وقتی به دبیرستان رفت مادرش مریض بود و او همیشه ازم ادرش دلجویی می کرد و به مادرش خیلی احترام می گذاشت و با اجازه مادرش در مسجد فعالیت می کرد و از طرف مسجد برای گذراندن دوره های آمادگی به پادگی خاساوان رفت و بعد از آنکه از دوره آموزشی و دفایی برگشت مادرش از دنیا رفت و او را با عالمی از غم و اندوه تنها گذاشت و این اتفاق موقعی بود که کشور عراق به کشور جمهوری اسلامی ایران حملات خود را شروع کرده بود.. شهید قاسم بالازاه خیلی غصه می خورد و ناراحت بود و خیلی دلش می خواست به جبهه ؟؟؟؟؟ تمام نشده بود.
وقتی که آخرین امتحان درسش را داد، از طرف مسجد محله برای گذراندن دوره های بسیجی به اردوها می رفت تا اینکه بالاخره وقت خدمت سربازی فرا رسید و در اولین فرصت برای دفاع از کشور جمهوری اسلامی و ناموس وطن خودش و با شور و اشتیاقی که به بچه های جبهه داشت به خدمت مقدس سربازی رفت و بلافاصله به جبهه ها اعزام شد و به لشگر 21 حمزه افتاد و بعد از گذشتن 5 ماه در جبهه های نبرد حق علیه باطل به درجه رفیغ شهادت نائل گردید و در 29 اردیبهشت هزار و سیصد و شصت و پنج به خاک سپرده شد.
==نگارخانه تصاویر==
<gallery>
Image:1103557KAKA013-001.jpg
Image:1103557KAKA007-001.jpg
Image:1103557KAKA005-001.jpg
Image:1103557KAKA004-001.jpg
Image:قاسم.jpg
</gallery>
منبع:سایت شهدای ارتش
http://ajashohada.ir/Home/MartyrDetails/38094