{{جعبه اطلاعات افراد نظامی |نام فرد = جهانگیر باغچی|تصویر = جهانگیر باغچی.jpg|توضیح تصویر = |ملیت = [[پرونده:پرچم ایران.png|22px]] ایرانی|شهرت = |دین و مذهب = [[مسلمان]]، [[شیعه]]|تولد = |شهادت = [[الگو:شهدای 31شهریور |1365/06/31]] |وفات = |مرگ = |محل شهادت = |مفقود = |جانباز = |اسارت = |نیرو = |یگانهای خدمت = |طول خدمت = |درجه = |سمتها = |جنگها = |نشانهای لیاقت = |عملیات = |فعالیتها = |تحصیلات = |تخصصها = |شغل = |خانواده = }}[[شهید جهانگیر باغچی]]
نام : جهانگیر محل تولد : بجنورد
نام خانوادگی : باغچقی باغچی تاریخ شهادت : [[1365/06/31]]
نام پدر : احمد مکان شهادت :
تحصیلات : نامشخص منطقه شهادت :
==خاطرات==
•قبل از انقلاب [[نقلاب]] یک روز مامورین شاه به همراه چماق به دستان به مسجد و سپس به منزل آیت ا… میهمان نواز حمله ور شدند و تمام کتابها و قرآنها ی ایشان را به آتش کشیدند یادم می آید [[جهانگیر ]] با آنکه سن کمی داشت گریه کنان به منزل آمد و جریان آتش زدن منزل آقای مهمان نواز را می گفت و گریه می کرد و ایشان آن شب را تا صبح دعا و نماز خواند .•یادم می آید یکدفعه که از [[جبهه ]] آمده بود مریض بود . من برای ایشان یک دانه تخم مرغ آب پز نمودم تا بخورد. اما ایشان نصف آنرا خورد . گفتم : برادر جان ، چرا کم خوردی ؟ نصف تخم مرغ چه هست ؟ گفت : باید با سختی و کم خوری عادت کنیم . چون در [[جبهه ]] گاهی اوقات مشکلاتی هست که باید کم خورد .•وقتی [[جهانگیر ]] از [[جبهه ]] به مرخصی آمده بود . پدرم سخت مریض بود و برای مداوا شدیداً به پول احتیاج داشتیم [[جهانگیر ]] بدون اطلاع پدرم تلویزیون که مال خودش بود را فروفته و پدرم را مداوا نمود . وقتی پدرم متوجه قضیه شد از ایشان تشکر نمود . و این کار خداپسندانه و این ایثار ایشان هرگز از یادمان نمی رود .<ref>[http://yaranereza.ir/ShowSoldier.aspx?SID=3523 سایت یاران رضا]</ref>
==پانویس==
<references />