==زندگی نامه==محمدرضا ریاحی نبی، فرزند ابوالقاسم و عصمت جریانی ، در [[بیست و هفتم شهریور ماه سال 1341]] در [[اصفهان]] به دنیا آمد تولد او مصادف با شهادت [[امام جعفر صادق (ع)]] بود.بعد از پشت سرگذاشتن دوره ابتدایی، دوره راهنمایی را در مدرسه احمدیه تمام کرد. همزمان با جریانات انقلاب فعالانه در صحنه سیاسی حضور داشت و تعدادی [[کوکتل مولوتف]] درست کرد. در تحصن و اعتصاباتی که در خانه آیت الله خادمی برگزار می شد، حضور داشت.دوره دبیرستان را در مدرسه ادب تحصیل کرد و بعد از اینکه دیپلم گرفت 6 ماه در حوزه علمیه درس خواند و سپس وارد سپاه شد.ایشان در [[بسیج]] مدارس نقش فعالی داشت. به عنوان مربی عقیدتی و اخلاق در [[بسیج]] فعالیت می کرد و کلاس آموزش [[قرآن]] برقرار می نمود.محمد اوایل جنگ در کارهای فرهنگی فعالیت می کرد و اولین بار در 18 سالگی از طریق [[بسیج]] به عنوان یک نیروی فرهنگی عازم [[کردستان]] شد. چون احساس تکلیف می کرد و پیرو امام بود و از ایشان الگو می گرفت.بعد از اینکه جنگ در جنوب بیشترین داوطلب را می خواست، محمدرضا به منطقه جنوب اعزام شد و از آنجا وارد کارهای رزمی و نظامی شد.در طول [[عملیات فتح المبین]] ایشان- که یک نیروی گروهان بود - به عنوان فرمانده دسته و سپس به عنوان معاون گردان انجام وظیفه می کرد.ایشان در بیشتر عملیات ها شرکت فعال داشت، از جمله [[فتح المبین]] ، [[رمضان]] و [[محرم]] ، [[بیت المقدس]] و [[عملیات والفجر 2]] که بیشتر به عنوان فرمانده گردان خدمت کرد.محمدرضا در [[عملیات محرم]] و [[رمضان]] ، 2 بار مجروح شد . یک بار در تبریز بستری بود و بار دوم بر اثر اصابت تیر به ناحیه پا دچار شکستگی شد و دچار [[موج گرفتگی]] گردید و در بیمارستان شریعتی [[اصفهان]] بستری شد و حدود یک ماه طول کشید تا بهبود یافت.محمدرضا در تاریخ [[62/5/14]] در [[منطقه حاج عمران]] به شهادت رسید. تا 18 روز جنازه اش زیر آتش دشمن بود.<ref>[http://khayyen.ir/shahid/51 سایت شهدای خین]</ref>==نگارخانه تصاویر==<gallery>
Image:51.jpg
</gallery>
محمدرضا ریاحی نبی، فرزند ابوالقاسم و عصمت جریانی ، در بیست و هفتم شهریور ماه سال 1341 در اصفهان به دنیا آمد تولد او مصادف با شهادت امام جعفر صادق (ع) بود.==پانویس== بعد از پشت سرگذاشتن دوره ابتدایی، دوره راهنمایی را در مدرسه احمدیه تمام کرد. همزمان با جریانات انقلاب فعالانه در صحنه سیاسی حضور داشت و تعدادی کوکتل مولوتف درست کرد. در تحصن و اعتصاباتی که در خانه آیت الله خادمی برگزار می شد، حضور داشت. دوره دبیرستان را در مدرسه ادب تحصیل کرد و بعد از اینکه دیپلم گرفت 6 ماه در حوزه علمیه درس خواند و سپس وارد سپاه شد. ایشان در بسیج مدارس نقش فعالی داشت. به عنوان مربی عقیدتی و اخلاق در بسیج فعالیت می کرد و کلاس آموزش قرآن برقرار می نمود. محمد اوایل جنگ در کارهای فرهنگی فعالیت می کرد و اولین بار در 18 سالگی از طریق بسیج به عنوان یک نیروی فرهنگی عازم کردستان شد. چون احساس تکلیف می کرد و پیرو امام بود و از ایشان الگو می گرفت. بعد از اینکه جنگ در جنوب بیشترین داوطلب را می خواست، محمدرضا به منطقه جنوب اعزام شد و از آنجا وارد کارهای رزمی و نظامی شد. در طول عملیات فتح المبین ایشان- که یک نیروی گروهان بود - به عنوان فرمانده دسته و سپس به عنوان معاون گردان انجام وظیفه می کرد. ایشان در بیشتر عملیات ها شرکت فعال داشت، از جمله فتح المبین، رمضان و محرم ، بیت المقدس و عملیات والفجر 2 که بیشتر به عنوان فرمانده گردان خدمت کرد. محمدرضا در عملیات محرم و رمضان، 2 بار مجروح شد . یک بار در تبریز بستری بود و بار دوم بر اثر اصابت تیر به ناحیه پا دچار شکستگی شد و دچار موج گرفتگی گردید و در بیمارستان شریعتی اصفهان بستری شد و حدود یک ماه طول کشید تا بهبود یافت. محمدرضا در تاریخ 62/5/14 در منطقه حاج عمران به شهادت رسید. تا 18 روز جنازه اش زیر آتش دشمن بود. منبع سایت شهدای خین http://khayyen.ir/shahid<references /51>