==وصیت نامه==
اينک که کار به اينجا رسيده، ما عازم کربلاي نويني در عصرخود هستيم. تا لبيکي به فرموده امام حسين عليه السلام که ميفرمايند: « هل من ناصر ينصرني» گفته باشيم. سخناني با خداي خود دارم. من که جز گناه کار ديگري انجام ندادهام. از گناهانم در گذر و من را ببخش و بيامرز و اين چند قطره خون ناقابل را از من قبول بفرما! چه خوب است که اين قطره خون در کربلاي عصر ما في سبيلالله ريخته شود! شايد با ريخته شدن خون ما، گناهان ما پاک و خط بطلاني بر اعمال و کردار ناپسند ما باشد. فقط تو آگاهي که من با شناخت و بهره گيري از رهنمودهاي امام، اين پيرجماران، به ميدان جنگ آمدهام تا وظيفه مهمي که در قبال شهيدان بر دوش من سنگيني ميكند به مقصد برسانم. از امت مسلمان و فداکار ميخواهم در همه کارها و اعمال خود، خدا را در نظر داشته باشند و هيچ وقت از امام و روحانيت مبارز و دولت اسلامي و انقلابي دست بر ندارند! سفارشي هم به برادران سپاه و بسيج، که به عنوان بازوي ولايت فقيه و سربازان اسلام و امام زمان هستند و درخاطرهها، سربازان صدر اسلام را زنده ميکنند دارم؛ بايد به وظيفه خطيري که حفظ و پاسداري از اسلام و قران است عمل نمايند. در اين راه شب و روز براي رضاي خدا و حراست از دين او تلاش نمايند! مادر، مثل کوه استوار باش و لحظهاي از ياد خدا غافل مباش و زينب وار به زندگيات ادامه بده! مادرم، ميدانم که داغ فرزند براي تو سخت است، ولي از شما انتظار دارم که مانند بانوي بزرگوار اسلام، حضرت زينب سلام الله عليها در برابر مشکلات مقاومت کني تا دشمنان اسلام و منافقين بدانند که در هر زمان، شير زناني چون شما پيرو حضرت زينب هستند و فرزندان خود را با افتخار به اسلام هديه ميکنند، مادرجان، حلالم کن<ref>[http://%20%20http://www.3000shahid.ir/martyr/bio/220 سایت کنگره سه هزار شهید استان سمنان]</ref>==نگارخانه تصاویر==<gallery>Image:400_hosein-pahlevan-se-personeli.jpg</gallery>
==پانویس==
<references />