ویرایش‌ها

پرش به: ناوبری، جستجو

شهیدابوالفضل اصفهانی

۱٬۱۱۴ بایت حذف‌شده، ‏۲۴ مهر ۱۳۹۸، ساعت ۱۹:۴۴
Khoshkenar9712 صفحهٔ [[شهید ابوالفضل اصفهانی]] را به [[شهیدابوالفضل اصفهانی]] منتقل کرد
==زندگی نامه: سخن از قهرمانان ی است ==شهید ابوالفضل اصفهانی بود که م ی وه ها ی معطّر در سال 1346 دیده به این جهان گشود. در خانواده اش مذهبی رشد کرد خوش اخلاق، خوش برخورد، صبور، باگذشت و گوارا ی تار ی خند . انسان ها ی والا یی مهربان تربیت شد تا جایی که آمال مورد تعریف تمام دوستان و آرزوها ی دن ی و ی را به خاطر صعود به قله شهادت به اعماق درّه فرستاده اندنزدیکان بود. آن شهدا ی گمنام ی که فداکار ی و استقامت را، از رهبرشان امام حس ی ن (عل ی ه السلام) آموخته اند و شهادت را ف ی ض ی عظ ی م برا ی دست ی اب ی دن به مقام قرب اله ی دانسته اند، همان دلاوران ی که با وجود کمی سن در سرزم ی ن سرخ غرب اوج گیری انقلاب اسلامی ایران، با شرکت در تظاهرات، راهپیمایی ها و جنوب م ی هن اسلام ی و به هنگام سجده پخش اعلامیه ها ی طولان ی به نجوا نشسته اند که «اللهم ارزقنا توف ی ق الشهادة ف ی سب ی لک » در براندازی رژیم ستمشاهی مؤثر بود.
ی ک ی بعد از آن دلاور مردان شه ی د ابوالفضل اصفهان ی بود این که در یوم الله 22 بهمن سال 1346 د ی ده 1357 پیروزی چون بهاری شکفت و به ا ی ن جهان گشود. شکوفه عدل و آزادی بار گرفت و نهادهای انقلابی با فرمان امام امت در خانواده اش مذهب ی رشد کرد خوش اخلاق، خوش برخورد، صبور، باگذشت بین امت حزب الله جوشیدند، وی به عضویت بسیج مسجد محل درآمد. امّا بعد از مدّتی به خاطر بعضی از مشاجرات و مهربان ترب ی ت شد تا جا یی که مورد تعر ی ف تمام دوستان بگومگوها استعفا داد و نزد ی کان بودخود را برای خدمت مقدّس سربازی آماده نمود. با وجود کم ی سن در اوج گ ی ر ی انقلاب اسلام ی ا ی ران، با شرکت در تظاهرات، راهپ ی ما یی ها این که هنوز شرایط سربازی رفتن را، از لحاظ سنّی نداشت، داوطلبانه ثبت نام نمود و پخش اعلام ی ه ها در برانداز ی رژ ی م ستمشاه ی مؤثر بود آن لباس مقدّس را به تن کرد.
بعد از ا ی ن که دوران آموزشی را در ی وم الله 22 بهمن سال 1357 پ ی روز ی چون بهار ی شکفت کرمان طی نمود و سپس به شکوفه عدل و آزاد ی بار گرفت و نهادها ی انقلاب ی با فرمان امام امت کردستان، این استان مظلوم نگاه داشته شده در ب ی ن امت حزب الله جوش ی دند، و ی به عضو ی ت بس ی ج مسجد محل درآمدنظام طاغوتی اعزام گشت. امّا بعد از مدّت ی به خاطر بعض ی از مشاجرات دو سال هم شرایط سخت منطقه را برای رضای خدا تحمل کرد و بگومگوها استعفا د اد و خود را برا ی خدمت مقدّس سرباز ی آماده نمود. با ا ی ن دم بر نیاورد؛ بلکه شاکر خدا بود که هنوز شرا ی ط سرباز ی رفتن را، از لحاظ سنّ ی نداشت، داوطلبانه ثبت نام نمود و آن لباس مقدّس را موفق به تن کرد مبارزه با دشمنان میهن اسلامی شده است.
دوران آموزش ی را در کرمان ط ی نمود و سپس آخرین مرخصی به کردستان، ا ی ن استان مظلوم نگاه داشته شده در نظام طاغوت ی اعزام گشت. دو سال هم شرا ی ط سخت منطقه را برا ی رضا ی خدا تحمل کرد گواهی و دم بر ن ی اورد؛ بلکه شاکر خدا نقل قول بستگان و نزدیکانش، چهره اش زیباتر و نورانی گشته بود که موفق . با بازگشت به مبارزه جبهه های حق علیه باطل و رزم بی امان با دشمنان م ی هن اسلام ی و مسلمین چند روزی بیشتر به پایان خدمتش نمانده بود که داوطلب تخریب مین های کار گذاشته شده است توسط متجاوزان بعثی شد. تعدادی از آنها را خنثی نمود مسافتی هم در ارتفاعات کله قندی پیشرفت و به هنگام بازگشت دو ترکش از طرف مزدوران بعثی، یکی به پشت و دیگری به پاهایش اصابت نمود و به لقاءالله پیوست و آن روز تقویم 1366/05/22 را نشان می داد که برابر شب عید غدیر بود.
در آخر ی ن مرخص ی به گواه ی و نقل قول بستگان و نزد ی کانش، چهره اش ز ی باتر و نوران ی گشته بود. با بازگشت به جبهه ها ی حق عل ی ه باطل و رزم ب ی امان با دشمنان اسلام و مسلم ی ن چند روز ی ب ی شتر به پا ی ان خدمتش نمانده بود که داوطلب تخر ی ب م ی ن ها ی کار گذاشته شده توسط متجاوزان ب عث ی شد. تعداد ی ==خاطرات==خاطره اتی از آنها را خنث ی نمود مسافت ی هم در ارتفاعات کله قند ی پ ی شرفت و به هنگام بازگشت دو ترکش از طرف مزدوران بعث ی ، ی ک ی به پشت و د ی گر ی به پاها ی ش اصابت نمود و به لقاءالله پ ی وست و آن روز تقو ی م 1366/05/22 را نشان م ی داد که برابر شب ع ی د غد ی ر بود .زبان خواهر شهید
نامش در دفتر سرخ شهادت پدر و ی ادش مادرم خیلی اصرار داشتند که ابوالفضل بتواند در دل حزب الله جاودانه بادتحصیلات به مقام عالیه برسد اما او چشم های خود را به روی مقامات دنیایی بسته بود و زندگی اخروی را به زندگی دنیوی ترجیح داد.
برادرم از وقتی که از خانه رفت دیگر حال و هوای شاداب خانه هم به سمت نگرانی و غم سوق پیدا کرد و این چنین است که انسان تا زمانی که گوهر ارزشمند در دستانش است قدرش را نمی داند. زمانی که آن گوهر از دست رود تازه به این پی می بریم که چه عزیزی را از دست دادیم اما مادر با این کلامش که می گفت: من فرزندم را برای یاری امام و در راه خدا بخشیدم، دیگر جای ناشکری نداشتیم و ایمان قلبی خود را با نور حرف مادر جلا می دادیم.
خاطرات:برادرم ابوالفضل از سوی بسیج به کردستان عازم شد و با وجود سن کم مسئولیت خمپاره اندازی را به دوش گرفت و با کمال میل به نابودی دشمن و برقراری امنیت پرداخت و در همین راه هنگام اقامه نماز خیلی معصومانه به شهادت رسید.
خاطره ات ی من از زبان خواهر شه ی دملت شهید پرور ایران می خواهم که هرگز جبهه ها را خالی و اسلحه برادران و فرزندان ما را به زمین نگذارید تا خون گرم آنها پایمال گردد و به امید این که ما هم بتوانیم لایق این باشم که راه برادرمان را ادامه دهیم.<ref>[http://ajashohada.ir/Home/MartyrDetails/38506 سایت شهدای ارتش]</ref>==نگارخانه تصاویر==<gallery>
پدر و مادرم خ ی ل ی اصرار داشتند که ابوالفضل بتواند در تحص ی لات به مقام عال ی ه برسد اما او چشم ها ی خود را به رو ی مقامات دن ی ا یی بسته بود و زندگ ی اخرو ی را به زندگ ی دن ی و ی ترج ی ح داد Image:1052932KAKA001-001.jpg
برادرم از وقت ی که از خانه رفت د ی گر حال و هوا ی شاداب خانه هم به سمت نگران ی و غم سوق پ ی دا کرد و ا ی ن چن ی ن است که انسان تا زمان ی که گوهر ارزشمند در دستانش است قدرش را نم ی داند. زمان ی که آن گوهر از دست رود تازه به ا ی ن پ ی م ی بر ی م که چه عز ی ز ی را از دست داد ی م اما مادر با ا ی ن کلامش که م ی گفت: من فرزندم را برا ی ی ار ی امام و در راه خدا بخش ی دم، د ی گر جا ی ناشکر ی نداشت ی م و ا ی مان قلب ی خود را با نور حرف مادر جلا م ی داد ی م .
برادرم ابوالفضل از سو ی بس ی ج به کردستان عازم شد و با وجود سن کم مسئول ی ت خمپاره انداز ی را به دوش گرفت و با کمال م ی ل به نابود ی دشمن و برقرار ی امن ی ت پرداخت و در هم ی ن راه هنگام اقامه نماز خ ی ل ی معصومانه به شهادت رس ی د .</gallery>
من از ملت شه ی د پرور ا ی ران م ی خواهم که هرگز جبهه ها را خال ی و اسلحه برادران و فرزندان ما را به زم ی ن نگذار ی د تا خون گرم آنها پا ی مال گردد و به ام ی د ا ی ن که ما هم بتوان ی م لا ی ق ا ی ن باشم که راه برادرمان را ادامه ده ی م .==پانویس==  منبع:سایت شهدای ارتش http://ajashohada.ir/Home/MartyrDetails <references /38506>
۱٬۰۶۹
ویرایش