شهیدجهانگیر باغچی: تفاوت بین نسخه‌ها

از دانش‌نامه فرهنگ ایثار , جهاد و شهادت
پرش به: ناوبری، جستجو
سطر ۱۵: سطر ۱۵:
 
•وقتی جهانگیر از جبهه به مرخصی آمده بود . پدرم سخت مریض بود و برای مداوا شدیداً به پول احتیاج داشتیم جهانگیر بدون اطلاع پدرم تلویزیون که مال خودش بود را فروفته و پدرم را مداوا نمود . وقتی پدرم متوجه قضیه شد از ایشان تشکر نمود . و این کار خداپسندانه و این ایثار ایشان هرگز از یادمان نمی رود .<ref>[http://yaranereza.ir/ShowSoldier.aspx?SID=3523 سایت یاران رضا]</ref>
 
•وقتی جهانگیر از جبهه به مرخصی آمده بود . پدرم سخت مریض بود و برای مداوا شدیداً به پول احتیاج داشتیم جهانگیر بدون اطلاع پدرم تلویزیون که مال خودش بود را فروفته و پدرم را مداوا نمود . وقتی پدرم متوجه قضیه شد از ایشان تشکر نمود . و این کار خداپسندانه و این ایثار ایشان هرگز از یادمان نمی رود .<ref>[http://yaranereza.ir/ShowSoldier.aspx?SID=3523 سایت یاران رضا]</ref>
 
==پانویس==
 
==پانویس==
 
 
<references />
 
<references />
==رده==
+
== رده‌ها ==
{{ترتیب پیش فرض:جهانگیر_باغچی}}
+
{{ترتیب‌پیش‌فرض:جهانگیر_باغچی}}
[[رده:شهدا]]
+
[[رده: شهدا]]
[[رده:شهدای دوران دفاع مقدس]]
+
[[رده: شهدای دفاع مقدس]]
[[رده:شهدای ایران]]
+
[[رده: شهدای ایران]]
[[رده:شهدای استان خراسان شمالی]]
+
[[رده: شهدای استان خراسان شمالی]]
[[رده:شهدای شهرستان بجنورد]]
+
[[رده: شهدای شهرستان بجنورد]]

نسخهٔ ‏۲۱ مهر ۱۳۹۸، ساعت ۱۱:۲۸

شهید جهانگیر باغچی

نام : جهانگیر محل تولد : بجنورد نام خانوادگی : باغچقی‌ تاریخ شهادت : 1365/06/31 نام پدر : احمد مکان شهادت : تحصیلات : نامشخص منطقه شهادت : شغل : محصل یگان خدمتی : گروه مربوط : گروهی برای این شهید ثبت نشده است. نوع عضویت : سایر شهدا مسئولیت : رزمنده‌ گلزار : انصارالحسین‌

خاطرات

•قبل از انقلاب یک روز مامورین شاه به همراه چماق به دستان به مسجد و سپس به منزل آیت ا… میهمان نواز حمله ور شدند و تمام کتابها و قرآنها ی ایشان را به آتش کشیدند یادم می آید جهانگیر با آنکه سن کمی داشت گریه کنان به منزل آمد و جریان آتش زدن منزل آقای مهمان نواز را می گفت و گریه می کرد و ایشان آن شب را تا صبح دعا و نماز خواند . •یادم می آید یکدفعه که از جبهه آمده بود مریض بود . من برای ایشان یک دانه تخم مرغ آب پز نمودم تا بخورد. اما ایشان نصف آنرا خورد . گفتم : برادر جان ، چرا کم خوردی ؟ نصف تخم مرغ چه هست ؟ گفت : باید با سختی و کم خوری عادت کنیم . چون در جبهه گاهی اوقات مشکلاتی هست که باید کم خورد . •وقتی جهانگیر از جبهه به مرخصی آمده بود . پدرم سخت مریض بود و برای مداوا شدیداً به پول احتیاج داشتیم جهانگیر بدون اطلاع پدرم تلویزیون که مال خودش بود را فروفته و پدرم را مداوا نمود . وقتی پدرم متوجه قضیه شد از ایشان تشکر نمود . و این کار خداپسندانه و این ایثار ایشان هرگز از یادمان نمی رود .[۱]

پانویس

  1. سایت یاران رضا

رده‌ها