در زمان اطلاع رسانی شهادت این بزرگوار، یکی از اقوام که در سپاه پاسداران بود اعلام نمود که نمی دانم به چه طریقی شهادت او را به والدینش بگویم؟ لذا تصمیم گرفتیم که اعلام کنم که شهید نشده و در بیمارستان بستری می باشد. وقتی به پدر بزرگوارش مراجعه نمودم و مطالب را عنوان کردم دیدم که تمام مسائل دعوت و کفن و دفن شهید را از قبل پیش بینی کرده و گفت: پیکر مطهر فرزندم در کجاست؟ و با روحیه ای بالا بدون هیچ گونه ناراحتی با من روانه شهرستان اراک گردید. لیکن پدر و مادر شهید با توجه به آگاهی، هیچ گونه ناراحتی از شهادت او نداشتند؛ زیرا او را در راه خدا داده بودند.
نظر به این که در آن زمان خیلی از افراد آن چنان آگاهی از مقام شهید نداشتند مبنی بر این که شهیدی که در میدان نبرد به شهادت رسیده نیاز به غسل ندارد و این بزرگوار در جبهه به شهادت رسیده بود به همین خاطر او را به حمام ده بردند و پدرش و یکی از پسر عموهایش لباس های او را از بدنش جدا نموده و چون حدوداً 30 الی 40 ترکش در بدن وی اصابت نموده بود پدرش شخصاً او را غسل داد و پنبه در سوراخ های شکاف های ترکش نهاد و خود کفن و دفن فرزندش را به عهده گرفت.
روحانی به نام شیخ حسن محمدی نیز حضور داشت که بعد متوجه شدند که شهید احتیاج به غسل نداشته و بایستی با لباس به خاک سپرده شود و به همین دلیل که بستگان نزدیک از قبیل مادر و خواهرانش لباس های خون آلود او را نبیند لباس ها را به مسئول حمام دادند که آن را به نحوی پنهان نماید که آن هم ناآگاهانه لباس ها را به داخل کوره حمام انداخته بود تا به دست مادر و خواهرانش نیفتد بعد از چند ساعت که لباس ها در داخل کوره بودند مسئول حمام متوجه می شود که آتش به لباس ها هیچ گونه اثری نگذاشته و هیچ تغییری حاصل نشده و صحیح و سالم می باشند که طاقت نیاورده و بی هوش می شود. بعد از به هوش آمدن لباس ها را به دیگران نشان می دهد و هنوز هم لباس ها سالم در دست والدینش می باشد.<ref>[http://ajashohada.ir/Home/MartyrDetails/25228 سایت شهدای ارتش]</ref>==نگارخانه تصاویر==<gallery>
Image:5909867 (1).jpg
منبع</gallery>سایت شهدای ارتشhttp://ajashohada.ir/Home/MartyrDetails==پانویس==<references /25228>