ویرایش‌ها

پرش به: ناوبری، جستجو

شهید محسن فرخنده

۲۱ بایت حذف‌شده، ‏۲۸ مهر ۱۳۹۸، ساعت ۱۲:۵۷
/* زندگی نامه */
محل آرامگاه :خراسان رضو ی - مشهد - حرم مطهر
==زندگی نامه==
محسن فرخنده در قریه جعفری بخش تبادکان شهید در سال 1344 متولد شد و دوران ابتدایی خود را در قریه مذبور گذراند و در ضمن تحصیل و بعد از ان به کار کشاورزی و دامداری و دیگر کارهای روستایی مشغول بود تا اینکه جنگ شروع شد و در این صورت او علاقه فراوان داشت که به جبهه برود و با رزمندگان دیگر اسلام همکاری نمیاد و در مدتی که در روستا بود عضو بسیج بود که در شبها در روستا پاسداری میداد و چون برادران دیگر شهید بطور قناعت در جبهه بودند و او هم همیشه میخواست به جبهه برود از طرف پدر و مادر مانع می شد که هر موقع دیگر برادران از جبهه امدند او برود ولی با گریه فراوان و اینکه اگر مگذارید بروم خود کشی میکنم مدت 3 ماه در جبهه حق علیه باطل شرکت میکرد و قبل از اینکه زمان سربازی بر یر داوطلبانه چندین مرتبه داوطلب خدمت سربازی شد تا اینکه موقع سربازی رسید و بعد از دوره اموزش به تهران منتقل شد و در ستاد نیروی زمینی دژبان بود و 6 ماهه اخر سربازی به جبهه حاج عمران عازم شد و در اخرین روزهای خدمت که همه منتظر امدنش بودند مجروح می شود و چون زیر اتش سنگین دشمن وبده تا لحظه رسانیدنبه اورژانس به علت خونریزی و ترکش به دست و پا شهید می شود. که هنوز بعد از حدود 50 روز وسایل شهید نبامده است. این شهید از ابتدای کودکی مورد علاقه شدید دوستان و قوم خویشان بود و چون برادر بزرگ این شهید هم در 7 سال پیش در سانحه اتومبیل درگذشت پسران این مرحوم که هنوز کوچک هستند بسیار علاقه مند به این شهید بودند و امیدشان این بود که بعد زا سربازی در کنار انها و پیرو هستید خود باشم تا پستوانه ای داشته باشند که مشیّت الهی چنین بود و در راه اسلام و وطن و در راهی که سالار شهیدان می پیمود قدم گذاشت و به ملکوت اعلا پیوست.<ref>[http://ajashohada.ir/Home/MartyrDetails/37824 سایت شهدای ارتش]</ref>
==نگارخانه تصاویر==
<gallery>
زندگی نامهImage: محسن فرخنده در قر ی ه جعفر ی بخش تبادکان شه ی د در سال 1344 متولد شد و دوران ابتدا یی خود را در قر ی ه مذبور گذراند و در ضمن تحص ی ل و بعد از ان به کار کشاورز ی و دامدار ی و د ی گر کارها ی روستا یی مشغول بود تا ا ی نکه جنگ شروع شد و در ا ی ن صورت او علاقه فراوان داشت که به جب هه برود و با رزمندگان د ی گر اسلام همکار ی نم ی اد و در مدت ی که در روستا بود عضو بس ی ج بود که در شبها در روستا پاسدار ی م ی داد و چون برادران د ی گر شه ی د بطور قناعت در جبهه بودند و او هم هم ی شه م ی خواست به جبهه برود از طرف پدر و مادر مانع م ی شد که هر موقع د ی گر برادران از جبهه امدند او برود ول ی با گر ی ه فراوان و ا ی نکه اگر مگذار ی د بروم خود کش ی م ی کنم مدت 3 ماه در جبهه حق عل ی ه باطل شرکت م ی کرد و قبل از ا ی نکه زمان سرباز ی بر ی ر داوطلبانه چند ی ن مرتبه داوطلب خدمت سرباز ی شد تا ا ی نکه موقع سرباز ی رس ی د و بعد از دوره اموزش به تهران من تقل شد و در ستاد ن ی رو ی زم ی ن ی دژبان بود و 6 ماهه اخر سرباز ی به جبهه حاج عمران عازم شد و در اخر ی ن روزها ی خدمت که همه منتظر امدنش بودند مجروح م ی شود و چون ز ی ر اتش سنگ ی ن دشمن وبده تا لحظه رسان ی دنبه اورژانس به علت خونر ی ز ی و ترکش به دست و پا شه ی د م ی شود. که هنوز بعد از حدود 50 روز وسا ی ل شه ی د نبامده است. ا ی ن شه ی د از ابتدا ی کودک ی مورد علاقه شد ی د دوستان و قوم خو ی شان بود و چون برادر بزرگ ا ی ن شه ی د هم در 7 سال پ ی ش در سانحه اتومب ی ل درگذشت پسران ا ی ن مرحوم که هنوز کوچک هستند بس ی ار علاقه مند به ا ی ن شه ی د بودند و ام ی دشان ا ی ن بود که بعد زا سرباز ی در کنار انها و پ ی رو هست ی د خود باشم تا پستوانه ا ی داشته باشند که مش یّ ت اله ی چن ی ن بود و در راه اسلام و وطن و در راه ی که سالار شه ی دان م ی پ ی مود قدم گذاشت و به ملکوت اعلا پ ی وست 1561584KAKA001-001 (1).jpg
منبع:سایت شهدای ارتش</gallery>
http:==پانویس==<references //ajashohada.ir/Home/MartyrDetails/37824>
۱۱٬۹۷۱
ویرایش