==زندگی نامه==
همزمان با روز ۲۸ صفر درسال [[۱۳۳۵]] خورشیدی که شیعیان عزادار سالگرد رحلت پیامبر بزرگوار اسلام ( ص ) و [[امام حسن مجتبی]] ( ع ) سومین جانشین و نوه ی رسول مکرم اسلام بودند , در شهر دلاور خیز و مقاوم خرمشهر کودکی متولد شد تا این مژده را با خود داشته باشد که راه پیامبروجانشینان معصوم او تا ابد وتا ظهور منجی بشریت ادامه خواهد داشت .
*احمد شوش احمد پس از معالجه وبهبودی به سوریه رفت تا از آن جا به کمک برادران فلسطینی اش بشتابد . در چند عملیات در فلسطین اشغالی شرکت کرد و تجارب خود را به مبارزان فلسطینی منتقل کرد . اوپس از ۴ ماه به وطن بر گشت . پس از مراجعت به کشور , در مسئولیتهای رئیس جهاد سازندگی ( سابق ) خرمشهر، فرمانده انتظامات استانداری خوزستان و فرمانده کمیته انقلاب اسلامی ( سابق ) اهواز فعالیت کرد . *تولد همزمان با روز ۲۸ صفر درسال ۱۳۳۵ خورشیدی که شیعیان عزادار سالگرد رحلت پیامبر بزرگوار اسلام ( ص ) وامام حسن مجتبی ( ع ) سومین جانشین و نوه ی رسول مکرم اسلام بودند , در شهر دلاور خیز و مقاوم خرمشهر کودکی متولد شد تا این مژده را با خود داشته باشد که راه پیامبروجانشینان معصوم او تا ابد وتا ظهور منجی بشریت ادامه خواهد داشت . پدر ش برای تبرک نام او را احمد گذاشت و او را برابر آیین [[حضرت محمد ]] ( ص ) تربیت کرد تا برای روزهای سخت آینده مایه عزت و سر بلندی کشورش باشد . *تحصیلات
احمد دوران تحصیل را تا سال چهارم دبیرستان با موفقیت گذراند . بعد از آن به علت وضعیت نامناسب اقتصادی خانواده اش , تحصیل را کنار گذاشت و به کار پرداخت . او کسی نبود که درآمدش را فقط برای خانواده خرج کند , با اینکه خانواده اش شدیداً در تنگنابودند ولی او فقیران را هم فراموش نمی کرد و یار و یاور آنان بود .
*مبارزات انقلاب
مدتی بعد به خدمت سربازی رفت . دوره خدمت سربازی او همزمان شده بود با اوج گیری وخیزش همگانی مردم بر علیه حکومت دیکتاتوری شاه .
در پی دستور [[امام خمینی ]] مبنی بر ترک پادگانها و مراکز نظامی از سوی نیروهای وظیفه و کادر، اوتمام خطرات این کار را پذیرفت و از پادگان فرار کرد تا ارادتش را نسبت به مولا و مقتدایش ابراز نماید . پس از ترک خدمت سربازی تمام توان و وقتش را صرف مبارزه با حکومت شاه کرد . او به همراه دو تن از دوستانش با ابتکار، دستگاه چاپ ساده ای را ساختند واقدام به چاپ و پخش پیام های امام خمینی ( ره ) در بین مردم نمودند .
در طاقت فرسا ترین و سخت ترین دوران مبارزات انقلاب او در صف اول بود . در تصرف شهربانی و دژبانی حکومت شاه در خرمشهر نقش اساسی داشت .
*ایجاد امنیت در خرمشهر
*ترور احمد توسط منافقین
مدتی بعد وبا آرام شدن اوضاع شهر او به سمت مسئول جهاد سازندگی ( سابق ) خرمشهر منصوب شد . در طول فرماندهی و مدیریتش فقط به رضای خداوند می اندیشید و می گفت : وقتی نیت برای خدا باشد , کمیته، جهاد، [[سپاه ]] و هر جای دیگر فرقی نمی کند .
دشمنان مردم و انقلاب او را بزرگترین مانع در رسیدن به اهداف شوم و کثیف خود در خرمشهر می دانستند . احمد توسط منافقین شناسایی و ترور شد اما از این ترور جان سالم به در برد اما به شدت مجروح شد . با توجه به شدت جراحت و آسیب دیدگی اورا برای معالجه به آلمان اعزام کردند .
*حضور در فلسطین
*حضور در جبهه
به دنبال حمله وحشیانه حکومت بعث صدام به مرزهای خاکی، آبی وهوایی ایران، او گروهی از رزمندگان را در مسجد سلمان فارسی اهواز سازماندهی کرد و به [[جبهه]] شتافت . قبل از حرکت به سمت جبهه , در جمله ای حماسی به همرزمانش گفت : " وقتی کفار به خاک مسلمین تجاوز کرده باشند , برای مسلمانان عقب نشینی معنا ندارد، فرق [[اسلحه]] ما با سلاحهای پیشرفته در این است که سلاح های پیشرفته یا برد بیشتری دارند و یا قدرت تخریب بالاتر ولی سلاح های ساده ما مجهز به ایمان به خداوند متعال است . "
او در نبرد تن به دنبال حمله وحشیانه حکومت بعث صدام به مرزهای خاکی، آبی وهوایی ایران، او گروهی تن در مقاومت ۳۴ روزه خرمشهر که تعداد اندکی از رزمندگان را در مسجد سلمان فارسی اهواز سازماندهی کرد و به جبهه شتافت مقابل چند لشکر دشمن انجام دادند؛ شکارچی [[تانک]] لقب گرفت . قبل از حرکت به سمت جبهه , احمد در جمله ای حماسی به همرزمانش گفت : " وقتی کفار به خاک مسلمین تجاوز کرده باشند , برای مسلمانان عقب نشینی معنا ندارد، فرق اسلحه ما با سلاحهای پیشرفته در این است یک روز آنقدر [[آرپی جی]] شلیک کرد که سلاح های پیشرفته یا برد بیشتری دارند و یا قدرت تخریب بالاتر ولی سلاح های ساده ما مجهز به ایمان به خداوند متعال است کتفش سوخت . "
او در نبرد تن به تن در مقاومت ۳۴ روزه خرمشهر که تعداد اندکی از رزمندگان در مقابل چند لشکر دشمن انجام دادند؛ شکارچی تانک لقب گرفت . احمد در یک روز آنقدر آرپی جی شلیک کرد که کتفش سوخت .
*شهادت
در روزهای سخت نبرد ورد زبانش این شعر حماسی بود :" من ایرانیم آرمانم شهادت ."
احمد فرمانده بود اما بیشتر از نیروهای تحت فرماندهی اش تلاش می کرد . سر انجام در نهمین روز از تجاوز همه جانبه ی دشمن , درتاریخ [[۸/ ۷/ ۱۳۵۹ ]] که برای شناسایی به نزدیکی های [[پل نو ]] رفته بود , مورد هدف گلوله های دشمن قرار گرفت وبه شهادت رسید . منبع<ref>تدوین شده توسط دانشنامه شهیدان از خاطرات شفاهی خانواده، دوستان و آثار شهید</ref>
تدوین شده توسط دانشنامه شهیدان از خاطرات شفاهی خانواده، دوستان و آثار شهید==پانویس==<references />
ردههای این صفحه : شهیدان استان خوزستان | شهیدان خرمشهر | شهیدان سپاه | شهیدان فرمانده گروهان | شهیدان لشکرولیعصر ( عج ) | شهیدان متولد 1335 | شهیدان مقاومت 34 روزه خرمشهر | شهیدان 1359
== ردهها ==
{{ترتیبپیشفرض:احمد_شوش}}