/29 | تاریخ شهادت : 1365/02/29 | ||
| − | زندگینامه : | + | |
| + | ==زندگینامه :== | ||
شهید: حسین اسروش | شهید: حسین اسروش | ||
| + | |||
| + | |||
نام پدر: عباس (مرحوم شده) | نام پدر: عباس (مرحوم شده) | ||
| + | |||
| + | |||
نام مادر: فاطمه رمضان زاده | نام مادر: فاطمه رمضان زاده | ||
| + | |||
| + | |||
شماره شناسنامه: قم - 8698 | شماره شناسنامه: قم - 8698 | ||
| + | |||
| + | |||
تاریخ و محل تولد: 1343 ه. ش - قم | تاریخ و محل تولد: 1343 ه. ش - قم | ||
| + | |||
| + | |||
وضعیت تأهل: مجرد | وضعیت تأهل: مجرد | ||
| + | |||
| + | |||
تاریخ و محل شهادت: 1365/02/29 - پیرانشهر | تاریخ و محل شهادت: 1365/02/29 - پیرانشهر | ||
| + | |||
| + | |||
نحوه شهادت: اصابت راکت و سوختگی شدید | نحوه شهادت: اصابت راکت و سوختگی شدید | ||
| − | محل دفن: گلزار شهدای قم | + | |
| − | اول شهریور ماه | + | |
| + | محل دفن: گلزار شهدای قم | ||
| + | |||
| + | |||
| + | |||
| + | اول شهریور ماه سال 1343 در شهر مذهبی قم، یکی از دلاوران ایران اسلامی به نام حسین اسروش پا به عرصه وجود گذاشت . او از کودکی خوش اخلاق بود، دوره ابتدائی را در دبستان فیض کاشانی این شهر گذرانده، تا کلاس پنجم تحصیل کرد . وی در 12 سالگی پدرش را از دست داد، این وا قعه جانگداز سبب شد که برای گذران زندگی دو برادر و خودش به شغل نجاری روی آوردند. | ||
| + | |||
| + | |||
| + | |||
| + | |||
در دوران پيروزي انقلاب اسلامی، سن شهید کم بود اما همراه با دیگران در تظاهرات علیه رژیم پهلوی شرکت می نمود . در زمان جنگ تحمیلی، با وجود این که یکی از برادرانش در جبهه، و دیگری م شغول گذراندن خدمت نظام وظیفه بود به سربازی رفت. او پشتکار فوق العاده ای داشت و در نامه ای نوشت: " تا انسان در زندگی رنج و سختی نبیند، به جايی نخواهد رسید و باید امثال ما به رزمگاه برویم تا جلو دشمن را بگیریم و با شهادت خود درخت اسلام را آبیاری کنیم"، وقتی مادرش به او گفت: " در حال حاضر که دو برادرت در میدان جنگ هستند، برای نبرد با دشمن اعزام نشو. " پاسخ داده بود: "هر کس برای خود وظیفه ای دارد من کاری به آنها ندارم. " و هنگامی که یکی از افراد فامیل به شهادت رسیده بود می گفت: اگر به منزل آنها بروم شرمنده می شوم، زیرا فرزندشان شهید شده و من هنوز زنده ام. | در دوران پيروزي انقلاب اسلامی، سن شهید کم بود اما همراه با دیگران در تظاهرات علیه رژیم پهلوی شرکت می نمود . در زمان جنگ تحمیلی، با وجود این که یکی از برادرانش در جبهه، و دیگری م شغول گذراندن خدمت نظام وظیفه بود به سربازی رفت. او پشتکار فوق العاده ای داشت و در نامه ای نوشت: " تا انسان در زندگی رنج و سختی نبیند، به جايی نخواهد رسید و باید امثال ما به رزمگاه برویم تا جلو دشمن را بگیریم و با شهادت خود درخت اسلام را آبیاری کنیم"، وقتی مادرش به او گفت: " در حال حاضر که دو برادرت در میدان جنگ هستند، برای نبرد با دشمن اعزام نشو. " پاسخ داده بود: "هر کس برای خود وظیفه ای دارد من کاری به آنها ندارم. " و هنگامی که یکی از افراد فامیل به شهادت رسیده بود می گفت: اگر به منزل آنها بروم شرمنده می شوم، زیرا فرزندشان شهید شده و من هنوز زنده ام. | ||
منبع: سایت شهدای ارتش | منبع: سایت شهدای ارتش | ||
نسخهٔ ۲۳ خرداد ۱۳۹۷، ساعت ۱۱:۱۵
تاریخ تولد : 1346/06/01
تاریخ شهادت : 1365/02/29
زندگینامه :
شهید: حسین اسروش
نام پدر: عباس (مرحوم شده)
نام مادر: فاطمه رمضان زاده
شماره شناسنامه: قم - 8698
تاریخ و محل تولد: 1343 ه. ش - قم
وضعیت تأهل: مجرد
تاریخ و محل شهادت: 1365/02/29 - پیرانشهر
نحوه شهادت: اصابت راکت و سوختگی شدید
محل دفن: گلزار شهدای قم
اول شهریور ماه سال 1343 در شهر مذهبی قم، یکی از دلاوران ایران اسلامی به نام حسین اسروش پا به عرصه وجود گذاشت . او از کودکی خوش اخلاق بود، دوره ابتدائی را در دبستان فیض کاشانی این شهر گذرانده، تا کلاس پنجم تحصیل کرد . وی در 12 سالگی پدرش را از دست داد، این وا قعه جانگداز سبب شد که برای گذران زندگی دو برادر و خودش به شغل نجاری روی آوردند.
در دوران پيروزي انقلاب اسلامی، سن شهید کم بود اما همراه با دیگران در تظاهرات علیه رژیم پهلوی شرکت می نمود . در زمان جنگ تحمیلی، با وجود این که یکی از برادرانش در جبهه، و دیگری م شغول گذراندن خدمت نظام وظیفه بود به سربازی رفت. او پشتکار فوق العاده ای داشت و در نامه ای نوشت: " تا انسان در زندگی رنج و سختی نبیند، به جايی نخواهد رسید و باید امثال ما به رزمگاه برویم تا جلو دشمن را بگیریم و با شهادت خود درخت اسلام را آبیاری کنیم"، وقتی مادرش به او گفت: " در حال حاضر که دو برادرت در میدان جنگ هستند، برای نبرد با دشمن اعزام نشو. " پاسخ داده بود: "هر کس برای خود وظیفه ای دارد من کاری به آنها ندارم. " و هنگامی که یکی از افراد فامیل به شهادت رسیده بود می گفت: اگر به منزل آنها بروم شرمنده می شوم، زیرا فرزندشان شهید شده و من هنوز زنده ام.
منبع: سایت شهدای ارتش