ویرایش‌ها

شهید حسین پور خسروانی

۶ بایت حذف‌شده، ‏۱ آبان ۱۳۹۸، ساعت ۱۹:۱۸
Khoshkenar9712 صفحهٔ [[شهید حسین پورخسروانی]] را به [[شهید حسین پور خسروانی]] منتقل کرد
- آن زمانی که ما هنوز کوچک بودیم یک سری پدر و مادرمان نبودند و برای کاری به شیراز رفته بودند حسین برادرم شب ها برای کشیک به بسیج می رفت از او خواستم تا مدتی که مادر نیست به بسیج نرود او هم به خاطر این که می خواست ما را قانع کند گفت: شما نترسید اصلا من می آیم کشیکم را توی همین کوچه ی پشتی می دهم. پرسیدم از کجا بفهمیم که تو راست می گویی گفت: من از پنجره به داخل خانه چراغ قوه می اندازم بعد او شب که از داخل کوچه با ماشین رد می شود چراغ قوه به داخل خانه می اندازد ما هم بچه بودیم فکر می کردیم که او تا صبح پشت دیوار ایستاده است. راحت می خوابیدیم بعد که مادرمان آمدند خندیدند و گفت من فقط چراغ قوه می انداختم و رد می شدم که مطمئن باشید که این پشت دیوارم ما هم فکر می کردیم که این تا صبح پشت دیوار وایستاده و این گونه آن ها از کشور دفاع می کردند .
- من به اتفاق شهید در جزیره ی مجنون و در حال عملیات بودیم چون در آن عملیات مهمات مان تمام شده بود در حال برگشتن بودیم و شهید پور خسروانی پشت سر ما بود گاهی سنگر می گرفتیم و گاهی در گیر می شدیم و کمی عقب می آمدیم یک دفعه من صدایی می شنیدم تا به عقب نگاه کردم پور خسروانی را دیدم که تیر خورده به ران پایش و نمی توانست راه برود بعد آمدم کمکش کنم گفت: نه شما آرپی جی زن هستی الان نیروها نیاز مبرم به تو دارند هر کاری کردم گفت اگر نروی با تیر تو را می زنم امدادگر آمد و پای او را بست ما یک خداحافظی کردیم و جدا شدیم .  <ref>[http://yaranereza.ir/ShowSoldier.aspx?SID=%204924 4924 سایت شهدای یاران رضا]</ref>
==پانویس==
<references />
۱٬۰۶۹
ویرایش