شهيد حميدرضا نوبخت: تفاوت بین نسخهها
از دانشنامه فرهنگ ایثار , جهاد و شهادت
Arameshi9706 (بحث | مشارکتها) |
|||
| سطر ۲: | سطر ۲: | ||
*مگه صدای اذان رو نشنيدی؟ | *مگه صدای اذان رو نشنيدی؟ | ||
| − | جزيره مينو بوديم. براي انجام دادن كاری سوار ماشین شديم و به طرف اهواز حركت كرديم. | + | جزيره مينو بوديم. براي انجام دادن كاری سوار ماشین شديم و به طرف [[اهواز]] حركت كرديم. |
| − | فصل تابستان بود و گرمای طاقت فرسای خوزستان همه رو اذيت می كرد. نزديكی های | + | فصل تابستان بود و گرمای طاقت فرسای [[خوزستان]] همه رو اذيت می كرد. نزديكی های [[اهواز]]، حميدرضا ماشینو یهو كنار جاده متوقف كرد. پرسیدم چرا وایسادی؟ |
گفت: مگه صدای اذان رو نشنيدی؟ | گفت: مگه صدای اذان رو نشنيدی؟ | ||
| − | گفتم: تا اهواز راهی نمونده، اونجا زير سرپناهی نماز می خونيم. حميدرضا نگاه معني داری به من كرد و گفت: تو از كجا می دونی تا اهواز ما زنده هستيم؟ | + | گفتم: تا [[اهواز]] راهی نمونده، اونجا زير سرپناهی نماز می خونيم. حميدرضا نگاه معني داری به من كرد و گفت: تو از كجا می دونی تا اهواز ما زنده هستيم؟ |
| − | پیاده شدیم و با مقدار آبی كه داخل ماشين داشتيم، وضو گرفتيم و همونجا نماز رو اول وقت به جا آورديم.<ref>اخلاق و عرفان</ref> | + | پیاده شدیم و با مقدار آبی كه داخل ماشين داشتيم، [[وضو]] گرفتيم و همونجا نماز رو اول وقت به جا آورديم.<ref>اخلاق و عرفان</ref> |
==پانویس== | ==پانویس== | ||
<references/> | <references/> | ||
نسخهٔ ۴ آبان ۱۳۹۸، ساعت ۰۸:۱۵
خاطرات
- مگه صدای اذان رو نشنيدی؟
جزيره مينو بوديم. براي انجام دادن كاری سوار ماشین شديم و به طرف اهواز حركت كرديم. فصل تابستان بود و گرمای طاقت فرسای خوزستان همه رو اذيت می كرد. نزديكی های اهواز، حميدرضا ماشینو یهو كنار جاده متوقف كرد. پرسیدم چرا وایسادی؟ گفت: مگه صدای اذان رو نشنيدی؟ گفتم: تا اهواز راهی نمونده، اونجا زير سرپناهی نماز می خونيم. حميدرضا نگاه معني داری به من كرد و گفت: تو از كجا می دونی تا اهواز ما زنده هستيم؟ پیاده شدیم و با مقدار آبی كه داخل ماشين داشتيم، وضو گرفتيم و همونجا نماز رو اول وقت به جا آورديم.[۱]
پانویس
- ↑ اخلاق و عرفان